جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اشن . [ اَ ش َ ] (ص ، اِ) جامه ٔ بازگونه پوشیده را گویند. (برهان ) (آنندراج ). جامه ٔ باژگونه که بپوشند. (شعوری ج 1 ص 120). جامه ٔ باشگونه باشد که درپوشند. رودکی گوید : چون جامه ٔ اشن به تن اندر کند کسی خواهد ز کردگار بحاجت مراد خویش گر هست باشگونه مرا جامه ٔ بزرگ بنهاده ام دعای ترا بنده وار پیش . (لغت فرس اسدی ). جامه ٔ باشگون . (سروری ). جامه ٔ باشگونه بود. (جهانگیری ). جامه ٔ باشگونه باشد که درپوشند. (اوبهی ). جامه ٔ باژگونه پوشیدن . (انجمن آرا). جامه ٔ باژگونه پوشیده . (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). یکی از مراسم ایرانیان قدیم ، پوشیدن جامه ٔ باژگونه بوده است هنگام دعا. || کالک که خربزه ٔ نارسیده باشد. (برهان ) (آنندراج ). خربزه ٔ نارسیده که کمبوزه باشد. (شعوری ج 1 ص 120). خربزه ٔ نارسیده و کال . (انجمن آرا). خربزه ٔ نارسیده . (سروری ). خربزه ٔ نارسیده را گویند و آنراکالک نیز گویند. (جهانگیری ). کالک و خربزه ٔ نارسیده . (ناظم الاطباء) . خربزه ٔ نارسیده که نام دیگرش کالک است . (فرهنگ نظام ). || خربزه ٔ نورسیده . (اوبهی ). خربزه بود نورسیده . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ) : خربزه پیش وی نهاد اشن و زبر تو بگشت حالی شد. غضایری (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). نوبر. نوباوه . نورس . و ظاهراً در این معنی اگر «نا» بصورت «نو» یا برعکس تحریف نشده باشد، مراد مطلق میوه ٔ تازه رس باشد. ashen شاحب اللون، رمادي، مؤلف من رماد، رمادي اللون، رماد kül rengi cendré aschfahl pálido cenere
شاحب اللون|رمادي , مؤلف من رماد , رمادي اللون , رماد
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "اشن" در زبان فارسی به صورت صحیح "آشن" نوشته میشود و به معنای شناختن یا آشنا بودن با کسی یا چیزی است. در اینجا برخی از قواعد نگارشی و نکات مربوط به استفاده از این کلمه را بررسی میکنیم:
استخدام در جملات: این کلمه معمولاً به عنوان صفت به کار میرود و میتواند همراه با اسم ها بیاید. مانند: "من با او آشنایی دارم."
نقطهگذاری: در جملات، باید به علائم نگارشی توجه کرد. جملات باید کامل و مرتبط باشند.
تطابق با مراکز زبان: استفاده از کلمه "آشن" باید هماهنگ با ساختار و قواعد دیگر زبان فارسی باشد؛ مثل تطابق فاعل و فعل، همینطور رعایت زمان و شخص.
نوشتن به شکل صحیح: توجه به املای صحیح این کلمه (آشن) و پرهیز از اشتباهات املایی مهم است.
استفاده در متون مختلف: کلمه "آشن" میتواند در متون ادبی، علمی، یا مکالمات روزمره به کار برود.
اگر سوالات بیشتری درباره کلمه "آشن" یا قواعد زبان فارسی دارید، خوشحال میشوم کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
من در کتابخانه با یک دوست قدیمی آشنا شدم که سالها او را ندیده بودم.
این فیلم جدیدی که میبینیم، داستانی جذاب از یک آشنایی غیرمنتظره دارد.
او در جمع ما به یک آشنا که به تازگی از سفر برگشته است، سلام کرد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر