جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بدان . [ ب َ / ب ِ ] (حرف اضافه + ضمیر) به آن . (فرهنگ فارسی معین ) : شو بدان کنج اندرون خمی بجوی زیر او سمجیست بیرون شو بدوی . رودکی . همی تاختش تابَرِ او رسید چو او را بدان خاک کشته بدید... فردوسی . چنین گفت با غمگساران خویش بدان کاردیده سواران خویش . فردوسی . نخست آفرین بر جهاندار کرد جهان آفرین را بدان یار کرد. فردوسی . بدان تخت بر ماه خواهی شدن سپهبد بُدی شاه خواهی شدن . فردوسی . چنان بخدمت او از عوار پاک شوند بدان مثال که سیم نبهره اندر گاه . فرخی . هیچ چیزی نمانده است از اسباب خلاف بحمداﷲ که بدان دل مشغول باید داشت . (تاریخ بیهقی ). و از بسی تلبیس که ساختند و تصرف که کردند کار بدان منزلت رسید که ... (تاریخ بیهقی ). می گفت آفتاب من و رأی شاه ، عقل گفتش بطنز کار تو اکنون بدان رسید؟ کمال اسماعیل (دیوان ص 70). || برای آن . به خاطر آن . بسبب آن . به آن سبب . تا آنکه : که افراسیاب آن بداندیش مرد بسی پند بشنید و سودش نکرد بدان تا چنین روزش آید بسر شود پادشاهیش زیر و زبر. فردوسی . نه بگریست بر وی کسی هیچ زار بدان کش بدی بود آیین و کار. فردوسی . به مصر اندرون بود یکسال شاه بدان تا بیاسود شاه و سپاه . فردوسی . همی خواهداز شاه ایران نبرد بدان تا کند روز ما پر ز گرد. فردوسی . بدان زایند مردم تا که میرند بدان کارند تابکنند دارا. (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). ذوالقرنین بدان گفتند او را که دو گیسو بر پشت فروگذاشته بود. (مجمل التواریخ ). و رجوع به آن شود. - بدانسان (به + آن + سان ) ؛ بدانگونه . چنان . (یادداشت مؤلف ) : به بهمن چنین گفت بر دست راست بیارای جایش بدانسان که خواست . فردوسی . تهمتن گز اندر کمان راند زود بدانسان که سیمرغ فرموده بود. فردوسی . - بدانگونه (به + آن + گونه ) ؛ به آن گونه . به آن طور. (از آنندراج ). بدانسان . چنان . (یادداشت مؤلف ). - بدانگه (به + آن + گه ) ؛ آن زمان . آن وقت . (یادداشت مؤلف ) : نداند دل آمرغ پیوند دوست بدانگه که با دوست کارش نکوست . بوشکور. thereto, thereunto, know إليها بان، بعلاوه، بضمیمیه آن، پیوسته به ان، بد، دانستن
کلمه "بدان" در زبان فارسی به معنای "بدان" یا "بداند" است و کاربردهای خاص خود را دارد. در زیر به چند نکته مهم درباره قواعد فارسی و نگارشی این کلمه اشاره میکنم:
استفاده به عنوان قید: "بدان" به عنوان قید برای اشاره به چیزی که باید در نظر گرفته شود یا مورد توجه قرار گیرد، استفاده میشود. مثلاً: "بدان که موفقیت نیاز به تلاش دارد."
فعل امر: "بدان" میتواند به عنوان فعل امر در جمله قرار گیرد. در این صورت به معنای "بدان" به کار میرود. مثلاً: "بدان که دوستت همیشه در کنارت است."
توجه به نگارش: هنگام نوشتن "بدان"، دقت کنید که همه حروف به درستی نوشته شوند و از اشتباهات رایج مانند نوشتن آن به صورت "بدانید" که فعل جمع است، خودداری کنید.
ایجاد جملات: در جملات، به عنوان جملهای مستقل یا بخشی از جمله، "بدان" میتواند به کار رود. باید دقت کرد که جمله از نظر معنایی کامل و واضح باشد.
نکات معنایی: در موارد کاربرد، "بدان" معمولاً با موضوعاتی نظیر نصیحت، تذکر، یا آموزش به کار میرود.
اگر سوال خاصی درباره کلمه "بدان" یا کاربردهای آن دارید، خوشحال میشوم که کمک کنم.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر