جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ایوان . [ اَی ْ / اِی ْ ] (اِ) صفه و طاق . (برهان ). صفه و طاق عموماً و طاق و عمارتی را گویند که شکل آن محرابی وهلالی باشد خصوصاً. (آنندراج ). نشستنگاه بلند که بر آن سقف باشد در کوشک و دالان بزرگ . (غیاث ). خانه ٔ پیش گشاده . (دهار). درگاه . (مهذب الاسماء). طاق و نشستنگاه بزرگان . (صحاح الفرس ). طاق بلند و نشستنگاه پادشاهان بود. رواق . (اوبهی ). و بقول زالمان مشتق از کلمه ٔ پهلوی فارسی «بان » به معنی خانه است . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ) : ای منظره و کاخ برآورده بخورشید تا گنبد گردان بکشیده سر ایوان . دقیقی . بایوان او بود تا یک دو ماه توانگر سپهبد توانگر سپاه . فردوسی . ز ره سوی ایوان شاه آمدند بدان نامور بارگاه آمدند. فردوسی . گر ایوان من سر بکیوان کشید همان شربت مرگ باید چشید. فردوسی . از میان ندما چشم بدو دارد و بس چه بایوان چه به مجلس چه بمیدان چه بخوان . فرخی . در ایوانی که تو خواهی ترا باغ ارم سازد چو ایوان مداین مرترا ایوان و خم سازد. فرخی . بنشین در بزم بر سریر به ایوان خرگه برتر زن از سرادق کیوان . منوچهری . نه در گنج ماند و نه در خانه جای نه در باغ و ایوان و نه در سرای . اسدی . چون دل لشکر ملک نگاه ندارد درگه ایوان چنانکه درگه میدان کار چو پیش آیدش بود که بمیدان خواری بیند ز خوار کرده ٔ ایوان . ابوحنیفه ٔ اسکافی . گویی درشت و تیره همی بینم آویخته ز نادره ایوانی . ناصرخسرو (دیوان چ تهران ص 477). قصری کنم قصیده ٔ خود را درو از بیتهاش گلشن و ایوان کنم . ناصرخسرو. وگرش ایوان و تخت از سیم و زر است مرا از علم و دین تختست و ایوان . ناصرخسرو. پیل و شیر و یوز را مطیع گردانید و خیمه و ایوان اوساخت . (نوروزنامه ). چون به ایوان برآمد حاجبان او را تا پیش تخت بردند و بنشاندند و بازپس آمدند. (تاریخ بخارا). کمترین پرده سرای کاخ و ایوان تو باد این مشبک خیمه ٔ سنجاب رنگ بی طناب . سوزنی . ری خرآس است و خراسان شب ایوان ارم در خراسم که به ایوان شدنم نگذارند. خاقانی . اندرایوانش روان یک چشمه آب با درخت سبز برنا دیده ام . خاقانی . بصحرایی شدند از صحن ایوان بسرسبزی چو خضر از آب حیوان . نظامی . گفت ز نقشی که در ایوان اوست دُر بسپیدی نه چو دندان اوست . نظامی . چو من یارت بدم در کاخ و ایوان همیخوردم میی در باغ و بستان . نظامی . گر نخواهد زیست جان بی این بدن پس فلک ایوان که خواهد بدن . مولوی (مثنوی چ خاور ص 308). دیوار سرایت را نقاش نمی باید تو زینت ایوانی نه صورت ایوانت . سعدی (کلیات چ مصفا ص 405). درآمد به ایوان شاهنشهی که بختت جوان باد و دولت رهی . سعدی . خانه از پای بست ویران است خواجه در بند نقش ایوانست . سعدی . هر کرا خوابگه آخر مشتی خاک است گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را. حافظ. || کنایه از آسمان . (آنندراج ) : گرنه مهمان خدایی تو تراایزد چون نشاندست درین پر ز چراغ ایوان . ناصرخسرو. چرا او را کت او کرد این بلندایوان بطوع و رغبت ای هشیار نپرستی . ناصرخسرو. اجرام که ساکنان این ایوانند اسباب تحیر خردمندانند. خیام . تو پنداری که بر هرزه است این ایوان چون مینو تو پنداری که بر هرزه است این ایوان چون مینا. سنایی . شنگرف ز اشک من ستاند صورتگر این کبودایوان . خاقانی . - ایوان آسمان ؛اشاره بفلک قمر است . (مؤید الفضلا) (هفت قلزم ). - ایوان زنگاری ؛ اشاره بفلک قمر است . (هفت قلزم ). ایوان سیماب ؛ اشاره بفلک قمر است . (مؤید الفضلا) (هفت قلزم ). - ایوان قدس ؛ کنایه از آسمان است : بگذران مرکب از سپهر بلند درکش ایوان قدس را بکمند. نظامی (هفت پیکر ص 10). || خانه : جهان جای بقا نیست بآسانی بگذر به ایوان چه بری رنج و بکاخ و ستن آوند. طیان . || مجازاً به معنی روزگار و زمانه . 1- درگاه، رواق، صفه
2- بارگاه، صرح، قصر، كاخ porch, veranda, portico, balcony, patio, verandah, cloister, lanai, portal, ivan شرفة، رواق، الشرفة sundurma porche veranda porche portico هشتی، دالان، سرپوشیده، بالکن، ستاوند، ایوان جلو و یا طرفین ساختمان، بالاخانه، لژ بالا، غرفه، پاسیو، حیاط، طارمی، صومعه، راهرو سرپوشیده، دیر، اطاق یا سلول راهبان و تارکن دنیا، دروازه، مدخل، باب، سر در، سیاهرگ باب کبد
کلمه "ایوان" در زبان فارسی به معنای یک فضای باز یا نیمهباز است که معمولاً در معماریهای ایرانی و اسلامی استفاده میشود. برای نگارش و استفاده صحیح از این کلمه، نکات زیر را در نظر داشته باشید:
هجی صحیح: کلمه "ایوان" به صورت "ایوان" هجی میشود و باید حتماً با "ی" نوشته شود.
نقطهگذاری: وقتی در متن به ایوان اشاره میشود، اگر جمله نیاز به نقطهگذاری دارد، باید بهدرستی از ویرگول و نقطه استفاده کنید. مثلاً: "ایوان خانه به باغ overlooks میشود."
قید زمان و مکان: در جملاتی که ایوان به عنوان مکان مشخص میشود، میتوانید از قیدهای زمان و مکان بهدرستی استفاده کنید. مثلاً: "در ایوان نشسته بودم و به آسمان نگاه میکردم."
استفاده در جملات وصفی: هنگامی که میخواهید ایوان را توصیف کنید، میتوانید از صفات مناسب استفاده کنید. مثلاً: "ایوان بزرگ و زیبای خانه، محلی دلنشین برای جمع شدن اعضای خانواده است."
ترکیبهای مرتبط: هنگام استفاده از کلمه "ایوان"، میتوانید از عبارات و ترکیبهای مرتبط مانند "ایوان شمالی" یا "ایوان اصلی" نیز استفاده کنید.
با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "ایوان" به درستی و به زیبایی در نگارشهای خود بهره ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "ایوان" در جمله آورده شده است:
ایوان خانه ما محل خوبی برای نشستن و مطالعه در هوای باز است.
ایوان قدیمی این عمارت، به سبک سنتی ساخته شده و نمای زیبایی دارد.
در ایوان حیاط، گلهای رنگارنگی کاشته شده که به فضا زیبایی میبخشد.
من هر صبح در ایوان قهوه مینوشم و به خیابان نگاه میکنم.
ایوان مسجد معماری خارقالعادهای دارد و گردشگران زیادی را جذب میکند.
اگر سوال دیگری دارید یا به جملات بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: هشتی، دالان، سرپوشیده، بالکن، ستاوند، ایوان جلو و یا طرفین ساختمان، بالاخانه، لژ بالا، غرفه، پاسیو، حیاط، طارمی، صومعه، راهرو سرپوشیده، دیر، اطاق یا سلول راهبان و تارکن دنیا، دروازه، مدخل، باب، سر در، سیاهرگ باب کبد
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر