شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

emperor  |

امپراتور

معنی: امپراتور. [ اِ پ ِ ] (لاتینی ، اِ) عنوان سرداران روم قدیم . (فرهنگ فارسی معین ). در روم سپهسالار قشون را امپراتور میخواندند. و در روزگاران بعد چون قیاصره ٔ روم فرماندهی قشون را هم داشتند این عنوان با عنوان قیصر توأم گردید. (ایران باستان پیرنیا ص 2345). قیصر، عظیم الروم : مجروحین با وجود رنجی شدید راضی بودند و آنتونیوس را قسم میدادند که مراجعت کرده برای آنان خود را زحمت ندهد بعد او را امپراتور خود خوانده میگفتند... (ایران باستان ص 2361) . || پادشاه مقتدر و مستقل و صاحب تاج و تخت که بر ممالک و نواحی سلطنت کند. (از ناظم الاطباء) (ازفرهنگ فارسی معین ). شاهنشاه . (فرهنگ فارسی معین ).
... ادامه
467 | 0
مترادف: امپراطور، امير، پادشاه، خديو، خسرو، سلطان، شاه، شاهنشاه، ملك
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (اِ پِ) [ فر . ] ( اِ.)
الگوی تکیه: WWWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'emperAtur
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 850
شمارگان هجا: 4
دیگر زبان ها
انگلیسی
emperor | Kaiser , the emperor
ترکی
imparator
فرانسوی
l'empereur
آلمانی
der kaiser
اسپانیایی
el emperador
ایتالیایی
l'imperatore
عربی
إمبراطور | قيصر , الإمبراطور
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "امپراتور" در زبان فارسی به معنای پادشاه یا حکمران بزرگ است و از واژه‌ی لاتین "Imperator" گرفته شده است. برای نوشتن و استفاده از این کلمه در متن فارسی، می‌توان به چند نکته‌ی نگارشی و قواعدی توجه کرد:

  1. اعداد و حروف: در نوشتار فارسی، کلمات باید با حروف فارسی نوشته شوند. بنابراین، "امپراتور" باید به همین شکل نوشته شود و از اعداد عربی یا انگلیسی در این واژه استفاده نشود.

  2. نوع نگارش: در متون رسمی و ادبی، باید توجه کرد که کلمه "امپراتور" در جملات به طور صحیح و در جای مناسب خود قرار گیرد. به عنوان مثال: "امپراتور روم" یا "امپراتور ایلخانی."

  3. جمع و مفرد: شکل جمع این کلمه به صورت "امپراتورها" نوشته می‌شود.

  4. نقاط گذاری: اگر واژه‌ی "امپراتور" در جملاتی با دیگر کلمات همراه باشد، باید به قواعد نقطه‌گذاری نیز توجه کرد. به عنوان مثال: "امپراتور، با تصمیماتش تاریخ را تغییر داد."

  5. استفاده از معادل‌های فارسی: در برخی موارد می‌توان از معادل‌های فارسی دیگر برای "امپراتور" استفاده کرد، مانند "پادشاه بزرگ" یا "حاکم عالی." توجه به سیاق متن و مناسب بودن معادل‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است.

  6. نحو و ترکیب: در کار با این کلمه، باید به دستور زبان و نحو جمله توجه کرد تا ترکیب‌ها و جملات به‌درستی شکل بگیرند.

با رعایت این نکات، می‌توان از کلمه "امپراتور" به‌طور صحیح و مؤثر در نوشته‌ها و مکالمات استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال از کلمه "امپراتور" در جمله آورده شده است:

  1. امپراتور روم توانست سرزمین‌های وسیعی را در اروپا فتح کند.
  2. امپراتور ژاپن نقش مهمی در فرهنگ و تاریخ این کشور دارد.
  3. در دوران باستان، امپراتورها معمولاً قدرت زیادی در سیاست و نظام داشتند.
  4. امپراتور چین با اتخاذ تصمیمات بارز، سرزمین خود را مدرن‌سازی کرد.
  5. در داستان‌ها، امپراتورهایی وجود دارند که به دلیل تصمیمات نادرست خود سقوط کردند.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: فرمانفرما، قیصر، کایزر

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری