جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بانو. (اِخ )ظاهراً نام جده ٔ خلف بن احمد بود که او را بدین نام خوانده اند. و این خلف نبیره ٔ دختر عمروبن لیث بود به روایت ابن اثیر، هرچند برخی او را نبیره ٔ یعقوب نیزگفته اند و بدیع همدانی در قصیده ٔ لامیه ٔ خود خلف را به هر دو پادشاه یعنی یعقوب و عمرولیث منسوب کرده و مولانا معین الدین اسفزاری در تاریخ هرات نسبت خلف را برین موجب در قلم آورده است که : خلف بن احمدبن محمدبن خلف بن ابی جعفربن لیث بن فرقدبن سلیمان ... (از حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 351). در تاریخ سیستان آمده است که بانو [ بنت ] محمدبن عمرو را به زنی به محمدبن خلف دادند. (تاریخ سیستان ص 275). و این سیده بانو مادر امیر بوجعفر بود. (همان کتاب ص 314). و خلف بن احمد را که خلف بانو گویند نسبت به جده کنند. (حاشیه ٔ بهار بر تاریخ سیستان ص 314). فرخی از سیستان بود پسر جولوغ ، غلام امیر خلف بانو. (چهارمقاله ٔ نظامی ص 58). اما در تعلیقات چهارمقاله ٔ قزوینی آمده است که بانو دختر عمروبن اللیث صفاری است . (تعلیقات چهارمقاله ص 177). 1- بيبي، بيگم، خانم، عليامخدره، مادام
2- زن، زوجه، عيال، همسر
3- خانهدار، كدبانو
4- شهربانو، ملكه آقا lady, woman, mistress, ladyship, dame, donna, dona, gentlewoman, goodwife, grand dame, madam, matron سيدة، زوجة bayan dame dame dama signora خانم، مادام، زوجه، رئیسه خانه، زن، مؤنث، جنس زن، کلفت، زنانگی، معشوقه، دلبر، یار، کدبانو، سرکار علیه، بیبی، مدیره، عنوان مودبانه بانوان، زن نجیب، زن باتربیت، کدبانوی خانه، زن با نفوذ، فاحشه، زن خانه دار، سرپرستار، زن شوهردار
lady|woman , mistress , ladyship , dame , donna , dona , gentlewoman , goodwife , grand dame , madam , matron
ترکی
bayan
فرانسوی
dame
آلمانی
dame
اسپانیایی
dama
ایتالیایی
signora
عربی
سيدة|زوجة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «بانو» یکی از واژههای فارسی است که به معنای «خانم» یا «زن» به کار میرود و معمولاً برای احترام و ارادت از آن استفاده میشود. در نگارش و استفاده از این کلمه به چند نکته توجه باید کرد:
نحوه نگارش: کلمه «بانو» به صورت کامل و بدون هیچ علامت اضافهای نوشته میشود. نباید به اشتباه آن را «بانو» یا «بانو»ی با حروف اضافه یا تغییر شکل نوشت.
رأی زبانی: کلمه «بانو» میتواند به تنهایی استفاده شود یا به عنوان صفتی برای توصیف افرادی به کار رود. به عنوان مثال: «بانو سارا» یا «بانو دکتر».
تطابق با قواعد صرف و نحو: در جملات، «بانو» معمولاً به عنوان اسم خاص یا عمومی به کار میرود و باید با سایر عناصر جمله تطابق داشته باشد. به عنوان مثال: «بانو را ملاقات کردم» درست است.
استفاده در نوشتهها: در نوشتههای رسمی، ادبی یا تاریخی میتوان از کلمه «بانو» به عنوان نشانه احترام و شخصیت استفاده کرد.
نحوه صدا کردن: در مکالمات روزمره یا رسمی، برای صدا کردن زنان محترم و محترمتر، کلمه «بانو» به کار میرود.
به طور کلی، استفاده صحیح و محترمانه از کلمه «بانو» میتواند نشاندهنده ادب و احترام به دیگران باشد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "بانو" در جمله آورده شده است:
بانو، شما همیشه در قلب ما جای خاصی دارید.
بانوهای تاریخ ایران نقش مهمی در شکلگیری فرهنگ و ادب این سرزمین داشتهاند.
بانوها نسبت به مسائل اجتماعی و فرهنگی حساستر هستند.
در مراسم امروز، بانو جامهای زیبا به تن داشت و همه را به تحسین وا داشت.
بانو، شما یک الگو برای جوانان این جامعه هستید.
امیدوارم این جملات مفید واقع شوند!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: خانم، مادام، زوجه، رئیسه خانه، زن، مؤنث، جنس زن، کلفت، زنانگی، معشوقه، دلبر، یار، کدبانو، سرکار علیه، بیبی، مدیره، عنوان مودبانه بانوان، زن نجیب، زن باتربیت، کدبانوی خانه، زن با نفوذ، فاحشه، زن خانه دار، سرپرستار، زن شوهردار