جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اضواء. [ اِض ْ ] (ع مص ) اضواء مرد؛ باریک شدن وی . ضعیف شدن . (از اقرب الموارد) (از لسان العرب ). باریک شدن و سست گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || اضواء زن ؛ آوردن فرزندی لاغر و نزار.(از اقرب الموارد). فرزند ضعیف زادن . (تاج المصادر بیهقی ). فرزند لاغر آوردن زن . و فی الحدیث : اغتربوا و لاتضووا؛ ای تزوّجوا الغرائب دون القرائب . و ذلک ان العرب تزعم ان ولدالرجل من قرابته یجی ٔ ضاویاً نحیفاً، غیر انه یجی ٔ کریماً علی طبع قومه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || اضواء کسی به کسی ؛ مایل کردن وی را بسوی آن . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || اضواء امر؛ راست و استوار نکردن کاری را. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). استوار نکردن کاری را. (از اقرب الموارد). سست کردن کاری و استوار نکردن آن را. (از لسان العرب ). || اضواء فلان را؛ ضعیف کردن وی را. (از اقرب الموارد).ضعیف گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). || اضواء حق کسی ؛ کم کردن حق وی را. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کاستن از حق کسی . (از اقرب الموارد). lights أضواء، الفواتح
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر