شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'e'tezād
protest  |

اعتضاد

معنی: اعتضاد.[ اِ ت ِ ] (ع مص ) ببازو داشتن کسی را. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). یقال : اعتضدته اعتضاداً؛ یعنی ببازوداشتم او را. (منتهی الارب ). چیزی را در بازو کردن . (تاج المصادر بیهقی ). در بازو داشتن چیزی را. (از اقرب الموارد). || یاری خواستن از کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یقال : اعتضدت به ؛ یاری خواستم از وی . (منتهی الارب ). کسی را یار گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). کمک خواستن از کسی و قوت یافتن . (از اقرب الموارد). تقوی . استعانت . (یادداشت مؤلف ) : توقیع عالی این بود که اعتضاد من نیست الا بخدا و بعد از آن بسلطان مسعود. (تاریخ بیهقی ص 306). قصد شمس المعالی قابوس کرد. و به استظهارجانب او اعتضاد ساخت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 181).
- اعتضاد باﷲ، اعتضاد به خدا ؛ یاری خواستن از خدا. خدا را به یاری طلب کردن . پناه بردن به خدا : توقیع عالی این بود که اعتضاد من نیست الا بخدا و بعد از آن به سلطان مسعود. (تاریخ بیهقی ص 306).
|| بازو دادن یعنی یاری و مدد کردن و می تواند گاهی اعتضاد که مصدر است بمعنی معتضد باشد که اسم فاعل است چنانکه هدی بمعنی هادی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). || حضانت و نگهداری کردن کسی را. (از اقرب الموارد).
... ادامه
330 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (اِ تِ) [ ع . ] (مص م .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1276
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
protest
ترکی
protesto
فرانسوی
manifestation
آلمانی
protest
اسپانیایی
protesta
ایتالیایی
protesta
عربی
احتجاج | اعتراض , شكوى , احتج , اعترض , عارض , أعلن , أكد , يعترض
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «اعتضاد» در زبان فارسی به معنای همبستگی یا اتحاد است. اما به‌طور کلی، قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه و سایر واژه‌ها شامل موارد زیر می‌شود:

  1. املا: همیشه املای صحیح کلمات را رعایت کنید. «اعتضاد» به این شکل نوشته می‌شود.

  2. تلفظ: کلمات را به درستی تلفظ کنید. تلفظ نادرست ممکن است به انتقال نادرست معنا منجر شود.

  3. نحوه استفاده در جمله:

    • همیشه توجه کنید که واژه در جای درست خود در جمله قرار گیرد و با دیگر واژه‌ها هم‌خوانی داشته باشد.
    • مثال: «اعتضاد بین دو کشور می‌تواند به افزایش همکاری‌های اقتصادی منجر شود.»
  4. سبک نگارش: در نوشتن جملات، از سبک رسمی و غیررسمی متناسب با مخاطب و متن استفاده کنید.

  5. پرهیز از تکرار: سعی کنید از تکرار کلمه «اعتضاد» در یک متن پرهیز کنید و به جای آن از هم‌معناهای این کلمه یا جملات متفاوت استفاده کنید.

  6. توجه به بافت معنایی: بسته به بافت جمله، ممکن است نیاز باشد که کلمه را به شکل‌های مختلف صرف کنید یا به کار ببرید.

در کل، توجه به املای صحیح، تلفظ، و استفاده مناسب از واژه‌ها در جملات، به کیفیت نگارش کمک می‌کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. اعتضاد در جامعه به معنای اتحاد و همکاری میان مردم برای رسیدن به اهداف مشترک است.
  2. با توجه به وضعیت اقتصادی کشور، نیاز به اعتضاد بیشتر بین کسب‌وکارها و دولت احساس می‌شود.
  3. اعتضاد فرهنگی می‌تواند به افزایش همبستگی اجتماعی و تقویت هویت ملی کمک کند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری