جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: برکشیده . [ ب َ ک َ / ک ِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نعت مفعولی از برکشیدن . بلند برشده : درختی است این برکشیده بلند که بارش همه زهر و برگش گزند. فردوسی . || برپاشده . ساخته : نگارنده ٔ برکشیده سپهر کزویست پرخاش وآرام و مهر. فردوسی . جور از این برکشیده ایوانست که بر او مشتری و کیوانست . ادیب صابر. سراپرده بسدره سرکشیده سماطینی بگردون برکشیده . نظامی . چون بر آن دود رفت گامی چند خرگهی دید برکشیده بلند. نظامی . پیش آن شاهدان قصربهشت غرفه ای بود برکشیده ز خشت . نظامی . گوی زمین ربوده ٔ چوگان عدل اوست وین برکشیده گنبد نیلی حصار هم . حافظ. || ترقی یافته . ترقی کرده . بالارفته . بالابرده . نواخته . پرورده : بس کس که شد ز خدمت آن خواجه همچو من هر روز برکشیده و مسعود و بختیار. فرخی . خلاف تو بر دشمنان نیست فرخ ازیرا که تو برکشیده ٔ خدایی . فرخی . نه برکشیده ٔ او را فلک فروفکند نه راست کرده ٔ او را کند زمانه تباه . فرخی . وزیرزاده ٔ سلطان و برکشیده ٔ او بزرگ همت ابوالفتح سرفرازتبار. فرخی . آنانکه برکشیده ٔ خداوند ماضی اند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 372). جهان بخیره کشی بر کسی کشید کمان که برکشیده ٔ حق بود و برکشنده ٔ ما. خاقانی . || آخته . آهیخته . مسلول : بسیم و زر توغنی بودی و بجاه غنی کنون برهنه شدی همچو برکشیده حسام . فرخی . تیغ آفتاب از نیام صبح برکشیده ٔ ارادت او. (سندبادنامه ص 2). || راست و ببالا بررفته . استوار : بپای پست کند برکشیده گردن شیر بدست رخنه کند لاد آهنین دیوار. عنصری . || بستن . - تنگ برکشیده ؛ آماده و مجهز گشته . مصمم شده : مهرگانت خجسته باد و دلت برکشیده بر اسب شادی تنگ . فرخی . pulled out dışarı çekildi sorti rausgezogen sacado tirato fuori
کلمه "برکشیده" در فارسی به معنای "برگزیده" یا "منتخب" است و از واژه "کشیدن" (به معنای بلند کردن یا بالا بردن) مشتق شده است. در زیر به برخی قوانین نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه اشاره میشود:
نویسهنگاری: در نوشتن "برکشیده" توجه داشته باشید که حروف به درستی و با دقت نوشته شوند و کلمات بهصورت پیوسته و بدون فاصله اضافی بین حروف نوشته شوند.
جملهسازی: این کلمه میتواند به شکلهای مختلفی در جمله به کار رود. به عنوان مثال:
"او برکشیدهترین هنرمند نمایشهای امسال است."
"کتابهای برکشیده از این نویسنده را میتوان در کتابخانه یافت."
تطابق با فاعل و مفعول: در جملاتی که "برکشیده" استفاده میشود، توجه کنید که ویژگیهای دستوری (جمع و مفرد) با فاعل و مفعول جمله تطابق داشته باشد:
"آثار برکشیده این نمایشگاه تحت تأثیر رنگهای زنده طراحی شدهاند."
استفاده در متون رسمی و غیررسمی: این کلمه در متون رسمی و ادبی بیشتر کاربرد دارد و ممکن است در گفتگوهای غیررسمی کمتر به کار رود.
معنی و مفهوم: برای درک بهتر از کلمه "برکشیده"، توجه کنید که این واژه به معنای انتخاب و برگزیدن از میان گزینهها است و به نوعی به ارزشیابی و انتخاب بهترین گزینه اشاره دارد.
در نهایت هنگام استفاده از کلمه "برکشیده"، سعی کنید زمینه و بافت جمله را در نظر بگیرید تا از آن بهدرستی استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او در مراسم تقدیر، مدال افتخار را برکشیده و با افتخار آن را به سینه چسباند.
این کتاب ارزشمند، دانش و تجربیات بسیاری را در خود برکشیده که میتواند به هر خوانندهای کمک کند.
در این نمایشگاه، آثار هنری برکشیده از هنرمندان مختلف در معرض دید عموم قرار گرفت.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر