شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'izāh
impeachment  |

ایضاح

معنی: ایضاح . (ع مص ) (از «وض ح ») پیدا گشتن . (منتهی الارب ). و روشن و آشکار گشتن و پیدا گشتن . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || پیدا و آشکار کردن . (منتهی الارب ). هویدا گردیدن . (مؤید الفضلا) (تاج المصادر بیهقی ). آشکار کردن . (غیاث اللغات ) :
ز پیش خویش بینداز عمدة الکتاب
بدست خویش فروشو مسایل ایضاح .
مسعودسعد.
و بتقریر و ایضاح آن حاجت نیفتد. (کلیله و دمنه ). لیکن می نماید که مراد ایشان تقریر سمر وتحریر حکایت بوده است نه تفهیم حکمت و ایضاح موعظت .(کلیله و دمنه ). || فرزند سپید شدن مرد را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || در علم معانی کلمه ای که دلالت دارد بر طلب شرح چیزی مبهم متعلق بسائل و بعد از ذکر آن مبهم معین باشد و مجمل مبین . مثل این آیه : رب اشرح لی صدری . (قرآن 25/20). و مثل قول منوچهری :
ابر هژبرگون و تماسیح پیل وار
در دست اوست یعنی شمشیر اوست ای .
و نکته در ایضاح بعد الابهام و تبیین بعد از اجمال آن است که واقع در نفوس است و دیگر آنکه الذ است زیرا که وجدان بعد از طلب الذ است از وجدان پیش از طلب . (از هنجار گفتار صص 133 - 134). رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود.
... ادامه
531 | 0
مترادف: تشريح، توضيح، روشنگري، وضوح
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (مص م .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'izAh
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 820
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
impeachment
ترکی
suçlama
فرانسوی
mise en accusation
آلمانی
amtsenthebungsverfahren
اسپانیایی
el proceso de destitución
ایتالیایی
incriminazione
عربی
اتهام | بدأ الإجراءات , إقامة دعوة , عزل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "ایضاح" به معنای توضیح یا تبیین است و در زبان فارسی کاربردهای خاصی دارد. در زیر چند نکته درباره قواعد فارسی و نگارشی این کلمه آورده شده است:

  1. نقش کلمه: "ایضاح" به عنوان اسم به کار می‌رود و می‌تواند به جای "توضیح" در برخی متون رسمی یا علمی استفاده شود.

  2. مشتقات: از این کلمه می‌توان مشتقات مختلفی مانند "ایضاحی" (به معنای توضیح‌دهنده یا تبیینی) استفاده کرد.

  3. ساختار جملات: هنگام استفاده از "ایضاح" در جملات، باید به ساختار جملات توجه داشت. به عنوان مثال:

    • "ایضاح مطالب به فهم بهتر آن کمک می‌کند."
    • "لطفاً ایضاح بیشتری درباره این موضوع ارائه دهید."
  4. نکات نگارشی:

    • لازم است حتماً از این کلمه در متن‌های رسمی یا علمی استفاده کنید و در متون غیررسمی به کلمات ساده‌تر و عمومی‌تر روی آورید.
    • مانند هر واژه دیگر، باید از نظر املایی و نگارشی دقت کنید و از نوشتن آن به اشتباه پرهیز کنید.
  5. هم‌نشینی: توجه به هم‌نشینی‌ کلمه "ایضاح" نیز مهم است. این کلمه معمولاً با کلماتی مانند "نیاز به"، "توضیح"، "درباره"، "موضوع" و غیره به کار می‌رود.

با رعایت این نکات می‌توانید از کلمه "ایضاح" به بهترین نحو در نوشتارهای فارسی خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "ایضاح" در جمله آورده شده‌است:

  1. برای درک بهتر مفهوم عبارت، نیاز به ایضاح و توضیح بیشتری داریم.
  2. استاد در کلاس، ایضاح کرد که چگونه از منابع مختلف برای تحقیق استفاده کنیم.
  3. در نامه‌ی خود، به ایضاح مشکلات موجود در پروژه پرداختیم.
  4. ایضاح نکات مهم در این گزارش به فهم بهتر آن کمک خواهد کرد.
  5. این کتاب به طور دقیق ایضاح می‌کند که چگونه می‌توان در برابر چالش‌های زندگی مقاومت کرد.

اگر سوال دیگری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری