جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بتول . [ ب َ ] (ع ص ) قطوع . قطعکننده . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). || منقطعه ٔ از زواج . (از اقرب الموارد). || پاک دامن . پارسا. (فرهنگ فارسی معین ). || زن دوشیزه که از مردان رغبت و حاجت خود بریده باشد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). زن دوشیزه و جداشده از مردان و بریده از دنیا. (آنندراج ). دوشیزه ٔ از مردان بریده . (یادداشت مؤلف ). زن باکره ٔ بریده ٔ شده از دنیا و بریده شده از شوهر. دختری که شوی نکند. زنی که از دنیا بریده باشد بجهت خدای تعالی . (از ناظم الاطباء). بتیل . بتیلة. عذراء. از دنیا گسسته و بخدا پیوسته . دختری باشد که از دنیا بریده و بخدا پیوسته وپیوند با جهان دیگر استوار کرده باشد و این صفت ویژه ٔ حضرت سیدة نساءالعالمین فاطمةالزهراء سلام اﷲ علیها دخت خاتم النبیین (ص ) است . (یادداشت مؤلف ). || لقب فاطمة بنت نبی علیهما الصلوة والسلام بدان جهت که در فضل و دین و حسب از زنان زمانه ٔ خود و زنان امت متفرد بود و همتا نداشت . (ناظم الاطباء). چون حضرت فاطمه قاطع علائق دنیا بود لهذا بتول گفتند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). چون از مردان بریده و به طاعت خدای عزوجل مختص شده بود بدین نام شهرت یافت . (از مهذب الاسماء). || لقب مریم عذراء مادر مسیح علیهاالسلام . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). و بتیل وبتیلة نیز بدین معنی آمده است . لقب سیده مریم عذرا.(از اقرب الموارد). لقب حضرت مریم علیها السلام که ممتاز بود از زنان بحسب دین و بریده بود از دنیا به خدا. (از آنندراج ). || نهالی که از بن درختی برآمده و از آن درخت مستغنی شده باشد. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). خرمابن جدا کرده و نشانده از بیخ نخلی دیگر. نهال خرما. (یادداشت مؤلف ). درخت خرد خرما که از درخت بزرگ که ام اوست جدا باشد. - بتول نورانی ، دختر نورانی ؛ اصطلاحی در تثلیث کیش مانوی . در بعضی از قطعات [ مانوی ] که به لهجه ٔ شمالی و سغدی است می بینیم که در زمانهای بعدی دوره ٔ سوم آفرینش مانند دو دوره ٔ مقدم بر آن انبساط یافته و موجد تثلیثی شده است از این قرار: عیسی ، بتول نورانی و منوهمیذ بزرگ . (از ترجمه ٔ ایران در زمان ساسانیان ص 211). باكره، بكر، عذرا، ناسفته، پارسا، پاكدامن ، از دنيا بريده بيوه ناپارسا
1- از دنيا بريده betol بيتول betol bétol betol betol betol
... ادامه
788|0
مترادف:باكره، بكر، عذرا، ناسفته، پارسا، پاكدامن ، از دنيا بريده
کلمه "بتول" در زبان فارسی به معنای "شخصی پاکدامن و بیهمسر" است و بهویژه به دختر مریم (مادر عیسی) اطلاق میشود. در نگارش و استفاده از این کلمه، نکات زیر میتواند مفید باشد:
نوشتار صحیح: کلمه "بتول" به این صورت نوشته میشود و هیچگونه تغییر در املای آن قابل قبول نیست.
استفاده در جملات: "بتول" میتواند به عنوان اسم خاص یا صفت به کار رود. بهعنوان مثال:
"مریم، بتول زمان خود بود."
"او با صفات بتولی خود شناخته میشود."
علامتگذاری: در صورتی که "بتول" در نوشتار به عنوان اسم خاص مورد استفاده قرار میگیرد، نیازی به استفاده از علامت خاصی نیست، اما در جملات طولانی و پیچیده، بهتر است آن را به صورتی واضح مشخص کنید.
فضای معنایی: کلمه "بتول" عموماً بار معنایی مثبتی دارد و به شخصیتهای مذهبی و فرهنگی مرتبط است. بنابراین، باید در context مناسب به کار رود.
تلفظ: توجه به تلفظ صحیح این کلمه مهم است. "بتول" باید بهطور صحیح /be-tool/ تلفظ شود.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "بتول" بهطور صحیح و معناشناختی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "بتول" در جملات آورده شده است:
بتول به عنوان یک نام دخترانه در فرهنگ ایرانی بسیار محبوب است.
مادر بتول همیشه او را به مطالعه و یادگیری تشویق میکند.
در مدرسه، بتول به خاطر استعدادش در نقاشی شناخته شده است.
سفر به مناطق زیارتی در کنار دوستان مثل بتول همیشه لذت بخش است.
بتول به تازگی یک کتاب جدید درباره تاریخ هنر خوانده است.
اگر نیاز به جملات بیشتری دارید یا به موضوع خاصی نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر