جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اعداء. [ اِ ] (ع مص ) یاری دادن و مدد کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اعانت کردن و یاری دادن . (از اقرب الموارد). یاری دادن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). || توانا گردانیدن بر. (منتهی الارب ). توانا گردانیدن . (آنندراج ). توانا گردانیدن بر چیزی . (ناظم الاطباء). قوی ساختن . (از اقرب الموارد). و بدین معنی با «علی » متعدی شود، یقال : اعدی علیه اعداء...؛ تواناگردانید بر آن . (منتهی الارب ). || درگذرانیدن غیری را بسوی امری . (منتهی الارب ). گذشتن چیزی ازیکی بدیگری . (آنندراج ). درگذرانیدن غیری را بسوی کاری . (ناظم الاطباء). تجاوز دادن غیر را به کاری . (از اقرب الموارد). || دوانیدن اسب را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بتک واداشتن اسب را. (از اقرب الموارد). || دلیری کردن در سخن . || ستم کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ظلم کردن بر کسی . بدین معنی با «علی » متعدی شود، یقال : اعدی علیه ؛ ظلمه . (از اقرب الموارد). || نقل کردن . (آنندراج ). نقل کردن گر وجز آن از صاحب خود بدیگری . (منتهی الارب ). نقل کردن چیزی را از صاحب خود بدیگری . (ناظم الاطباء). گر و آنچه بدان ماند وا کسی گذاشتن . (تاج المصادر بیهقی ). گر و مانند آن با کسی گذاشتن . (المصادر زوزنی ). آن است که دررسد بکسی دردی که در بیماری وجود دارد. هو ان یصیب مثل ما بصاحب الداء. (بحر الجواهر). بیماری یا جرب و جز آن از کسی گرفتن . و فی المثل : «قرین السوء یعدی قرینه ». (از اقرب الموارد). || گذشتن چیزی از یکی به دیگری . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). addition إضافة، زيادة، ملحق، مد، شىء مضاف düşmanlar ennemis feinde enemigos nemici
کلمه «اعداء» در زبان فارسی به معنای «دشمنان» یا «مخالفان» است و از نظر نحوی و نگارشی به برخی قواعد خاص توجه دارد:
کتابت: این کلمه به صورت «اعداء» نوشته میشود و به دلیل وجود همزه، در نگارش باید به آن دقت کرد.
جمع: «اعداء» جمع کلمه «عدو» است. استفاده از جمع در مواردی که به چندین دشمن یا مخالف اشاره میشود، رایج است.
همخوانی با فعل: هنگام استفاده از این کلمه، باید توجه داشت که فعل و صفتهای متن با مفهوم آن تناسب داشته باشند، به عنوان مثال: «اعداء ملت» یا «اعداء ما» - در این عبارات، «اعداء» به عنوان فاعل یا مفعول به کار میرود.
موارد استفاده: معمولاً از «اعداء» در متون رسمی، ادبی و سیاسی استفاده میشود و میتواند بار معنایی سنگینی داشته باشد.
نقطهگذاری: اگر «اعداء» در جملات بلند یا پیچیده به کار رود، باید از قواعد نقطهگذاری به درستی استفاده کرد تا مفهوم جملات روشنتر باشد.
با رعایت این نکات، میتوان از کلمه «اعداء» به طور صحیح و مؤثر در نگارش فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
بله، در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "اعداء" در جملات آورده شده است:
در میدان جنگ، اعداء با نیروی بیشتری به ما حمله کردند.
پیروزی بر اعداء نیازمند استراتژیهای مؤثر و همکاری نزدیک است.
ما باید هوشیار باشیم و هرگونه فعالیت اعداء را زیر نظر داشته باشیم.
فرماندهان ما برای مقابله با اعداء، نقشههای دقیقی طراحی کردهاند.
برای شکست دادن اعداء، باید روحیه مبارزاتی را در بین نیروهای خود تقویت کنیم.
اگر سوال دیگری دارید یا نیاز به مثالهای بیشتری است، خوشحال میشوم کمک کنم!