شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'anduxtan
accumulate  |

اندوختن

معنی: اندوختن . [ اَ ت َ ] (مص ) جمع کردن و فراهم آوردن . (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری ) (هفت قلزم ) (انجمن آرا) (آنندراج ).جمع کردن . (رشیدی ). گرد کردن و جمع آوردن . (فرهنگ سروری ). گوالیدن . (فرهنگ سروری ) (از یادداشت مؤلف ). حاصل کردن . گرد کردن . (فرهنگ میرزا ابراهیم ) (شرفنامه ) (مؤید الفضلاء). جمع کردن و حاصل کردن و کسب کردن . (ناظم الاطباء). الفختن . الفغدن . الفنجیدن . (فرهنگ جهانگیری ). بدست کردن . (یادداشت مؤلف ) :
دگر هرکجا رسم آتشکده ست
که بی هیربد جای ویران شده ست
بباید همی آتش افروختن
بدان نام نیکو بیندوختن .
فردوسی .
زرد گلان شمع برافروختند
سرخ گلان یاقوت اندوختند.
منوچهری .
و هرگز مال نیندوختی و جز بر بهیمه ٔ مصری ننشستی . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 117).
مرد، همدم آنگه اندوزد که آید در عدم
موم از آتش آنگه افروزد که دارد ریسمان .
خاقانی .
پانزده مربط فیل که او را از بهر ذخیره ٔ ایام و عدت اوقات خصام اندوخته بود، بستد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 336). اتباع او عامه ٔ مردم را زبون گرفتند و برایشان کیسه ها دوختند و از ایشان مال بسیار اندوختند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
نه پیش از تو بیش از تو اندوختند
به بیداد کردن جهان سوختند.
(بوستان ).
|| ذخیره کردن . پس انداز کردن . (فرهنگ فارسی معین ) :
هوی و هوس خرمنش سوخته
جوی نیکنامی نیندوخته .
(بوستان ).
ترک دنیا بمردم آموزند
خویشتن سیم و غله اندوزند.
(گلستان ).
دوکس رنج بیهوده بردند... یکی آنکه اندوخت و نخورد و دیگر آنکه آموخت و نکرد. (گلستان ).
دل بسی خون بکف آورد ولی دیده بریخت
اﷲ اﷲ که تلف کرد و که اندوخته بود.
حافظ.
ز شادی برجهم هر دم چو گندم برسر تابه
گر آن خط دانه ٔ دلها چو مور اندوختن گیرد.
کمال خجندی .
هرچه از عقل و علم و دین اندوخت
آتش عشق آن نگارین سوخت .
سراج الدین راجی (از فرهنگ سروری ).
گر نخواهی تو نور علم اندوخت
بتنور اثیر خواهی سوخت .
؟.
|| بهره بردن . سود بردن . انتفاع . (فرهنگ فارسی معین ). || قرض واپس دادن . (برهان قاطع) (هفت قلزم ) (انجمن آرا) (آنندراج ). وام گزاردن . (فرهنگ میرزا ابراهیم ) (شرفنامه ٔ منیری ) . وام واپس دادن . (ناظم الاطباء). || واگزاردن . واپس گزاردن . (مؤید الفضلاء).
... ادامه
1581 | 0
مترادف: پسانداز كردن، جمع كردن، ذخيره كردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر متعدی) [پهلوی: handōxtan, andōxtan]
مختصات: (اَ تَ) [ په . ] (مص م .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1111
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
accumulate | acquire , hive , lay in , salt away , store , save , pile , put by , reserve , roll up , salt down , hoard
ترکی
zula
فرانسوی
magot
آلمانی
horten
اسپانیایی
acumular
ایتالیایی
tesoro
عربی
تراكم | جمع , تكدس , كدس , كوم , ركم , تتراكم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "اندوختن" در زبان فارسی به معنای جمع‌آوری، ذخیره کردن یا انباشتن است. این واژه به عنوان یک فعل در جملات مختلف به کار می‌رود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره می‌شود:

  1. صرف فعل: "اندوختن" یک فعل ناقص است و می‌تواند به زمان‌های مختلف صرف شود. به عنوان مثال:

    • من اندوختم (زمان گذشته)
    • تو می‌انداختی (زمان گذشته استمراری)
  2. استفاده در جملات: این فعل معمولاً به‌همراه مفعول می‌آید. به‌عنوان مثال:

    • او پول‌ها را اندوخت.
    • ما تجربیات خود را اندوخته‌ایم.
  3. قواعد نگارشی: مانند سایر افعال، دقت در جابجایی فعل و فاعل در جملات مهم است. به عنوان مثال:

    • صحیح: "او کتاب‌ها را اندوخته است."
    • نادرست: "اندوخته است او کتاب‌ها را."
  4. نکات معنایی: توجه داشته باشید که "اندوختن" بیشتر در زمینه‌های مالی و تجربی به کار می‌رود که نوعی جمع‌آوری و ذخیره‌سازی را می‌رساند.

  5. معادل‌های دیگر: در بعضی موارد می‌توان از کلمات دیگر مانند "ذخیره کردن" یا "جمع‌آوری کردن" به جای "اندوختن" استفاده کرد، اما باید به دقت توجه کرد که معانی دقیق ممکن است متفاوت باشد.

استفاده صحیح از این کلمه به شناخت ساختار جملات و قواعد دستوری کمک می‌کند و همچنین در نوشتار و گفتار صحیح تاثیرگذار است.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. او تمام تلاش خود را کرد تا تجربه‌های زندگی‌اش را اندوختن کند و از آن‌ها درس بگیرد.
  2. معلم به دانش‌آموزان یادآوری کرد که علم را باید اندوختن کنند تا در آینده به موفقیت برسند.
  3. خانواده‌اش در سفرهای مختلف خاطرات زیادی را اندوختن کرده‌اند که همیشه به یاد آن‌ها می‌افتند.

واژگان مرتبط: انباشتن، متراکم کردن، روی هم انباشتن، بدست اوردن، پیدا کردن، حاصل کردن، در کندو جمع کردن، ذخیره کردن، ادعا کردن، رنگ امیزی کردن، نمک سود کردن، نمک زدن به، انبار کردن، پس انداز کردن، نگاه داشتن، نجارت دادن، رهایی بخشیدن، پس انداختن، توده کردن، کومه کردن، طفره رفتن، قطع کردن، کنار گذاردن، رزرو کردن، از پیش حفظ کردن، پس نهاد کردن، اختصاص دادن، تودار بودن، جمع کردن، چرخیدن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری