شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'isār
sacrifice  |

ایثار

معنی: ایثار. (ع مص ) ائثار، برگزیدن . (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 24) (تاج المصادر بیهقی ). غرض دیگران را بر غرض خویش مقدم داشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). برگزیدن یعنی منفعت غیر را بر مصلحت خود مقدم داشتن و این کمال درجه ٔ سخاوت است . (غیاث اللغات )(آنندراج ). دیگری را در رساندن بمنفعت و دفع مضرت بر خود مقدم داشتن و آن نهایت برادری است . (تعریفات جرجانی ). عطا کردن . عیش کردن . در پارسی برگزیدگی . ترجیح بخشش . عطا. افشاندگی . (ناظم الاطباء) :
لعلت دهد مگیر که این نعلست
نعل و خزف بود همه ایثارش .
ناصرخسرو.
از گدایان ظریفتر ایثار.
سنائی .
شیر در ایثار او افراط کرده است . (کلیله و دمنه ). کارها بر سنن استقامت و وفق ایثار و اختیار منتظم گشت . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). بر وفق مراد و حب ایثار و اختیار روزگار گذرانید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). آنچه صلاح وقت باشد بر وفق ایثار و اختیار پیش گیری . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
هر که جان دریافت با دیدار او
صدهزاران جان شود ایثار او.
عطار.
صبر و ایثار و سخای نفس و جود
باز داده کان بود اکسیر سود.
مولوی .
دست کی جنبد بایثار و عمل
تا نبیند داده را جایش بدل .
مولوی .
واحدٌ کالالف در بزم کرم
صد چو ماتم کان ایثار نعم .
مولوی .
طریق درویشان ذکر است و شکر و خدمت و طاعت و ایثار و قناعت . (سعدی ).
به ایثار مردان سبق برده اند
نه شب زنده داران دل مرده اند.
سعدی .
- ایثار کردن ؛ عطا کردن . بخشیدن :
نباشد بدو راه دیدارمان
بود جانها کرده ایثارمان .
فردوسی .
از دو چیز نخست خود را مستظهرباید گردانید پس دیگران را ایثار کردن . (کلیله و دمنه ).
از زکات سر قدح هر وقت
جرعه ای کن بخاکیان ایثار.
خاقانی .
جمله نیکی ها که در اسلام یافت
بر سر جمع مغان ایثار کرد.
عطار.
گفت من ایثار کردم هر چه داد
میرتقصیری نکرد از افتقاد.
مولوی .
ای خدای بی نظیر ایثار کن
گوش را چون حلقه دادی زین سخن .
مولوی .
ز آن تقاضا گر بیاید قهرها
تا کنی ایثار آن سرمایه را.
مولوی .
تو از سرمن و از جان من عزیزتری
بخیلم ار نکنم سر فدا و جان ایثار.
سعدی .
هر چه در ملک منست ایثار درویشان کنم .
سعدی .
- || ترجیح دادن . برگزیدن : نقل است که ... با جماعتی در تنگنای راهی افتاد و سگی می آمد بایزید بازگشت و راه بر سگ ایثار کرد تا سگ را باز نباید گشت . (تذکرة الاولیاء).
|| کرامت کردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || گردانیدن چیزی را در پس چیزی : آثر کذا بکذا؛ گردانید این را در پس آن . (منتهی الارب ).
... ادامه
716 | 0
مترادف: 1- جانبازي، فداكاري، قرباني 2- گذشت
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی]
مختصات: (مص م .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'isAr
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 712
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
sacrifice
ترکی
kurban etmek
فرانسوی
sacrifier
آلمانی
opfern
اسپانیایی
sacrificio
ایتالیایی
sacrificio
عربی
تضحية | ذبيحة , قربان , أضحية , ضحية , خسارة , فدى , ضحى , باع بخسارة , قرب بأضحية , تصحية
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «ایثار» یکی از واژه‌های مهم در زبان فارسی است که به معنای فداکاری و گذشت از خود برای دیگران به کار می‌رود. در زیر به برخی از قواعد نگارشی و گرامری مرتبط با این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. نحوه نوشتن: کلمه «ایثار» به صورت «ایثار» نوشته می‌شود و در آن از حرف «ی» به عنوان حرف صدادار استفاده شده است.

  2. جنس و عدد: «ایثار» یک اسم است و به صورت مفرد به کار می‌رود. در صورت نیاز به جمع آن، می‌توان از «ایثارات» استفاده کرد، اما در زبان گفتاری معمولاً به شکل مفرد به کار می‌رود.

  3. کاربرد: معمولاً در جملات توصیفی و تحسین‌آمیز به کار می‌رود. برای مثال:

    • «او در شرایط سخت به ایثار پرداخت.»
    • «ایثار در فرهنگ ما یک ارزش والایی است.»
  4. نقش‌های دستوری: «ایثار» معمولاً به عنوان اسم فاعل یا اسم مفعول در جملات به کار می‌رود. به عنوان مثال:

    • «ایثار او در کمک به دیگران مثال‌زدنی است.»
    • «جامعه به ایثار این افراد نیاز دارد.»
  5. جملات حاوی قید و ویژگی: می‌توان از صفات و قیدها برای توصیف «ایثار» استفاده کرد:
    • «ایثار بزرگ، نشانه‌ای از بزرگواری و نوع‌دوستی است.»

به‌طور کلی، کلمه «ایثار» در ادبیات و محاورات فارسی حاوی معانی عمیق و انسانی است و به صورت مثبت تلقی می‌شود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در زیر چند مثال برای استفاده از کلمه "ایثار" آورده‌ام:

  1. او با ایثار خود در کمک به دیگران، همیشه مورد ستایش قرار می‌گیرد.
  2. ایثار والدین برای تربیت فرزندانشان هیچ‌گاه فراموش نخواهد شد.
  3. در زمان جنگ، بسیاری از جوانان با ایثار و فداکاری برای دفاع از وطن خود رزمیدند.
  4. ایثار در دوستی به معنای قرار دادن نیازهای دیگران در اولویت بر نیازهای خود است.
  5. داستان‌های ایثار و فداکاری در ادبیات ما همیشه الهام‌بخش نسل‌های آینده خواهد بود.

اگر سوال دیگری دارید یا نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری