جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×

اهماد

معنی: اهماد. [ اِ ] (ع مص ) جایی مقام کردن . (تاج المصادر بیهقی ). اقامت نمودن در جایی . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (محیط المحیط). || شتافتن دررفتن . از اضداد است . (تاج المصادر بیهقی ). شتاب کردن در رفتن . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (محیط المحیط). || رانده شدن قوم برای طعام . (ناظم الاطباء). بطعام برده شدن قوم . (از اقرب الموارد). || ایستادن باد. (ناظم الاطباء). ساکن شدن باد. (اقرب الموارد). || فرونشاندن خشم کسی را. (ناظم الاطباء). فرونشاندن هدیه ، خشم کسی را. (از اقرب الموارد). || ساکت شدن شخص بر چیزی که کراهت دارد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
... ادامه
397 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 51
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
عربی
أحمد

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری