جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×

bato[w]
thee  |

بتو

معنی: بتو. [ ب َ ت ُ ] (اِ) قیف . (ناظم الاطباء). ترجهاله . ترجهاره . تکاب . تکاو. تکاه . راحتی . (یادداشت مؤلف ). قیف وآن پیاله مانندی باشد که در وسط سوراخی دارد و لوله ای بدان سوراخ متصل کرده باشند و چون سر دیگر لوله را بر دهن شیشه نهند گلاب و روغن و امثال آن بتوان در شیشه کرد. (از برهان قاطع) (از فرهنگ رشیدی ). قیف از شیشه وفلز. (از فرهنگ شعوری ). ظرفی است که در ته آن لوله ای است و در دهن شیشه نهند و گلاب و روغن و امثال آن در آن شیشه ریزند. (آنندراج ) (از انجمن آرا). ظرف مخصوص از فلز و غیره که یک طرفش گشاد و طرف دیگرش تنگ است و با آن چیز مایع را در ظرف دهن تنگ مثل شیشه و غیره کنند. (فرهنگ نظام ). || قبه . گوی سر عصا و قمچی . (برهان قاطع). سر تازیانه و جز آن . (فرهنگ رشیدی ). گیره یا چیز گردی که سر چماق و شلاق قرار میدهند. (از فرهنگ شعوری ) (آنندراج ) (از انجمن آرا) (از فرهنگ نظام ). || دسته و قبضه . || گره ساقه ٔ گیاه . (ناظم الاطباء). || سنگ درازی که بدان دارو سایند و آن را به عربی مقمع خوانند و به این معنی به کسر اول هم آمده است . (برهان قاطع) (آنندراج ) (از فرهنگ رشیدی ). و آن را بته نیزگویند. (فرهنگ نظام ) (از شرفنامه ٔ منیری ) (از انجمن آرا). سنگ صلابه . سنگ درازی که در آن داروها را می سایند و صلابه میکنند. (ناظم الاطباء). || هاون سنگی . (از فرهنگ شعوری ) (ناظم الاطباء). || دبه که در آن روغن ریزند و به این معنی به کسر اول هم آمده است . (برهان قاطع). دبه ٔ روغن و شیشه ٔ گلاب . دبه ٔ روغن ریز و آنچه گلاب در آن اندازند. (شرفنامه ٔمنیری ). || دسته ٔ هاون . (ناظم الاطباء).
... ادامه
227 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [قدیمی]
مختصات: (بَ ت ُ ) (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 408
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
thee | to you , beto
ترکی
beto
فرانسوی
être à
آلمانی
sein
اسپانیایی
beto
ایتالیایی
beto
عربی
ضمير المخاطب نصبا وجرا | اليك
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه‌ی «بتو» در زبان فارسی به معنای «به تو» است و در نوشتار غیررسمی و محاوره‌ای به‌کار می‌رود. اما در نگارش رسمی‌تر، بهتر است از «به تو» استفاده شود.

نکات نگارشی و قواعد مرتبط با «بتو»:

  1. ساختار واژه:

    • «بتو» ترکیبی از حرف اضافه «به» و ضمیر «تو» است و در بیشتر مواقع به‌عنوان حرف ندا یا توجّه به مخاطب استفاده می‌شود.
  2. نگارش رسمی:

    • در متون رسمی، از «به تو» استفاده کنید تا نگارش شما رسمی‌تر و استانداردتر باشد.
  3. کلیت جمله:

    • مراقب باشید که واژه «بتو» در جملات کاربرد مناسبی داشته باشد و معنای جمله را تغییر ندهد.
  4. توجه به مخاطب:

    • در استفاده از «بتو» به مناسبت و نوع رابطه‌ی خود با مخاطب دقت کنید. این واژه معمولاً در محاوره‌ و ارتباطات غیررسمی بیشتر استفاده می‌شود.
  5. جایگاه در جمله:
    • معمولاً «بتو» در ابتدای جمله یا بعد از فعل قرار می‌گیرد، مثلاً: «بتو می‌گویم که...»

به‌طور کلی، در زبان نوشتاری و گفتاری خود سعی کنید از واژه‌ها و عبارات مناسب با حالت رسمی و غیررسمی استفاده کنید تا ارتباط بهتری با مخاطب برقرار کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. بتو می‌گویم که همیشه باید به دنبال آرزوهایت باشی.
  2. دوستم بتو کمک کرد تا در پروژه‌ام موفق شوم.
  3. هر بار که به بتو فکر می‌کنم، لبخند به لبم می‌آید.

واژگان مرتبط: ترا، تورا

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری