جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اغلب . [ اَ ل َ ] (ع ص ، اِ) مرد چیره و ستبرگردن و دلاور. ج ، غُلب . (منتهی الارب ) (آنندراج ): رجل اغلب ؛ مرد چیره و ستبرگردن و دلاور. ج ، غُلب . (ناظم الاطباء). ستبرگردن . (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ) (تاج المصادر بیهقی ). نعت است از غَلَب یعنی درشت گردن :غلب الرجل غلبا؛ غلظ عنقه . فهو اغلب و هی غلباء. ج ،غلب . (از اقرب الموارد). || شیر بیشه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). اسد و شیر بیشه . (ناظم الاطباء). شیر که اسد باشد. (از اقرب الموارد). || نام مردی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). || (ن تف ) چیره تر. غالب تر. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). بیشتر. اسم تفضیل . و منه قولهم : «علی الاغلب و فی الاغلب »؛ ای علی الاکثر و فی الاکثر. (از اقرب الموارد). بیشتر و اکثر. (ناظم الاطباء). غالب . بیشتری .غالباً. (یادداشت بخط مؤلف ). افزونتر : منصوربن سعیدبن احمد کش بنده اند حرّان اغلب . مسعودسعد. شراب ... خورنده ٔ شراب را بیماری کم کند و اغلب تندرست باشد. (نوروزنامه ). راه دور گشته و اغلب بلاد هند در دیار اسلام افزوده . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 407). لیک اغلب چون بدند و ناپسند بر همه می را محرم کرده اند. مولوی . که اغلب در این شیوه دارد مقال نه در چشم و زلف و بناگوش و خال . سعدی . کژدمان خلق را که نیش زنند اغلب از بیم جان خویش زنند. سعدی . اغلب تهیدستان دامن عصمت به معصیت آلایند. (گلستان ). - اغلب اوقات ؛ بیشتر آن . (یادداشت بخط مؤلف ). اكثر، اكثراً، غالباً، وافراً بهندرت، ندرتاً often غالبا، كثيرا ما، أحيانا كثيرة، غالباً çoğunlukla surtout meistens principalmente soprattutto
کلمه "اغلب" به معنای "بیشتر" یا "اکثر اوقات" است و در جملات و متون فارسی بهوفور استفاده میشود. در اینجا به برخی از نکات گرامری و نگارشی مرتبط با استفاده از "اغلب" اشاره میکنم:
نحوهی استفاده: کلمه "اغلب" معمولاً در اول یا وسط جمله بهکار میرود. به عنوان مثال:
"اغلب دانشآموزان در کلاس مشارکت میکنند."
"دانشآموزان اغلب در کلاس مشارکت میکنند."
رابطه با فعل: معمولاً "اغلب" با افعالی استفاده میشود که بیانگر عادت یا تکرار هستند. به عنوان مثال:
"او اغلب کتاب میخواند."
"ما اغلب به پارک میرویم."
جنس و تعداد: "اغلب" به عنوان قید، تغییر نمیکند و در هر دو جنس و عدد میتواند به کار رود.
"اغلب بچهها و بزرگترها از بازی کردن لذت میبرند."
همنشینی با کلمات دیگر: "اغلب" میتواند با دیگر قیدها یا صفتها ترکیب شود.
"اغلب اوقات" و "اغلب افرادی که."
نوشتن و نگارش: در نوشتار رسمی و غیررسمی، استفاده از "اغلب" معمولاً صحیح است و نیاز به علامت نگارشی ندارد، مگر در جملات خاص که نیاز به کاما یا نقطه قطع باشد.
تفاوت با دیگر قیدها: "اغلب" به معنای تقریباً همیشه نیست، بلکه به دلایل خاص، به تکرارهای متغیر اشاره دارد. بنابراین باید از آن با احتیاط استفاده شود و نباید بهجای کلمات دیگری مانند "بسیار" یا "همیشه" به کار رود.
با رعایت این نکات، میتوان استفادهی صحیح و مؤثری از کلمه "اغلب" در جملات فارسی داشت.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "اغلب" در جملات آورده شده است:
او اغلب در صبح زود بیدار میشود و به ورزش میپردازد.
ما اغلب به پارک میرویم تا کمی هوای تازه بگیریم.
دانشآموزان اغلب سوالات خود را در کلاس مطرح میکنند.
او اغلب کتابهای علمی میخواند تا اطلاعاتش را بهروز کند.
من اغلب با دوستانم به سینما میروم و فیلمهای جدید را تماشا میکنم.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!