جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: امکان . [ اِ ] (ع مص ) بیضه دادن و زیر بال گرفتن ملخ و سوسمار بیضه را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). تخم گذاشتن یا گرد کردن ملخ و سوسمار و مانند آنها تخم را در جوف خود. (از اقرب الموارد). || قادر گردانیدن بر چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). قادر گردانیدن بر کاری . (فرهنگ فارسی معین ). قدرت دادن . (غیاث اللغات ). گویند: امکنه من شی ٔ. || پابرجا کردن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). جای دادن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) . || دست دادن . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ) (از شرح قاموس ) (منتهی الارب ) (فرهنگ فارسی معین ). ممکن گشتن . - در امکان آمدن ؛ ممکن بودن . میسر بودن : در امکان نیاید که دو تن با یکدیگر دوستی دارند. چندان تیقظ نگاه توان داشت که سهوی نرود. (کلیله و دمنه ). اجتهاد تو در کارها و رأی آنچه در امکان آید علماء و اشراف مملکت را نیز معلوم گردد. (کلیله و دمنه ). اما اگر کسی را بر آن اطلاع افتد برادری ما چنان باطل گردد که تلافی آن بمال و متاع در امکان نیاید. (کلیله و دمنه ). - در امکان بودن ؛ ممکن بودن . امکان داشتن : و ما ابرّءُ نفسی ولا ازکیها که هرچه نقل کنند از بشر در امکان است . سعدی . نه آخر در امکان تقدیر هست که فردا چو من باشی افتاده مست . (بوستان ). و اینکه گویند: ما امکنه عندالامیر، شاذ است . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). || رویانیدن جایگاه گیاه مکنان را. (از اقرب الموارد). || آسان بودن . میسر بودن . (فرهنگ فارسی معین ). تیسر : هر راز که ثالثی در آن محرم نشود هرآینه از اشاعت مصون ماند و باز آنکه بگوش سیمی رسیدبی شبهت در افواه افتد و بیش امکان کتمان آن صورت نبندد. (کلیله و دمنه ). || (اِمص ) احتمال . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). || توانایی و قدرت . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ فارسی معین ). طاقت و قدرت . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : بیمکان لاجرم در دین و دنیا مکانت یافتستم پیش از امکان . ناصرخسرو. محمدت خر که روز اقبال است مکرمت کن که روز امکان است . مسعودسعد. حرّی که من از عنایت رایش با حاصل و دستگاه و امکانم . مسعودسعد. آنقدر که در امکان گنجید از کارهای آخرت راست کردم . (کلیله و دمنه ). به خدایی که اسد را ز فلک بگذرانید ز امکان اسد. خاقانی . || ماسوی اﷲ. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). جهان آفریده شده که وجود یا عدم آن ضروری نبوده . - عالم امکان ؛ عالمی که وجود یاعدم امور در آن مساوی است . عالم مخلوق : تار و پود عالم امکان بهم پیوسته است عالمی را شاد کرد آنکس که یک دل شاد کرد. صائب تبریزی . || (اصطلاح فلسفه ) امری که وجود یا عدم آن ضروری نباشد . آنچه که بود و نبودش مساوی باشد، مانند انسان و حیوان و نبات و جماد، مقابل وجوب ، امتناع . (از فرهنگ فارسی معین ). کلمه ٔ امکان از نظر مفهوم عامی آن مقابل امتناع است و عبارت از سلب ضرورت از جانب مخالف و یا از طرف عدم ، و یا سلب امتناع ذاتی است از جانب موافق ،چنانکه گویند: فلان امر ممکن است یعنی ممتنع الوجود نیست و عدم برای آن ضروری نیست و معنای خاص آن که امکان خاص باشد عبارت از سلب ضرورت هم از جانب موافق و هم از جانب مخالف است و بعبارت دیگر سلب ضرورت ازطرف وجود و عدم است معنی آنکه گویند فلان امر ممکن است این است که وجود و عدم هیچ کدام برای آن ضروری نیست و موصوف بلا اقتضایی محض است یعنی نه مقتضی وجود است و نه مقتضی عدم . اهل معقول از امکان همین معنی رامیخواهند و از همین جهت است که امکان خاص گویند و یا از جهت آنکه اخص از اول است و در تهافت التهافت (ص 108) است که : «الفلاسفة لایرون امکان وجود الشی ٔ و عدمه علی السواء فی وقت واحد بل زمان امکان الوجود و غیر زمان عدمه ». (از فرهنگ علوم عقلی ، سجادی ص 89). و رجوع به همین کتاب و کشاف اصطلاحات الفنون و نفایس الفنون شود. ترکیب ها: - امکان اخس . امکان اخص . امکان استعدادی . امکان استقبالی .امکان اشرف . امکان خاص . امکان ذاتی . امکان عام . امکان وقوعی . رجوع به هریک از کلمات در ردیف خود شود. 1- توانايي، قدرت، وسع
2- فرصت، مجال
3- احتمال إمكانية، الاحتمال، إمكان، استطاعة olası possible möglich posible possibile
... ادامه
841|0
مترادف:1- توانايي، قدرت، وسع
2- فرصت، مجال
3- احتمال
کلمه "امکان" در زبان فارسی به معنای قابلیت یا توانایی وقوع یک عمل یا پدیده است. در استفاده از این کلمه و کاربرد آن در جملات، نکات زیر را باید در نظر داشت:
نحوه نوشتار: کلمه "امکان" به همین شکل و با "ک" و "ن" در انتهای آن نوشته میشود.
استفاده از "امکان":
"امکان" معمولاً به عنوان یک اسم به کار میرود. مثلاً: "امکان سفر به خارج وجود دارد."
این کلمه میتواند به عنوان یک اسم جمع هم به کار رود: "امکانات" (که به معنای موارد یا شرایطی که قابلیت انجام چیزی را دارند).
قیدها و صفتها: برای توصیف "امکان"، میتوانید از صفات و قیود مختلف استفاده کنید. مثلاً: "امکان جدید"، "امکان بالا"، "امکان رتبه اول".
ساختار جملات: هنگام استفاده از "امکان"، معمولاً جملات به صورت زیر شکل میگیرند:
"امکان انجام این کار وجود دارد."
"در این شرایط، امکان موفقیت کمتر است."
نحوه سؤال کردن: اگر بخواهید درباره "امکان" چیزی سؤال کنید، میتوانید از ساختاری مانند "آیا امکان..." استفاده کنید. مثال: "آیا امکان تغییر برنامه وجود دارد؟"
استفاده در متون رسمی و غیررسمی: "امکان" به طور گستردهای در متون رسمی و غیررسمی به کار میرود و بستگی به زمینه صحبت دارد.
با رعایت این نکات میتوانید به بهترین شکل از کلمه "امکان" در نوشتهها و مکالمات خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند جمله با کلمه "امکان" آمده است:
با توجه به وضعیت آب و هوا، امکان برگزاری مسابقه در روز شنبه وجود ندارد.
امکان دارد که او به زودی به ما ملحق شود.
این پروژه به ما امکان میدهد که تولید را افزایش دهیم.
با بررسی اطلاعات موجود، امکان پیشبینی نتایج نهایی وجود دارد.
در حال حاضر هیچ امکان خاصی برای سفر به آن منطقه وجود ندارد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر