شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bordār
vector  |

بردار

معنی: بردار. [ ب َ ] (نف مرکب ) بردارنده . || پذیرنده . قبول کننده . (یادداشت مؤلف ). این کلمه به صورت مزید مؤخر در ترکیبات ذیل به کار رود که برخی درمعنی بردارنده و برخی در معنی پذیرنده بکار روند:
- آب بردار (سخن و گفتار) ؛ دوپهلو و نیش دار و کنایه آمیز.
- آفتابه بردار ؛ حامل آفتابه .
- افسون بردار؛ افسون پذیر: او مار افسون برداری نیست .
- باربردار ؛ حامل . حمال . بارکش :
گاوان و خران باربردار
به ز آدمیان مردم آزار.
سعدی .
- بخیه بردار ؛ قابل بخیه زدن .
- بهره بردار ؛ سودبرنده . نفعبرنده .
- پسه بردار ؛ خادم بردارنده ٔ دامان بلند زنان از دنبال چون دامن عروس .
- تخلف بردار ؛ پذیرا و قابل تخلف .
- ترک بردار ؛ قابل ترک برداشتن .
- تعطیل بردار ؛ قابل تعطیل شدن : قوانین مشروطیت تعطیل بردار نیست .
- تمشیت بردار ؛ قابل نظم داشتن .
- توجیه بردار ؛ قابل تشریح شدن .
- چاره بردار ؛ چاره پذیر.
- چکش بردار ؛ حامل چکش .
- || چکش پذیر.
- دست بردار ؛ صرفنظرکننده . چشم پوشنده .
- دل بردار ؛ ترک علاقه کننده .
- رفوبردار ؛ قابل رفو شدن .
- رنگ بردار ؛ رنگ پذیر.
- سوسه بردار ؛ خدشه پذیر: فلان سوسه بردار نیست ؛ خدشه پذیر نیست .
- سوهان بردار ؛ حامل سوهان . سوهان پذیر.
- شن بردار ؛ حامل شن .
- شوخی بردار ؛ قابل شوخی تلقی شدن .
- عکسبردار ؛ عکاس .
- فرمانبردار ؛ مطیع. فرمانبر.
- کلاه بردار ؛ حقه باز.
- گودبردار ؛ گودکن .
- نظم بردار ؛ قابل منظم شدن .
- نقش بردار ؛ نقش پذیر.
- نقشه بردار ؛ نقشه کش .
- وصله بردار ؛ قابل درپی شدن .
رجوع به هریک از این ترکیبات در جای خودشود.
|| (ن مف ) برداشته و بلند ساخته . (آنندراج ).
... ادامه
432 | 0
مترادف: 1- مثمر، ثمردار، باردار، ميوهدار 2- مصلوب
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت)
مختصات:
الگوی تکیه: SW
نقش دستوری: بن حال
آواشناسی: bardAr
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 407
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
vector | dope vector , resultant , vectorial , take it
ترکی
al onu
فرانسوی
prends-le
آلمانی
nimm es
اسپانیایی
tómalo
ایتالیایی
prendilo
عربی
سهم التوجيه | قوة موجهة , قوه موجهة , الناقل حشرة , ناقلات
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بردار" در زبان فارسی به معانی مختلفی به کار می‌رود و وابسته به سیاق جمله، می‌تواند به شکل‌های مختلفی نوشته و استفاده شود. در اینجا به برخی از نکات نگارشی و قواعد مربوط به استفاده از "بردار" پرداخته می‌شود:

  1. استفاده به عنوان فعل: "بردار" به معنی بر‌داشتن، گرفتن یا جدا کردن است. در جملات به عنوان فعل امری به کار می‌رود. به عنوان مثال:

    • بردار این کتاب را از روی میز.
  2. استفاده به عنوان اسم: "بردار" همچنین می‌تواند به معنای یک فرد یا چیز که چیزی را برمی‌دارد باشد. به عنوان مثال:

    • او همواره بردار پرمشغله‌ای است.
  3. نکات نگارشی:

    • کلمه "بردار" باید در متن به درستی و با توجه به معنی مورد نظر استفاده شود.
    • فاصله‌گذاری و نگارشی صحیح جملات و کلماتی که "بردار" در آن‌ها به کار رفته بسیار مهم است.
    • بعد از "بردار" اگر جمله ادامه دارد، باید از علائم نگارشی مناسب استفاده کنید.
  4. توجه به سیاق فکری: هنگام نوشتن، باید به سیاق و پیوستگی افکار توجه کرد. استعمال "بردار" در جملات باید منطقی و مرتبط با موضوع باشد.

  5. جدا کردن یا ترکیب کلمه: در مواقعی که "بردار" به عنوان پسوند به کار می‌رود، باید به دقت ترکیب آن با دیگر کلمات را مورد توجه قرار داد؛ به‌عنوان‌مثال، "بزرگ بردار" به معنای فردی بزرگتر.

در نتیجه، استفاده صحیح از "بردار" نیازمند شناخت معانی و سیاق جملات مختلف است. اگر سوالی خاص در مورد این کلمه دارید، لطفاً بفرمایید!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "بردار" در جمله آورده شده است:

  1. برادر من یک بردار بسیار باهوش و مستقل است.
  2. ایضاً می‌توانیم به جای استفاده از "مقدار" از کلمه "بردار" در ریاضیات استفاده کنیم.
  3. در فیزیک، زمانی که نیرویی به یک جسم وارد می‌شود، می‌توانیم آن را به صورت یک بردار نمایش دهیم.
  4. در هندسه، اندازه‌گیری مسافت از نقطه A به نقطه B را می‌توان با استفاده از بردارها انجام داد.
  5. او همواره به من توصیه می‌کند که خودم را با دیگران مقایسه نکنم و به دنبال بردار درست زندگی خود باشم.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید یا درباره موضوع خاصی سوال دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: حامل، مسیر، جهت، خط سیر، خصیصه نما، حاصل، شعاع حامل

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری