جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اندیشه . [ اَ ش َ / ش ِ ] (اِمص ) فکر. (انجمن آرا) (آنندراج ) (دهار) (منتهی الارب ) (نصاب ). فکر و تدبیر و تأمل و تصور و گمان و خیال . (ناظم الاطباء). فکرة. فکری . رویة. هویس . (از منتهی الارب ). وهم . هم . (مهذب الاسماء). خیال . (انجمن آرا) (آنندراج ). نیة. ضمیر. طویة. (دهار). تأمل . (تاریخ بیهقی ). فکرت . تفکر. نظر. رای . صدد. عزیمه . عزیمت .صریمه . صریمت . سگالش . ج ، اندیشه ها و اندیشگان . (یادداشت مؤلف ) : در اندیشه ٔ دل نگنجد خدای بهستی او باشدم رهنمای . فردوسی . بجز بندگی پیشه ٔ من مباد جزاز داد اندیشه ٔ من مباد. فردوسی . بنام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد نیابد بدو نیز اندیشه راه که او برتر از نام و از جایگاه . فردوسی . نیاید باندیشه از نیست هستی نیاید بکوشیدن از جسم جانی . فرخی . نرود هیچ خطا بر دل و اندیشه ٔ تو کز خطا دور ترا ذهن و ذکای تو کند. منوچهری . پیلان ترا رفتن باد است و دل کوه دندان نهنگ و دل و اندیشه ٔ کندا. عنصری . و این هردو (هردو گونه ٔ دانستن : اندر رسیدن [ = تصور ] و گرویدن ) دو گونه است یکی آن است کی به اندیشه شاید اندر یافتن ... و دیگر آن است کی او را اندریابم و به وی بگرویم نه از جهت اندیشه . (دانشنامه علایی چ احمد خراسانی ص 4). پس آنکه مرد نیست میمیراند و آن دیگر را میگذارد تا وقت موعود دررسد و در این علامتها و نشانیهاست از جمعی که اهل فکر و اندیشه اند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 307). این چه اندیشه های بیهوده است که خداوند ترا می افتد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 684). ما سخت ترسیدیم از آن سخن بی محابا که خلیفه را گفتی بایستی که اندر آن گفتار نرمی و اندیشه بودی . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 425). قوت پیغمبران معجزات آمد... و قوت پادشاهان اندیشه ٔ باریک . (تاریخ بیهقی ). آن به که چو چیزی محال جوید اندیشه ٔ تو، گوش او بمالی . ناصرخسرو. اندیشه بود اسب من و عقلم او را سوار همچو سلیمانی . ناصرخسرو. تاعادل دل شوی باندیشه هرگه که تنت بعدل شد فاعل . ناصرخسرو. زاندیشه غمی گشت مرا جان بتفکر پرسنده شد این نفس مفکر ز مفکر. ناصرخسرو. اندیشه چو دانش است می باید داشت اندوه چو روزی است می باید خورد. ابوالفرج رونی . چه کنم که مر شما را بیش هیچ اندیشه ٔ ولایت نیست . مسعودسعد. از این اندیشه ٔ ناصواب درگذر. (کلیله و دمنه ). اندیشه ٔ آن نیست که دردی دارم اندیشه بتو نمی رسد درد اینست . خاقانی . ندیدی آفتاب جان در اسطرلاب اندیشه نخواندی احسن التقویم در تحویل انسانی . خاقانی . در جان من اندیشه ٔ تو آتش افکند کانرا بدوصد طوفان کشتن نتوانم . خاقانی . حالی را قومس در اعتداد تو آورده شد تا آن جایگاه روی و مقیم باشی تا اندیشه ٔ انعام درباره ٔ تو باتمام رسد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 225). مرکز این گنبد فیروزه رنگ بر تو فراخ است و بر اندیشه تنگ یامکن اندیشه بچنگ آورش یا به یک اندیشه بتنگ آورش . نظامی . غلام عشق شو کاندیشه اینست همه صاحبدلان را پیشه اینست . نظامی . از این اندیشه هرگز برنگردد نه بنشیند دل عطار از جوش . عطار. دلی کز دست شد زاندیشه ٔ عشق درو اندیشه ٔ دیگر نگنجد. عطار. اندیشه ٔ وصال تو از ما نبود راست ناید خود از شکسته ٔ اندیشه ها درست . کمال اسماعیل . هر اندیشه که می پوشی درون خلوت سینه نشان رنگ اندیشه ز دل پیداست بر سیما. مولوی . ز عقل اندیشه ها زاید که مردم را بفرساید گرت آسودگی باید بروعاشق شو ای غافل . سعدی . فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش . حافظ. اندیشه ٔ صحیح نباشد سقیم را. صائب . || ترس و بیم . (انجمن آرا) (آنندراج ). بیم و ترس و اضطراب . (ناظم الاطباء). باک . رعب . هراس . پروا. خوف . خشیت . مهابت . مخافت . (یادداشت مؤلف ) : پس تل درون هرسه پنهان شدند از اندیشه ٔ جان غریوان شدند. فردوسی . چو شب تیره گردد شبیخون کنیم ز دل ترس و اندیشه بیرون کنیم . فردوسی . بهومان چنین گفت سهراب گرد که اندیشه از دل بباید سترد. فردوسی . همه شهر ایران ز کارش ببیم ز اندیشگان دل شده بر دونیم . فروسی . خویشتن را بمیان سپه اندر فکند نه ز انبوهش اندیشه نه از خصم حذر. فرخی . اندیشه اکنون از آن است که نباید که ملطفه بدست آلتونتاش افتد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 325). اندر ایام تو نندیشد کاندیشه خطاست بره از گرگ وزشیر آهو وکبک از شاهین . سوزنی . گرت اندیشه می باشد ز بدگویان بی معنی ز معنی معجری بربند و چون اندیشه پنهان آی . سعدی . ترک عمل بگفتم و ایمن شدم ز عزلت بی چیز را نباشد اندیشه از حرامی . سعدی . نه اندیشه از کس نه حاجت به هیچ چو زلف عروسان رهش پیچ پیچ . (بوستان ). || غم . اندوه . انده . هم . اشتغال خاطر به سختی و مصیبتی که پس از این تواند بود، مقابل اندوه که برگذشته است . (یادداشت مؤلف ) : کجا آن یلان و کیان جهان از اندیشه ، دل دور کن تا توان . فردوسی . چو بشنید خسرو از آن شاد گشت روانش ز اندیشه آزادگشت . فردوسی . ز ایرج دل ما همی تیره بود بر اندیشه اندیشه ها برفزود. فردوسی . ز اندیشه گردد همی دل تباه مهان را چنین پاسخ آورد شاه که چو نیک و بد این جهان بگذرد خردمند مردم چرا غم خورد. فردوسی . جشن سده است از بهرجشن سده شادی کن و اندیشه از دل بکن . فرخی . تا ملک بدین هر دو قوی باشد و آباد دشمن چه خورد جز غم و اندیشه و تیمار. فرخی . ملک ما بشکار ملکان تاخته بود ما ز اندیشه ٔ او خسته دل و خسته جگر. فرخی . خون راندم از اندیشه ٔ هجران و تو حاضر پس حال چه باشد چو بمانم ز تو تنها. ؟. || رشک . (ناظم الاطباء). || بمجاز، توجه . غم خواری . (از یادداشت مؤلف ) : پیش از اینت بیش از این اندیشه ٔ عشاق بود مهرورزی تو با ما شهره ٔ آفاق بود. حافظ (از یادداشت مؤلف ). - اندیشه ٔ بد در دل آوردن ؛ وسواس . (ترجمان القرآن جرجانی ). - اندیشه در دل آوردن ؛ اندوهگین شدن : تو اندیشه در دل میاور بسی تو نگرفتی این دژ نگیرد کسی . فردوسی . - اندیشه رفتار ؛ آنکه رفتار او چون اندیشه است . تیزرفتار : زمانه گردش و اندیشه رفتار چو شب کارآگه و چون صبح بیدار. نظامی . - بداندیشه ؛ بدفکرت . بدنهاد. - به اندیشه ؛ ترسان : ملوک زمانه او را مراعات همی کردند [ محمود غزنوی را ] و شب از او باندیشه همی خفتند. (چهار مقاله ). - بی اندیشه ؛ بی فکر. - پراندیشه ؛ اندیشناک . با فکرهای گوناگون . رجوع به پراندیشه شود. - رکیک اندیشه ؛ که اندیشه ٔ پست دارد : رکیک اندیشه را در محاورت زبان کند شود. (کلیله و دمنه ). - امثال : که اندیشه ٔ مرد ناکرده کار کند آرزوی گل از تخم خار بهار دلارام جوید ز دی شکر خواهد از بوریایینه نی . ادیب (از امثال و حکم دهخدا ج 1 ص 30). اول اندیشه وانگهی گفتار (پایبست آمده است و پس دیوار). (از امثال و حکم دهخدا ج 1 ص 314). نیز رجوع به اندیشه افکندن . اندیشه بردن . اندیشه بستن . اندیشه خوار.اندیشه داشتن . اندیشه سنج . اندیشه سوز. اندیشه کردن . اندیشه کشیدن . اندیشه کیش . اندیشه گر. اندیشه گماشتن . اندیشه مند. اندیش ناک . اندیشه ناکی و اندیشه نما شود. 1- پندار، تامل، تفكر، خيال، راي، سگال، ضمير، فكر
2- سودا
3- احتياط، صرافت، محابا، ملاحظه
4- قصد، نيت
5- اضطراب، بيم، پروا، ترس thought, idea, notion, reflection, opinion, mentality, solicitude, deliberation, meditation, worry, plan, anxiety, device, reflexion, notional فكر، فكرة، تفكير، معتقد düşünce pensée gedanke pensamiento pensiero فکر، تفکر، گمان، نظر، عقیده، تصور، انگاره، خاطر، طرز تفکر، مفهوم، نظریه، پندار، انعکاس، تامل، پژواک، باز تاب، اعتقاد، طرز فکر، ذهن، روحیه، قوه ذهنی، مشعر، اشتیاق، نگرانی، دقت زیاد، مشورت، شور، بررسی، سنجش، تعمق، عبادت، مراقبت، خیال، اضطراب، دلواپسی، بی آرامی، شورش، طرح، برنامه، نقشه، تدبیر، تشویش، دستگاه، اختراع، اسباب، شیوه، شعار، باز گشت، ادراک
کلمه "اندیشه" به معنی تفکر، نظر یا مفهوم به کار میرود و در زبان فارسی دارای قواعد و نکات نگارشی خاصی است. در زیر به برخی از این قواعد و نکات اشاره میکنم:
نحوه نوشتن: کلمه "اندیشه" به صورت ترکیبی از "اند" و "یشه" نوشته میشود و در املای آن نباید تغییراتی ایجاد شود.
جنس و عدد: "اندیشه" به عنوان یک اسم مؤنث به کار میرود و به صورت مفرد است. برای جمع بستن آن میتوان از "اندیشگان" یا "اندیشهها" استفاده کرد.
استفاده در جملات: این کلمه میتواند در جملات به عنوان فاعل، مفعول یا مضافالیه به کار رود. مثلاً:
"اندیشههای جدید او موجب تغییرات مثبتی در جامعه شد."
"برای توسعه اندیشههای خود، مطالعه کنید."
نکات نگارشی:
اگر "اندیشه" در ابتدای جمله باشد، با حرف بزرگ شروع میشود: "اندیشه انسان بینهایت است."
در نوشتار رسمی و ادبی، از به کار بردن کلمات مترادف یا ترکیبات اضافی پرهیز کنید، مگر اینکه لازم باشد برای روشنتر کردن مفهوم.
معادلها: در برخی موارد میتوان از معانی مترادف مانند "تفکر" یا "فکر" نیز استفاده کرد، اما توجه داشته باشید که هر کدام از این کلمات ممکن است بار معنایی خاص خود را داشته باشند.
نکات واژهسازی: کلمه "اندیشه" میتواند در ترکیبهای مختلف به کار رود و به شکلهای مختلفی همانند "اندیشمند"، "اندیشیدن" و "اندیشهورزی" ساخته شود.
با رعایت این نکات، میتوان از کلمه "اندیشه" بهطور مؤثر و صحیح در نوشتار و گفتار استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال از استفاده کلمه "اندیشه" در جملات آورده شده است:
اندیشههای نوین در زمینه فناوری میتواند دنیای ما را بهبود بخشد.
او همیشه در اندیشههای عمیق خود غرق است و به موضوعات مختلف به دقت فکر میکند.
فلسفه به بررسی اندیشههای بشر درباره حقیقت و وجود میپردازد.
بعضی از اندیشههای او باعث تغییر در رویکرد تیم شد.
برای حل مسائل پیچیده، باید به اندیشههای خلاقانه و نوآورانه روی آوریم.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید یا موضوع خاصی مدنظرتان است، لطفاً بفرمایید!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر