جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: انسی . [ اِ ] (ع ص نسبی ، اِ) ضد وحشی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) : نه وحشی دیدم آنجا و نه انسی نه راکب دیدم آنجا و نه راجل . منوچهری . که عمری شد که همجنسی ندیدم بجز وحشی دگر انسی ندیدم . (منسوب به نظامی ). || اصطلاح طب ) طرف درون عضو. (از آنندراج ). جانب چپ از هر چیز. اصمعی گفته است جانب راست از هر چیز و نیز گفته هر دو عضو انسان مانند دو ساعد و دو قدم و هرچه رو به انسان دارد انسی است و هرچه پشت به انسان دارد وحشی است . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). از دستها و پاها آنچه رو بداخل دارد. (از اقرب الموارد). جانب اندرونی عضو و هر چیز و جانب راست . (غیاث اللغات ). آن سوی چیز که روی بدرون دارد مثلاً جانب انسی دست یا پای آن سوی است که ابهام در آن است . جانب انسی ِ در، آن است که روی به اطاق دارد نه به حیاط. سوی درونی . آن سوی از تن یا اعضاءتن یا چیز دیگر که روی به درون سوی دارد. جانب درونی هرچیز. آن جانب چیزی که بسوی تو باشد. درون سو. درون رویه . سوی پای که روی با مردم دارد. سوی اندرونی پای . آن طرف از حرفی یا صحیفه ای که چون برابر نهی در مقابل دست چپ افتد. (از یادداشتهای مؤلف ). (اصطلاح خطاطی ) طرف راست قط قلم ، انسی و طرف چپ وحشی است : زد کاتب صنعت از پی ایجاد رقم را این هردو جهان انسی و وحشی است قلم را. عالی (از آنندراج ). || شکم کمان که روی به کشنده باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). روی کمان که بطرف کماندار باشد. (آنندراج ). انسی کمان ،آن روی کمان که فراکشنده دارد. (یادداشت مؤلف ). social, ansi اجتماعي، أنيس، تناسلي ansi ansi ansi ansi ansi اجتماعی، دسته جمعی، تفریحی، معاشرتی، وابسته بجامعه، انس
کلمه "انسی" در زبان فارسی به معنی "دوست" یا "دوستداشتنی" است و از ریشه "انس" به معنای دوستی و نزدیکی به دست آمده است. در زیر به برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به این واژه اشاره میشود:
نوشتار صحیح: کلمه "انسی" به این شکل نوشته میشود و صرفنظر از کاربرد آن باید به دقت نوشته شود.
نحوه استفاده: این کلمه معمولاً به عنوان صفت برای توصیف فردی مورد استفاده قرار میگیرد که دارای صفات دوستانه و محبتآمیز است. مثال: "او یک انسان انسی است".
جمعسازی: برای جمع بستن این کلمه، میتوان از "انسیها" استفاده کرد. مثال: "همه انسیها در این جمع حضور دارند".
موارد مشابه: کلمه "انس" و مشتقات آن (مثل "انسی"، "انسی بودن" و ...) نیز میتوانند در متون مختلف به کار روند.
قید و صفت: "انسی" میتواند به عنوان صفت برای توصیف دیگر اسمها نیز به کار رود. مثلاً: "دوست انسی".
در مجموع، رعایت قواعد نگارشی و استفاده صحیح از این کلمه در متنهای مختلف مهم است.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "انسی" در جملات مختلف آورده شده است:
او همیشه در زمینهی هنرهای تجسمی انسی خاصی دارد و به راحتی میتواند با دیگران ارتباط برقرار کند.
در این کتاب، شخصیت اصلی به دنبال پیدا کردن انسی با دنیای اطرافش است و در مسیر خود چالشهای زیادی را پشت سر میگذارد.
انسی که او با طبیعت برقرار میکند، زندگیاش را به شکل عمیقی تغییر داده است.
در این جشن، به وضوح حس انسی بین مهمانان وجود داشت و همگان از یکدیگر لذت میبردند.
آن دو نفر از زمانی که با یکدیگر آشنا شدند، انسی عمیق و خاصی پیدا کردند.
اگر بخواهید، میتوانم بیشتر توضیح دهم یا به شما کمک کنم.