شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

to drive  |

براندن

معنی: براندن . [ ب ِ دَ ] (مص ) راندن . رجوع به راندن در همین لغت نامه شود. || راندن بقصد تصرف و غارت گله یا رمه ای را. بغنیمت بردن ، چنانکه خیلی و گله ای را. (یادداشت مؤلف ) : مردی بیامد از مکه ... و به مدینه تاختن کرد و تا حد مدینه بیامد و ستوران مدینه براند از چراگاه چه گاو چه گوسفند و جز هرچه یافتند بردند. (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). || براندن طبع؛ اسهال . (اختیارات بدیعی ). راندن : امشاء؛ براندن دارو شکم را. (تاج المصادر بیهقی ). اجاص ... طبع را براند. (اختیارات بدیعی ). || اجرا کردن . امضاء کردن . (یادداشت مؤلف ). || براندن داستان ؛ حکایت کردن آن . نقل و روایت کردن آن :
چو یک چند زین داستانها براند
بنه برنهاد و سپه برنشاند.
فردوسی .
... ادامه
392 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 307
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to drive
عربی
دفع | قاد , سوق , حرك , ساق , قاد سيارة , نقل بعربة , جرى بنشاط , تدحرج , كره , تجبر , قذف الكرة بسرعة , إندفع نحو , ناضل لبلوغ هدف , للقيادة

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری