شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bāzgu
repeat  |

بازگو

معنی: بازگو. (اِمص مرکب ) بازگوی . بازگویه . تکرار. اعاده ٔ چیزی که گفته شده باشد. (ناظم الاطباء). واگویه . تکرار سخن :
غصه ها هست در دلم که زبان
زهره ٔ بازگو نمیدارد.
خاقانی .
صحبت شبهای میخواران ندارد بازگو
چون ز مجلس میروی بیرون لب پیمانه باش .
صائب (از آنندراج ) (ارمغان آصفی ).
|| (نف مرکب ) بیان کننده . (غیاث اللغات ). گوینده ٔ سخن .
... ادامه
847 | 0
مترادف: 1- راوي، روايتگر، قصهگو، ناقل، واگو 2- بازگويه، تكرار 3- روايت، نقل
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) ‹بازگویه، واگویه› [قدیمی]
مختصات:
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: bAzgu
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 36
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
repeat | iteration , repetition , narrator
ترکی
dış ses
فرانسوی
narrateur
آلمانی
erzähler
اسپانیایی
narrador
ایتالیایی
narratore
عربی
كرر | تكرر , تجدد , أعاد , قال ثانية , أفشى سرا , أعاد في الفصل الدراسي , أعاد البث , خرج رائحة كريه , صوت اكثر من مرة , شىء مكرر , يكرر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بازگو" به معنای گفتن دوباره یا باز گفتن چیزی است. در اینجا برخی از قواعد و نکات نگارشی مربوط به این کلمه آورده شده است:

  1. استفاده از "بازگو" در جملات:

    • این کلمه معمولاً به عنوان فعل استفاده می‌شود. به عنوان مثال: "او داستان را بازگو کرد."
  2. نکته صرفی:

    • "بازگو" به صورت مصدر به کار می‌رود و می‌توان آن را به شکل‌های مختلف صرف کرد:
      • "بازگویم" (اول شخص مفرد)
      • "بازگویی" (دوم شخص مفرد)
      • "بازگفت" (گذشته)
  3. نکته نشانه‌ای:

    • این کلمه می‌تواند با پسوندها و پیشوندها ترکیب شود. به طور مثال، "دوباره بازگو کردن" یا "بازگوکننده".
  4. نکات نگارشی:

    • هنگامی که از "بازگو" در نوشتار استفاده می‌کنید، باید به توافقات جملات و ساختارهای دیگر توجه کنید تا معنی واضحی ارائه دهد.
    • کلمه "بازگو" معمولاً در متون ادبی، علمی و محاوره‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  5. حمل اصطلاحی:
    • "بازگو" می‌تواند به معنای تکرار اظهارات، نقل قول یا بیان حقایق باشد. در متون حقوقی یا رسمی می‌تواند به شکل‌های خاصی به کار رود.

توجه به این نکات می‌تواند به ارتقای کیفیت نوشتار و فهم مطلب کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "بازگو" آورده شده است:

  1. او داستان کودکی‌اش را با جزئیات کامل بازگو کرد.
  2. معلم از دانش‌آموزان خواست که نظرات خود را در مورد کتاب بخوانند و بازگو کنند.
  3. در جلسه‌ی معارفه، اعضای جدید تجربیات خود را بازگو نمودند.
  4. به نظر می‌رسید او در تلاش است تا احساساتش را به درستی بازگو کند.
  5. این مقاله به خوبی تاریخچه‌ی فرهنگ ایران را بازگو می‌نماید.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: تکرار، باز گو، تجدید، باز انجام، گفتن، باز گویی، اعاده

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری