جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: افت . [ اُ ] (اِمص ) افتادن به میان داری یعنی در کشتی دو کس را از هم جدا کردن . (از آنندراج ) (غیاث اللغات ). || افتادن . (ناظم الاطباء). افتادن چنانکه در وقت افت و خیز. (از فرهنگ فارسی معین ). || وضع. ترکیب . شکل . (ناظم الاطباء). وضع. شکل . (فرهنگ فارسی معین ). || کمبود جنس . کمی .کاست . نقصان . (فرهنگ فارسی معین ). نقصانی که در وزن پدید آید از اثر خشکی یا زیان حشرات . یا فروریختن بعض چیز و غیره . کسر در وزن . کسر بار. کسر انبار. کسرگداز و غیره ، آنچه کم آید از وزن در انبار و غیره وآنرا بحساب نیارند. نقصان در وزن با کم کردن فضول وخاک و خاشاک یا جابجا کردن . (یادداشت بخط مؤلف ). - افت کردن ؛ بعلت کم شدن رطوبت یا علتی دیگر از وزن معهود کم شدن . نقصان پیدا کردن در وزن . (یادداشت بخط مؤلف ). 1- سقوط، كاستي، كاهش، كمبود، نزول، نقصان
2- خفت، كسرشان افزايش pest, drop, fall, plague, slump, blight, downfall, slippage, pestilence طاعون، شخص مضايق، مؤذ، مضجر، ولد مزعج، ضار، وباء، الآفات düşürmek baisse fallen gota gocciolare طاعون، بلاء، مایه ازار واسیب، قطره، افتادن، چکه، ژیگ، پاییز، هبوط، خزان، سرایت مرض، رکود، ریزش، زمین باتلاقی، مقدار زیاد، کاهش فعالیت، زنگار، عدم رشد، باد زدگی یا زنگ زدگی، زوال، انحطاط، بارش، لغزش، بیماری طاعون، ناخوشی همه جاگیر
کلمه "افت" در زبان فارسی به معانی مختلفی میتواند مورد استفاده قرار گیرد و بسته به جملات و متنی که در آن قرار دارد، میتواند به شکل های مختلفی به کار رود. در زیر، برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه آورده شده است:
معانی مختلف: کلمه "افت" میتواند به معنای کاهش، زوال، سرنگونی، و یا سقوط باشد. بنابراین، در انتخاب معانی توجه به بافت متن اهمیت دارد.
استفاده از پیشوند و پسوند: این کلمه میتواند با پیشوند و پسوندهایی ترکیب شود. به عنوان مثال:
افت کیفیت (کاهش کیفیت)
افت قیمت (کم شدن قیمت)
افت تحصیلی (کاهش در موفقیتهای تحصیلی)
نقطهگذاری: در نوشتن جملات، توجه به استفاده صحیح از علائم نگارشی (مانند ویرگول، نقطه، و ...) بسیار مهم است. به عنوان مثال:
"در طول سال، افت کیفیت پروانهها به وضوح مشاهده شد."
جنس و تعداد: در صورت استفاده از "افت" به عنوان اسم، دقت کنید که جنس و تعدادی که به آن نسبت میدهید، صحیح باشد.
"این افتها نشاندهنده مشکلات جدی در سیستم هستند."
جملات شرطی و توصیفی: کلمه "افت" میتواند در جملات شرطی و توصیفی به کار رود. برای مثال:
اگر افت کارایی ادامه یابد، باید اقدامات لازم انجام شود.
توجه به همراهیهای زبانی: "افت" معمولاً با سایر کلمات خاصی همراه میشود. به عنوان مثال:
"افت محسوس"، "افت ناگهانی"، و غیره.
با رعایت این قواعد و نکات، میتوانید به درستی از کلمه "افت" در نوشتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "افت" در جملات آوردهام:
افت قیمت نفت باعث بروز مشکلات اقتصادی در کشورهای تولیدکننده شده است.
در فصل پاییز، افت برگهای درختان منظره زیبایی به پارکها میدهد.
بعد از باران شدید، سطح آب دریاچه به شدت افت کرد.
افت فشار خون ممکن است نشانهای از مشکلات سلامت باشد.
او به دلیل افت تحصیلی تصمیم گرفت خارج از زمان مدرسه به مطالعه بپردازد.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: طاعون، بلاء، مایه ازار واسیب، قطره، افتادن، چکه، ژیگ، پاییز، هبوط، خزان، سرایت مرض، رکود، ریزش، زمین باتلاقی، مقدار زیاد، کاهش فعالیت، زنگار، عدم رشد، باد زدگی یا زنگ زدگی، زوال، انحطاط، بارش، لغزش، بیماری طاعون، ناخوشی همه جاگیر