جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اقبال . [ اِ ] (از ع ، اِمص ) در تداول فارسی زبانان ، دولت و قوت طالع و این گویا از معنی سعادتمند شدن اخذ شده باشد و بلند از صفات اوست و بصله ٔ با و از هر دو مستعمل . (آنندراج ). خوشبختی . (یادداشت مؤلف ). در تداول فارسی ، بهره مندی و نیک بختی و برومندی و نیک اختری و خوشنودی و پذیرائی و شهرت و نیکنامی . برکت . سعادت . (ناظم الاطباء) : هر آنکسی که نباشد به اخترش اقبال بود همه هنر او بخلق نامقبول شجاعتش همه دیوانگی فصاحت حشو سخا گزاف و کریمی فساد و فضل فضول . ابوالعباس . امروز به اقبال تو ای میر خراسان هم نعمت و هم روی نکو دارم وسناد. رودکی . از گوشه ٔ چار بالش تو اقبال بسالیان نجنبد. خاقانی . هر زمان این شاهباز ملک را ساعد اقبال مأوا دیده ام . خاقانی . مرادش با سعادت رهسپر باد ز نو هر روزش اقبالی دگر باد. نظامی . باقبالش دل استقبال دارد چو هست اقبال کار اقبال دارد. نظامی . هین غذای دل بده از همدلی روبجو اقبال را از مقبلی . مولوی . گرش حظ و اقبال بودی و بهر زمانه نراندش ز شهری بشهر. سعدی . چون همایم سایه ای بر سر فکن تا در اقبالت شوم نیک اختری . سعدی . ز اقبال غمت زینگونه شادم که هیچ از شادی کس نیست یادم . میرخسرو (از آنندراج ). بوسه ها بر دست خود داده ست معمار ازل تا باقبال بلند آن طاق ابرو بسته است . صائب . - اقبال داشتن ؛ پیش آمدگی در کارها داشتن و خداوند بخت و طالع نیک بود. (ناظم الاطباء). || (اصطلاح نجوم ) اقبال در اصطلاح نجومی بودن کوکب است در یکی از اوتاد اربعه . (یادداشت مؤلف ). رجوع به اوتاد اربعه شود. بودن ستاره است در وتد و مقابل آن ادبار است . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). اختر، بخت، بهروزي، دولت، شانس، طالع، نوبت، نيكبختي luck, grace, fortuity, iqbal حظ، حسن الطالع، توفيق، نصيب Şans chance chance oportunidad opportunità خوش بختی، توفیق، سعادت، زیبایی، ظرافت، بخشش، جذابیت، منت، اتفاق، تصادف، قضا و قدر، حادثه
کلمه "اقبال" در زبان فارسی به معنای خوشبختی، شانس یا موفقیت است. در نوشتار فارسی، باید به چند نکته دقت کرد:
شروع با حرف بزرگ: در ابتدای جملات و عنوانها، حرف "ا" در کلمه "اقبال" باید بزرگ نوشته شود (اقبال).
نقطهگذاری: اگر "اقبال" در وسط جملات به کار میرود، معمولاً نیازی به نقطهگذاری خاص نیست، اما در پایان جمله یا قبل از یک علامت نگارشی، حتماً باید به نکات مربوط به نقطهگذاری توجه کرد.
مفرد و جمع: "اقبال" به صورت مفرد به کار میرود، اما اگر بخواهید جمع آن را نشان دهید، میتوانید با استفاده از واژههای هممعنا در کنار آن و یا به کار بردن دیگر ساختارهای زبانی، مفهوم جمع را القا کنید.
استفاده از انواع نگارش: "اقبال" میتواند به عنوان اسم خاص نیز به کار رود، بهعنوان مثال، در عنوانهای آثار ادبی یا نسبت به افراد. در این صورت، باید به قواعد خاص نگارش مربوط به اسمهای خاص توجه کرد.
معنیشناسی: در استفاده از واژه "اقبال"، میتوانید به مفاهیم مرتبط مانند شانس، سعادت، کامیابی و... توجه داشته باشید تا در متن به درک روشنتری برسید.
مجموعاً، استفاده صحیح از این کلمه بستگی به بافت و محتوای جمله و توجه به قواعد عمومی نگارش فارسی دارد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "اقبال" در جمله آورده شده است:
اقبال مردم به خرید محصولات بومی، اقتصاد محلی را رونق بخشید.
با آغاز فصل بهار، اقبال گردشگران به مناطق طبیعی افزایش پیدا کرد.
موفقیت در امتحانات نتیجهٔ اقبال و تلاش مستمر دانشآموزان است.
او با اقبال خوبی در مسابقهٔ ورزشی شرکت کرد و به عنوان قهرمان معرفی شد.
اقبال به فرهنگهای مختلف باعث ایجاد تنوع و غنای فرهنگی در جامعه میشود.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید یا به موضوع خاصی اشاره کنید، خوشحال میشوم کمک کنم!