شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'anjir
fig  |

انجیر

معنی: انجیر. [ اَ ] (اِ) درختی از تیره ٔ گزنه ها جزو دسته ٔ توتها که بلندیش تا 12 متر میرسد و برخلاف توت یک پایه است و گلهای نر و ماده اش بر روی یک درخت است . (فرهنگ فارسی معین ). از محصولات بومی ولایت کاری که از آنجا بسایر ممالک کره ٔ ارض برده شده (کاری از ممالک قدیم آسیای صغیر است ). (از ناظم الاطباء). بلندی درخت انجیر به 12 متر میرسد و در نواحی معتدل و گرم بهتر میروید گلهای نر یا ماده ٔ آن در داخل جسمی مانند کوزه قرار گرفته و پس از آمیزش دانه های خشکی میسازد که بوسیله بندی بدیواره ٔ درونی انجیر متصل میشود و این دیواره بتدریج در خود مواد غذایی و قندی جمع میکند و میرسد و اگر آمیزش انجام نگیرد انجیر شیرین نمیشود و پژمرده شده از درخت میافتد. (از گیاه شناسی گل گلاب ص 270). انجیر درختی است که به بلندی 6 تا 8 مترو قطر 0/80 متر میرسد گرزن آن انبوه است . از سرما زود گزند می بیند و در جاهایی که زمستان آن به 12 درجه برسد پایداری نمیکند. درخت انجیر در هر خاکی میرویدخوب جست میدهد و ارزش آن در جنگل بواسطه ٔ فراوانی برگهای آن است که پوشش مرده خاک جنگل را زیاد میکند. چوب آن برای سوخت خوب است . (از جنگل شناسی کریم ساعی ج 1 ص 247). بری و بستانی میباشد و هریک آن نر و ماده و بری آن غیر جمیز و برگ و بارش کوچکتر و در تنکابن دیوانجیر نامند باسمیت و بسیار گرم و تند و محلل قوی و ضماد آن در رفع خال و ثآلیل نافع و شیر او در افعال قویتر از شیر بستانیست . (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ذیل تین ). انجیر ریجاب کرمانشاهان در هیچ جای دیگر یافت نشود. (یادداشت مؤلف ). انجیر مکرراً در کتاب مقدس وارد شده است و درخت معروفی است که در فلسطین و سوریه و سایر جاها میروید. میوه اش شبیه به آلو و خود درخت ده الی بیست قدم از سطح زمین مرتفع میشود و شاخهایش باطراف پراکنده میگردد و متقدمین وقتی را زمان امن و سلامتی میشمردند که هرکس در زیر درخت انجیر خود فارغ البال و بی تشویش بنشیند. یکی از خصایص غریب این درخت آنکه میوه اش قبل از ظهور برگ ظاهر میشود و چون درختی برگش ظاهر میشد و از میوه اثری پیدا نبود آن سال امید باروری از آن درخت نمی داشتند. و ظهور برگ نشان نزدیکی فصل تابستان بود. و هرگاه ضرری بدرخت انجیرمیرسید بطوری که میوه اش ریخته یا درختش معیوب میشد،آنرا نشان درد و بلاهای هولناک میدانستند. (از قاموس کتاب مقدس ). تین . (منتهی الارب ) (دهار) :
پیشم آمد بامدادان آن نگارین از کروخ
با دو رخ از باده لعل و با دو چشم از سحر شوخ
آستین بگرفتمش گفتم بمهمان من آی
مر مرا گفتا به تازی مورد انجیر و کلوخ .
رودکی .
برگ انجیر بر تنش بستند
سبز از آن گشت منظر تیغش .
خاقانی .
سفره ٔ انجیر شدی صفروار
گر همه مرغی بدی انجیرخوار.
نظامی .
مگس بر خوان حلوا کی کند پشت
به انجیری غرابی چون کندپشت .
نظامی .
حشو انجیر چو حلواگر استاد که او
حب خشخاش کند در عسل شهد بکار.
سعدی .
در این باغ اگر لاله و گل چنی
نخواهی شدن مرغ انجیر عشق .
اوحدی .
- انجیربادی ؛ باد انجیر. رجوع به باد انجیرشود.
- انجیرخشکه ؛ یا انجیر خشک ، در تداول عامه انجیر که خشک کنند، بمنظور خشکبار.
- انجیر کوهی ؛حماط. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ). تین جبلی . (یادداشت مؤلف ).
- بیدانجیر ؛ کرچک . رجوع به کرچک شود.
- شاه انجیر ؛ انجیر وزیری . رجوع به انجیر وزیری شود.
- امثال :
بس کن که هرمرغ ای پسر کی خوش خورد انجیر تر
شد طعمه ٔ طوطی شکر زان زاغ را چامین خر.
مولوی .
تو ای صعوه ٔ دانه چین در زمین
یکی سوی کام و گلویت ببین
برون رو از این باغ و ایدر مایست
که ژاژ تو در خورد انجیر نیست .
ادیب .
دانه ٔ هر مرغ اندازه ٔ وی است
طعمه ٔ هر مرغ انجیری کیست .
مولوی .
طعمه ٔ هر مرغکی انجیر نیست .
مولوی (از امثال و حکم دهخدا ج 2 ص 1071).
مرغ این انجیر نیست . (امثال و حکم دهخدا ج 3 ص 1526) :
باز تو نیست باز این پرواز
مرغ تو نیست مرغ این انجیر.
معزی .
برو که فکرت تو نیست مرد این دعوی
برو که خاطر تو نیست مرغ این انجیر.
انوری .
مرغان دارد زمانه لیکن
مرغ ارزن نه مرغ انجیر.
اخسیکتی .
مرغی که انجیر میخورد نوکش کج است . (امثال و حکم مؤلف ج 2 ص 1701).
نیست هرکس بدین لقب لایق
نیست هر مرغ در خور انجیر.
سوزنی .
هر کجا مرغیست کی انجیر خورد .
عطار.
و رجوع به تحفه ٔ حکیم مؤمن ، قاموس کتاب مقدس ، تین ، انجیر آدم ، انجیر بستی ، انجیر بغدادی ، انجیرپزان ، انجیر حلوانی ، انجیر خرما، انجیرخوار، انجیرخواره ، انجیرخور، انجیر دشتی ، انجیرستان ، انجیرفام ، انجیرفروش ،انجیر فرنگ ، انجیر فرنگی ، انجیر وزیری و انجیر هندی شود.
|| (اِخ ) نام جوی آبیست در هرات و آنرا جوی انجیل هم گویند. (از برهان قاطع) (از ناظم الاطباء). جوی انجیر در هرات از وسط باغ زاغان عبور میکند. (از شعوری ج 1 ورق 107 ب ).
... ادامه
500 | 0
مترادف: 1- تين 2- انجيربن 3- سوراخ
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) ‹انجیل، انگیر› (زیست‌شناسی)
مختصات: ( اَ ) (اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'anjir
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 264
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
fig
ترکی
incir
فرانسوی
figue
آلمانی
feige
اسپانیایی
higo
ایتالیایی
fico
عربی
تين | شجرة التين
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "انجیر" در زبان فارسی به میوه‌ای اشاره دارد که از درختی به همین نام به دست می‌آید. در اینجا به بررسی برخی از قواعد فارسی و نگارشی مرتبط با این کلمه می‌پردازیم:

  1. نوع کلمه: "انجیر" یک اسم است و به میوه‌ای خاص اشاره دارد.

  2. جمع: جمع "انجیر" به‌صورت "انجیرها" یا "انجیرها" می‌باشد. همچنین در محاوره، ممکن است از "انجیرها" به عنوان جمع عام استفاده شود.

  3. نقش در جمله: "انجیر" می‌تواند به‌عنوان نهاد، مفعول یا مضاف به کار رود. مثلاً:

    • نهاد: "انجیر رسیده خوشمزه است."
    • مفعول: "من انجیر خریدم."
    • مضاف: "باغ انجیر زیبایی داریم."
  4. قواعد نگارشی:

    • در نوشتن، کلمه "انجیر" همیشه باید با حرف عطف یا حرف ربط به درستی نوشته شود.
    • در صورت استفاده از علامت‌های نگارشی مانند ویرگول، نقطه و غیره، باید توجه شود که چگونه این علامات بر روی جمله تأثیر می‌گذارند.
  5. اصطلاحات و ترکیبات: "انجیر" در بسیاری از اصطلاحات و ترکیبات به کار می‌رود، مثلاً "مربای انجیر" یا "درخت انجیر".

  6. کنایه و تشبیه: در ادبیات فارسی، ممکن است کلمه "انجیر" در تشبیهات و کنایات برای بیان احساسات یا ویژگی‌های خاص به کار برود.

با رعایت این قواعد می‌توان به درک و استفاده بهتر از کلمه "انجیر" در زبان فارسی کمک کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "انجیر" در جمله آورده شده است:

  1. انجیر یکی از میوه‌های خوشمزه و مغذی است که در فصل تابستان به وفور پیدا می‌شود.
  2. من همیشه صبح‌ها با یک کاسه ماست و تعدادی انجیر تازه صبحانه می‌خورم.
  3. در باغ مادربزرگم درختان انجیر زیادی وجود دارد که میوه‌های آن بسیار شیرین هستند.
  4. انجیر خشک یکی از تنقلات محبوب در سفرهای طولانی است.
  5. او به تازگی یک دسر خوشمزه با انجیر و عسل درست کرده بود که همه از آن لذت بردند.

اگر سوال دیگری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: چیز بی بها، ارایش، صف ارایی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری