شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'e'jāz

اعجاز

معنی: اعجاز. [ اِ ] (ع مص ) عاجز کردن . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). عاجز کردن کسی را. (از منتخب و غیر آن از غیاث اللغات ) (مؤید الفضلاء) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ). ناتوان گردانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). عاجز ساختن کسی را. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || عاجز یافتن کسی را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ناتوان یافتن کسی را. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). عاجز یافتن . (تاج المصادر بیهقی ) (مؤید الفضلاء). || درگذشتن چیزی از کسی و فوت کردن آن ، یقال : اعجزه الشی ٔ؛ درگذشت آن چیز از وی و فوت کرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). فوت کردن چیزی از کسی . (از اقرب الموارد). درگذشتن چیزی از کسی و ناتوان ماندن از آن . (از متن اللغة). || خرق عادتی که از نبیی ظاهر شود چرا که کافران از دیدن آن عاجز میگردند. (از منتخب از غیاث اللغات ) (آنندراج ). || در اصطلاح شرع ، کاری است خلاف عادت ، ترک باشد یا فعل بشرط پیش خواندن خصم در برابری و پیروز گردیدن در آن بطوری که مثل آن نتوانند آورد. و اینکه فعل یا ترک گفتیم بدان جهت است که معجزه همانطور که به اتیان کار غیرعادی بعمل آید همچنین در ترک امر معتاد صورت پذیرد مثل اینکه از خوردن غذا در مدتی غیرمعتاد خودداری کند در حالی که تندرستی و زندگانی خود را حفظ نماید و مقصود از پیش خواندن خصم آن است که او را برای معارضه کردن در کاری که دلیل پیامبری خود میداند دعوت نماید و ناچار باید خرق عادت موافق و مثبت مدعا باشد، چه اگر موافق نباشد دلالتی بر اثبات مدعا ندارد. بنابراین دهانه ، یعنی بسخن آمدن جمادات بدان صورت که مدعی را کذاب و دروغ پرداز خواند، معجزه نتواند بود زیرا که موافق با ادعا نیست بلکه مخالف آن است و همچنین ارهاص و کرامت معجزه نیستند چون مقرون به ادعا نمی باشند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و برای تفصیل بیشتر به کتاب فوق رجوع شود. || (اِمص ) عاجزشدگی . ناتوان یافتگی . مأیوسی و ناامیدی . حیرت و آشفتگی . کار دشوار و کار عجیب . کرامت و معجزه .فرجود و چمراس . (ناظم الاطباء). معجزه . دشواری شگفت .شگفتی . آیت . آیه . (یادداشت بخط مؤلف ) :
همه میران را دعویست ملک را معنی
همه شاهان را عجز است ملک را اعجاز.
فرخی .
در همه چیزها که بینی هست
خلق را عجز و خواجه را اعجاز.
فرخی .
و کدام اعجاز فراتر از این که اگر مخلوقی خواستی که این معنی را در عبارت آرد بسی کاغذ مستغرق گشتی . (کلیله و دمنه ). و هر کلمتی را اعجاز هرچه فراتر. (کلیله و دمنه ).
مصطفی گوید که سحر است از بیان ، من ساحرم
کاندر اعجاز سخن سحر بیان آورده ام .
خاقانی .
سخن بر بکر طبع من گواهست
چو بر اعجاز مریم نخل خرما.
خاقانی .
آن شمع یهودی فش بس زود سیه دل شد
اعجاز مسیحش نِه دربار بصبح اندر.
خاقانی .
ابوالنصر علتی در تحریر و تقریر این کتاب سحر حلال نموده است و بدایع اعجاز اظهارکرده . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 8). در ایجاز سخن آثار اعجاز ظاهر گردانیده . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 255).
بسخن گرچه منم عیسی دم
جزع تو دعوی اعجاز کند.
عطار.
- اعجازانتظام ؛ کلامی که انتساق و انتظام آن اعجاز است . دارای نظم و نسق شگفت آور: بحفظ کلام اعجازانتظام ملک علام ... تحریض می نمودند. (از حبیب السیر ج 3 جزو 4 ص 323). و رجوع به اعجاز شود.
- اعجاز در سخن ؛ آوردن کلام بر وجهی که خرق عادت نماید. خوبی و شگفتی سخن و کلام . انتظام و نسق کلام بوجهی که دیگران از مانند آن عاجز باشند. رجوع به اعجاز شود.
- اعجاز در کلام ؛ و آن افاده ٔ معنی است با سخن بطریقی که بلیغتر باشد از افاده ٔ آن بصورتهای دیگر. (از تعریفات جرجانی ).
... ادامه
587 | 0
مترادف: 1- خرقعادت، معجزه 2- عجز، ناتواني
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی]
مختصات: ( اِ ) [ ع . ]
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'e'jAz
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 82
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
ترکی
mucize
فرانسوی
miracle
آلمانی
wunder
اسپانیایی
milagro
ایتالیایی
miracolo
عربی
معجزة | أعجوبة , عجيبة , التمثيلية الأعاجيبية
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «اعجاز» در زبان فارسی به معنی ایجاد وضعیتی غیرمعمول یا فوق‌العاده است که می‌تواند در زمینه‌های مختلفی مانند علوم، هنر، و دین به کار رود. در اینجا به چند نکته و قاعده نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنیم:

  1. نحوه نوشتار: کلمه «اعجاز» باید با «ع»، «ج» و «ز» نوشته شود و همواره به صورت صحیح املایی به کار رود. مضطرب کردن نوشتار آن ممکن است به فهم نادرست منجر شود.

  2. معنی در متن: هنگام استفاده از واژه «اعجاز»، مهم است که به معنای آن در سیاق متن توجه کرد. به عنوان مثال، می‌تواند به معجزه‌های پیامبران اشاره داشته باشد یا به معجزه‌هایی در زمینه‌های علمی.

  3. ترکیب با دیگر کلمات: این کلمه می‌تواند در ترکیب با دیگر واژه‌ها به کار رود؛ مانند «اعجاز علمی» یا «اعجاز دینی»، به بیان خاصی از آن چه که توصیف می‌شود کمک می‌کند.

  4. علامت‌گذاری: در نگارش، می‌توان از علامت‌گذاری مناسب استفاده کرد تا خواننده درک بهتری از مفهوم کلی و تأکید بر کلمه «اعجاز» داشته باشد.

  5. فعل و صفت: این واژه بیشتر به عنوان اسم استفاده می‌شود، اما ممکن است در برخی متون از آن به عنوان صفت و فعل نیز استفاده شود.

توجه به این نکات می‌تواند به تقویت نگارش شما کمک کند و باعث شود که مفهوم «اعجاز» به شکل بهتری در متن منعکس شود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "اعجاز" در جمله آورده شده است:

  1. اعجاز قرآن به عنوان یک اثر ادبی و علمی، هنوز هم مورد بررسی و تحلیل محققان قرار دارد.
  2. برخی از علوم، به ویژه در حوزه‌ی پزشکی، نشان‌دهنده‌ی اعجاز طبیعت و خلقت هستند.
  3. مهارت‌های او در مجسمه‌سازی به حدی است که هر بیننده‌ای را تحت تأثیر اعجاز هنر او قرار می‌دهد.
  4. داستان‌های انبیاء در کتاب‌های مقدس، نشان‌دهنده‌ی اعجاز الهی در زندگی بشر است.
  5. اعجاز در طبیعت، مانند تغییر فصل‌ها و رشد گیاهان، همواره بشر را شگفت‌زده کرده است.

امیدوارم این جملات مفید باشند!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری