شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

instead  |

بجای

معنی: بجای . [ ب ِ ] (ص مرکب ، ق مرکب ) بجا. درمحل . درمکان . به مکان :
ببالا و دیدار و فرهنگ و رای
زریر دلیر است گوئی بجای .
فردوسی .
|| بموقع. مناسب . || ساکن . بی حرکت . ایستاده . ثابت . || برجای . باقی . جانشین . باقیمانده . وارث . || باقی . پایدار. ثابت :
چو دریا و کوه و زمین آفرید
بلند آسمان از برش برکشید
یکی تیزگردان و دیگر بجای
بجنبش ندادش نگارنده پای .
فردوسی .
بعد بسی گردش بخت آزمای
او شد و آوازه ٔعدلش بجای .
نظامی .
|| (حرف اضافه ٔ مرکب ) بجای ِ (در حالت مضاف )؛ در عوض ِ. عوض ِ. بدل ِ :
فردا نروم جز بمرادت
بجای سه بوسه دهمت شش .
خفاف .
خز بجای ملحم و خرگاه
بدل باغ و بوستان آمد.
رودکی .
زره کرد پوشش بجای حریر
به بازی کمان خواست با گرز و تیر.
اسدی .
شه بجای حاجبان خود پیش رفت
پیش آن مهمان غیبی خویش رفت .
مولوی .
|| بجای ِ (در حالت مضاف )؛ درباره ٔ. درحق ِ. درموردِ :
بجای شماآن کنم در جهان
که با کهتران کس نکرد از مهان .
فردوسی .
بدکنش بد بجای خویش کند
هم بر او فعل زشت او مارست .
ناصرخسرو.
دهرنکوهی مکن ای نیک مرد
دهر بجای من و تو بد نکرد.
نظامی .
بد با تو نکرد هر که بد کرد
کان بد بیقین بجای خود کرد.
نظامی .
آن را که بجای تست هر دم کرمی
عذرش بنه ار کند به عمری ستمی .
سعدی .
و رجوع به جا و جای و بجا شود.
... ادامه
691 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (برای مقایسه )
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 16
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
instead | in lieu of , quid pro quo , instead of , for , anti-
عربی
بدلا من | عوضا عن , بدلاً من
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بجای" در فارسی به معنای "به جای" استفاده می‌شود، اما باید توجه کنید که این دو واژه به صورت جداگانه نوشته می‌شوند. در زیر به برخی نکات نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره می‌کنیم:

  1. نویسه‌نویسی: کلمه "به جای" به صورت جدا نوشته می‌شود و به معنای جایگزینی یا عوض کردن چیزی استفاده می‌شود. از نوشتن "بجای" به صورت پیوسته خودداری کنید.

  2. استفاده در جملات:

    • "من کتاب را به جای دفتر گذاشتم."
    • "او باید به جای عذرخواهی، عمل کند."
  3. نقش‌های زبانی: "به جای" می‌تواند به عنوان یک قید یا حرف اضافه استفاده شود و در جملات مختلف نقش‌های متفاوتی ایفا کند.

  4. ترکیب‌های دیگر: از این عبارت می‌توان در ترکیب‌های مختلف مثل "به جای او"، "به جای این کار" و... استفاده کرد.

  5. نکات گرامری: در هنگام استفاده از "به جای"، توجه داشته باشید که فعل یا اسم بعد از آن باید از نظر گرامری همخوانی داشته باشد.

با رعایت این قواعد و نکات، می‌توانید از "به جای" به درستی در نوشته‌های خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. بجای فشردن دکمه، بهتر است از کنترل از راه دور استفاده کنی.
  2. او بجای اینکه صبحانه بخورد، ترجیح داد که خوابش را ادامه دهد.
  3. بجای رفتن به رستوران، تصمیم گرفتیم در خانه غذا درست کنیم.

واژگان مرتبط: در عوض، بعوض، مقابل، برای، بخاطر، برای اینکه، مربوط به، در مدت، ضد، مخالف، علیه، پاد، برضد، بجا

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری