جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اطراق . [ اِ ] (ع مص ) سکوت کردن و سخن نگفتن . (از اقرب الموارد). خاموش گردیدن و نگفتن چیزی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خاموش بودن . (تاج المصادر بیهقی ). || فرودکردن چشم را و خوابانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اِرخاء دو چشم و نگریستن بزمین ، و در مثل آمده است : اَطْرِق ْ کَرا اِن ّ النعامة فی القری ؛ در مورد کسی آرند که بنفس خود معجب باشد. و نیز در مثل آرند: اَطْرِق ْ اطراق الشجاع ؛ یعنی مار، و آن در مورد متکبر و داهی در کار گویند. (از اقرب الموارد). چشم در پیش افکندن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). || فروافکندن سر را. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و منه فی وصف النبی (ص ): اذا تکلم اطرق جلساؤه کأنما علی رؤسهم الطیر؛ای یسکتون و یغضون ابصارهم و لایتحرکون . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || اطراق فلان به لهو؛ میل کردن بدان . (از اقرب الموارد). میل کردن به بازی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || اطراق فلان فحل خود را؛ گشن را برای گشنی بعاریت دادن بفلان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بعاریت دادن فحل گشنی را. (تاج المصادر بیهقی ). || دنبال کردن شتران یکدیگر را. (از اقرب الموارد). از پی یکدیگر فراشدن اشتر. (تاج المصادر بیهقی ). در پی یکدیگر شدن شتران . || برآمدن بعض شب بر شب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و صاحب اقرب الموارد آرد: یا صواب در این معنی اِطّراق است . || اطراق فلان صید را؛ دام نهادن برای آن . (از اقرب الموارد). || اطراق کسی ؛ پیاده ماندن وی . || زناشویی کردن کسی ، و از این معنی است : لااطرق اﷲ علیه ؛ یعنی خدای نگرداند بر وی چیزی که زناشویی کند. (از اقرب الموارد). و در منتهی الارب چنین است : لااطرق اﷲ علیه ؛ نگرداند خدای بر وی چیزی که خراب و تباه کند او را. || اُطرقت الجلد و العصب (مجهولاً)، یعنی البست . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || اطراق کسی برای دیگری ؛ سخن چینی کردن از وی تا او را در ورطه ای بیفکند. (از اقرب الموارد). itraq itrak itraq itraq itraq itraq
کلمه «اطراق» در زبان فارسی به معنای توقف کردن موقت در جایی برای استراحت یا برپایی در یک مکان است. برای استفاده صحیح از این کلمه و نگارش صحیح آن، نکات زیر را در نظر بگیرید:
استخدام صحیح: از کلمه «اطراق» در contextهای مرتبط با سفر، کمپینگ، یا هر نوع توقف موقت استفاده کنید.
نحوه نگارش: کلمه «اطراق» به صورت صحیح به همین شکل نوشته میشود و نیازی به تغییر در آن نیست.
فاعل و مفعول: هنگام استفاده از این کلمه، معمولاً فاعل و مفعولی را در نظر بگیرید که مشخص کند چه کسی یا چه چیزی منظور شماست. به عنوان مثال:
ما در مکان مناسبی اطراق کردیم.
آنها تصمیم به اطراق در کنار دریا گرفتند.
نحوهی صرف: این کلمه عموماً به عنوان اسم و افعال مرتبط با آن به کار میرود. به عنوان مثال:
«اطراق کردن» به معنای توقف و برپایی در یک مکان است.
جایگاه در جمله: این کلمه میتواند به عنوان اسم منصوب یا مرفوع و یا صفت به کار رود. به عنوان مثال:
در اینجا اطراق مجاز است.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه «اطراق» به درستی در جملات فارسی خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
بله، در اینجا چند مثال برای کلمه "اطراق" در جملات آورده شده است:
کاروان پس از چند ساعت سفر، در یک دشت وسیع اطراق کرد تا استراحت کند.
در کوهستان، چادرهایی برای اطراق گردشگران آماده شده بود.
مأموران مرزی تصمیم گرفتند در منطقهای امن اطراق کنند تا شب را بگذرانند.
در سفرهای طولانی، انتخاب محل مناسب برای اطراق اهمیت زیادی دارد.
او به همسفرانش گفت: «بگذارید اینجا اطراق کنیم و از مناظر لذت ببریم.»
اگر نیاز به جملات بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر