جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اندی . [ اَ ] (اِ، ق ) به معنی خاصه باشدکه در مقابل خرجی است . (برهان قاطع) (هفت قلزم ) (آنندراج ). خاصه مقابل خرجی . (ناظم الاطباء). || خصوصاً. (شعوری ج 1 ورق 132 ب ). || امیدواری . (برهان قاطع) (هفت قلزم ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || تعجب . (برهان قاطع) (هفت قلزم ) (آنندراج ). عجب و شگفت . (ناظم الاطباء). || نیز که بعربی ایضاً خوانند. (از برهان قاطع) (از هفت قلزم ) (آنندراج ). گاه مانند کلمه ٔ رابطه به معنی نیزاستعمال میگردد. (ناظم الاطباء). || بجای لفظ «بود که » و «باشد که » استعمال میکنند. (از برهان قاطع) (از هفت قلزم ) (از آنندراج ). کلمه ٔ غیر موصول به معنی اندیک و بوک و مگر و بود که و باشد که . (ناظم الاطباء). امید است . (یادداشت مؤلف ) : هرچند که بودیم زهجران تو غمگین اندی که فلک داند قدر و خطر تو. قطران . گر حله ٔ حیات مطرز نگرددت اندی که در نماندت این کسوت از بها. خاقانی . تا چند روزگار دهد دردسر مرا تا همچو خود همی بشمارد مگر مرا با اینهمه بدردسری شاکرم از او اندی که بیشتر نرساند ضرر مرا. سیدحسن اشرف . || شکر.صدشکر. الحمداﷲ که . المنة للّه . منت خدایرا. سپاس . شکر خدای را. (از یادداشتهای مؤلف ) : اندی که امیر ما بازآمد پیروز مرگ از پس دیدنش روا باشد و شاید پنداشت همی حاسد کو باز نیاید بازآمد تا هر شفکی ژاژ نخاید. رودکی . گر خوار شدم پیش بت خویش روا باد اندی که بر مهتر خود خوار نیم خوار. عماره .
دایم بود هوای تن تو اسیر عقل اندی که نیست عقل هوای ترا اسیر. منوچهری . گر گلستان ز باد خزان زرد شد رواست اندی که سرخ باشد روی خدایگان . عنصری . گر بی پدرت بماند گاه پدرت اندی که تویی بجایگاه پدرت . معزی . او گر زکرده بازنگردد مگرد گو اندی که بازگشت بعدل شهنشه است . سیدحسن غزنوی . ما را همه شادی ز غم تست و فزون باد اندی که غمت هست اگر هیچ غمی نیست . سیدحسن غزنوی . هرچند که بودیم ز هجران تو غمگین اندی که ز هجران تو شادیم دگر بار. رشید وطواط. با آنکه من از عشق تو رسوای جهانم هم راضیم اندی که تو زیبای جهانی . اثیرالدین (از فرهنگ جهانگیری ). ز غم جاودان باد در خواب دشمن تو از بخت بیدار اندی که شادی . انوری . || بمعنی «آن لحظه » است که ایام گذشته باشد. (برهان قاطع) (از هفت قلزم ) (آنندراج ). آن لحظه . (ناظم الاطباء). آنگاه . || از این زمان . از این لحظه . || آن قدر. (فرهنگ فارسی معین ). || چیزی . (یادداشت مؤلف ) : با خلق داوری چکنم بهر نظم و نثر اندی که من نخواسته ، داده است داورم . سیدحسن غزنوی . و رجوع به اندیک شود. andy andy andy andy andy andy اند
کلمه «اندی» در زبان فارسی به دو صورت میتواند مورد استفاده قرار گیرد:
به عنوان اسم: «اندی» به عنوان یک اسم خاص میتواند به معنای قدری، مقداری یا کمی باشد. در این حالت معمولاً به عنوان یک اسم جمع یا غیرقابل شمارش استفاده میشود.
استفاده در جملات: در جملات فارسی، معمولاً «اندی» در ترکیب با قیدهای دیگر به کار میرود. به عنوان مثال:
«اندی از کارها انجام نشده است.»
«در اندی از روزها، برف بارید.»
نکات نگارشی و دستوری:
جدا نوشتن: کلمه «اندی» باید به صورت جدا نوشته شود و نباید به کلمات دیگر بچسبد.
استفاده از علامتگذاری: در مواردی که از «اندی» استفاده میشود، باید به علامتگذاری و جملات دیگر توجه شود تا مفهوم دقیقتری منتقل شود.
هماهنگی با فعل: باید توجه داشته باشید که فعلهای مربوط به «اندی» باید با آن در زمان و شمار و جنس هماهنگی داشته باشند.
اگر سوال خاصی درباره کاربرد یا مورد خاصی از کلمه «اندی» دارید، لطفاً بفرمایید تا بیشتر توضیح دهم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "اندی" در جملات آورده شده است:
اندی از بچگی به نقاشی علاقه داشت و همیشه در حال کشیدن بود.
امروز هوا کمی ابری است و اندی هم تصمیم گرفته که خانه بماند.
اندی حتی در شرایط سخت هم به کارهایش ادامه میدهد و هرگز ناامید نمیشود.
وقتی به اندی رفتم، متوجه شدم که او یک موفقیت بزرگ به دست آورده است.
اندی در زندگیاش با چالشهای زیادی روبرو شده، اما هر بار توانسته است قویتر از قبل بازگردد.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر