بخیده
licenseمعنی کلمه بخیده
معنی واژه بخیده
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت مفعولی) ‹واخیده› [قدیمی]
مختصات:
(بَ دِ)(ص مف .)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
621
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
sneeze
ترکی
hapşırmak
فرانسوی
éternuer
آلمانی
niesen
اسپانیایی
estornudo
ایتالیایی
starnuto
عربی
عطس | اعتقل , عطسة , عطاس , اعتقال , يعطس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «بخیده» به صورت معنادار در زبان فارسی وجود ندارد و ممکن است به اشتباه نوشته شده باشد. اگر منظور شما از این کلمه «بخید» (به معنی «بخشید»، «عفو کرد») یا «بخیم» (به معنی «بخشیدن» یا «بخیل») باشد، لطفاً مشخص کنید تا بتوانم کمک بیشتری کنم.
اگر سوألی خاص در مورد قواعد نگارشی، نحوهٔ استفاده یا کاربرد این کلمات دارید، میتوانید آن را مطرح کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- وقتی باران میبارید، خود را در آغوش یکی از دوستانم بخیده احساس کردم.
- در باغ، عطر گلها به حدی دلپذیر بود که روح را بخیده میکرد.
- او با لبخند و کلماتش، فضای اتاق را بخیده و شاداب کرد.
