شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'entesāf
justice  |

انتصاف

معنی: انتصاف . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) تمام حق خود گرفتن از کسی . (ناظم الاطباء). انتصف منه ؛ تمام حق خود گرفت از آن . (منتهی الارب ). نصف یافتن . (غیاث اللغات ). || معجر بر سر افکندن زن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). اختمار. (از اقرب الموارد). مقنعه بر سر انداختن . || به نیمه رسیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). به نیمه ٔ چیزی برسیدن . (مصادر زوزنی ) (فرهنگ فارسی معین ). نصف چیزی را گرفتن . (از اقرب الموارد) (فرهنگ فارسی معین ). || درآمدن تیر در شکار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). درآمدن تیر در شکار تا نصف . (از اقرب الموارد). || داد ستدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (فرهنگ فارسی معین ). انصاف بستدن . (مصادر زوزنی ). داد گرفتن . (فرهنگ فارسی معین ). || به نیمه رسیدن روز. (از اقرب الموارد). || داد یافتن . (غیاث اللغات ). || نیمه شدن . (غیاث اللغات ). || (اِمص ) بدونیم شدگی . (ناظم الاطباء). نیمه شدن : در وقت انتصاف روز بتیغ انتصاف قرب پنج هزار جیفه ٔ کفار بر صحراء آن مصاف طعمه ٔ کلاب و نجعه ٔ ذیاب گردید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 201). || داد ستدن : و قوانین عدل و قواعد انصاف و انتصاف بنوشت . (سندبادنامه ص 65). بعدل و داد معروف و مذکور وبانصاف و انتصاف معین و مشهور. (سندبادنامه ص 56).
حافظ اسیر زلف تو شد از خدا بترس
وز انتصاف آصف جم اقتدار هم .
حافظ.
... ادامه
432 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (اِ تِ) [ ع . ] (مص ل .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 622
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
justice
ترکی
adalet
فرانسوی
justice
آلمانی
gerechtigkeit
اسپانیایی
justicia
ایتالیایی
giustizia
عربی
عدالة | عدل , إنصاف , قاض , استقامة , إعتراف بحق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "انتصاف" در زبان فارسی به معنای انصاف و رعایت عدالت است، ولی در نوشته‌های رسمی و نگارش معیار، این کلمه کمتر استفاده می‌شود و بیشتر از واژه "انصاف" استفاده می‌شود. در صورتی که قصد دارید این کلمه را به کار ببرید، باید دقت کنید به موارد زیر:

  1. املا: املای صحیح این کلمه "انتصاف" است، اما معمول‌تر است که از "انصاف" استفاده کنید.

  2. ساختار جمله: استفاده از این کلمه باید در جملاتی باشد که مفهوم عدالت و انصاف را می‌رساند. به‌طور مثال:

    • "در این موقعیت، انتصاف حکم می‌کند که به همه طرف‌ها توجه کنیم."
  3. نشانه‌گذاری: در نوشتن جملات باید از نشانه‌گذاری مناسب (مانند ویرگول، نقطه، و غيره) استفاده کنید تا مفهوم واضح‌تری ایجاد شود.

  4. جنس واژه: "انتصاف" یک اسم است و باید به صورت ضمنی با فعل‌ها و صفات مناسب جملات ترکیب شود.

  5. تطابق با قواعد گرامری: در جملات باید به تطابق عدد و جنس توجه داشته باشید. مثلاً، می‌توانید بگویید:
    • "انتصاف در جامعه ما باید حفظ شود."

به یاد داشته باشید که همیشه به سبک نوشتاری و مخاطب خود توجه کنید و کلمات را در زمینه‌هایی به کار ببرید که بیشترین تأثیر را داشته باشند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. در ادبیات معاصر، مفهوم انصاف به عنوان یک ارزش اساسی در تعاملات انسانی مورد تأکید قرار گرفته است.
  2. برای رسیدن به جامعه‌ای عادلانه، باید به اصل انصاف در قوانین و رفتارهای اجتماعی توجه ویژه‌ای شود.
  3. او همواره تلاش می‌کند تا در قضاوت‌هایش انصاف را رعایت کند و نظرات دیگران را نیز در نظر بگیرد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری