شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bāž

باژ

معنی: باژ. (اِخ ) نام قریه ای است از قرای طوس و معرب آن فاز است . گویند تولد حکیم فردوسی از آنجاست . (برهان قاطع) (آنندراج ) (هفت قلزم ). نام قریه ای است از قرای طوس از ناحیت طبران بزرگ ، گویند که تولد حکیم فردوسی در آن قریه بوده است . (فرهنگ جهانگیری ). نام قریه ای است از ناحیه ٔ طبران بزرگ از مضافات طوس ، این قریه مسقط الرأس فردوسی است . (فرهنگ شعوری ). صاحب چهار مقاله نویسد: استاد ابوالقاسم فردوسی از دهاقین طوس بود از دیهی که آن دیه را باژ خوانند، از ناحیت طبران است ، بزرگ دیهی است و از وی هزار مرد بیرون آید. (چهار مقاله ٔ عروضی چ معین ص 58). حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی ، بزرگترین گوینده ٔ حماسی ایران در فاصله ٔ سالهای 320 - 330 هَ . ق . در قریه ٔ باژ از ناحیه ٔ طابران متولد و بسال 411 یا 416 هَ . ق .در طوس وفات یافت . (مزدیسنا و ادب پارسی ص 466). نام قریه ای از توابع طوس مولد حکیم فردوسی و آنرا تازیگاینده فاز میگویند. (ناظم الاطباء). پاز و فاز دهی است از اعمال مشهد و او را با ده دیگر موسوم به فرمی مترادف ذکر میکنند و فاز و فرمی گویند. (م . بهار).
... ادامه
323 | 0
مترادف: 1- باج، جزيه، خراج، ماليات 2- نيايش
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [قدیمی]
مختصات: (پیش .)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: bAZ
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 10
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
ترکی
geçiş ücreti
فرانسوی
sonner
آلمانی
maut
اسپانیایی
peaje
ایتالیایی
pedaggio
عربی
رسوم | قرع الناقوس , عدد الجرحى , رسوم عبور أو مرور , قرع , رن
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "باژ" در زبان فارسی به معنی باج و هزینه‌ای است که به عنوان مقدار مشخصی از ملزومات یا اموال به کسی پرداخت می‌شود. برای استفاده صحیح از این کلمه در نوشتار فارسی و رعایت قواعد نگارشی، موارد زیر را در نظر بگیرید:

  1. املا و نگارش: کلمه "باژ" باید به همین شکل نوشته شود و از هرگونه تغییر در املا پرهیز گردد.

  2. نقطه‌گذاری: در جملاتی که از کلمه "باژ" استفاده می‌شود، باید توجه داشته باشید که جملات به درستی نقطه‌گذاری شوند. به عنوان مثال:

    • "او باژ را به رئیس بدهکار است."
  3. ترکیب‌ها: این کلمه می‌تواند با دیگر واژه‌ها ترکیب شود. به عنوان مثال:

    • "باژ پرداختی"
    • "باژ غیرقابل قبول"
  4. جنس کلمه: "باژ" در زبان فارسی یک اسم است و باید به صورت مناسب در جملات به کار رود.

  5. جمع بستن: برای جمع بستن این کلمه می‌توانید "باژها" استفاده کنید:
    • "باژها باید به موقع پرداخت شوند."

در نهایت، دقت در استفاده از کلمه و رعایت قواعد نگارشی کمک می‌کند تا نوشته‌هایتان قابل فهم و منسجم باشند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "باژ" در جمله آورده‌ام:

  1. باژی که در دست داشتم به من کمک کرد تا معما را حل کنم.
  2. وقتی با دوستانم در پارک بودیم، تصمیم گرفتیم یک باژ بازی کنیم.
  3. باژ این نقاشی به خوبی احساسات هنرمند را منتقل می‌کند.
  4. او همیشه باژهایی را برای سرگرم کردن بچه‌ها با خود همراه دارد.

اگر سوال یا درخواست دیگری دارید، لطفاً بفرمایید!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری