شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

berenj
rice  |

برنج

معنی: برنج . [ ب ِ رِ ] (اِ) یک نوع از غله که در اراضی مرطوب ممالک حاره زراعت میشود و یکی از حبوب نشاسته ایست که اغذیه ٔ نیکو از آن ترتیب میدهند و عموم مردم چین از برنج تغذیه می کنند و در هندوستان یکی از زراعتهای عمده برنج است ونیز در افریقا و در ممالک حاره ٔ امریکا و در جنوب ایتالیا زراعت برنج متداول است . و در ایران در سواحل دریای خزر و فارس و اصفهان زراعت برنج از محصولات عمده می باشد. و بهترین برنج های ایران برنج صدری مازندران و برنج چنپای فارس و برنج ارزویه ٔ کرمان است . (ناظم الاطباء). گیاهی است از تیره ٔ گندمیان جزء دسته ٔ غلات که در زمینهای باتلاقی کشت می شود و غذای اصلی نیمی از مردم را تشکیل میدهد. گلهایش دارای شش پرچم و دانه های سفیدرنگش را زبانچه های گل کاملاً فراگرفته اند که شلتوک نامیده میشوند. ساقه های این گیاه مانند ساقه های گندم بندبند است و ارتفاع آنها تا یک متر و نیم هم میرسد. این نوع ساقه ها را اصطلاحاً ماشوره گویند و بمصرف تغذیه ٔ دامها میرسد. (از فرهنگ فارسی معین ). از مآخذ قدیم میتوان دانست که در روزگار هخامنشیان برنج در ایران بوده و شک نیست که این گیاه از سرزمین هند به ایران رسیده است . (حاشیه ٔ معین بر برهان قاطع). به فارسی اسم ارز است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (فهرست مخزن الادویة). ارز. (نصاب ). رُزّ. رُنز. (منتهی الارب ). چلتوک پوست گرفته . کرنج . گرنج . از انواع برنج آخوندک ، آکُله ، بی نام ، چمپا، دم سفید، دم سیاه ، رسمی ، زرچه ،صدری ، عنبربو، گرده ، مولائی است . (یادداشت دهخدا):
هر آن کس که زی کرم بردی خورش
ز شیر و برنج آنچه بد پرورش .
فردوسی .
- برنج شماله . رجوع به این ترکیب در ردیف خود شود.
- کاه برنج ؛ ساقه های خشک شده ٔ برنج که بندبند است مانند ساقه ٔ گندم و آنهارا ماشوره گویند و به مصرف تغذیه ٔ دامها رسد : ستوران سست شده که به آمل و در راه کاه برنج خورده بودند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 476).
|| پلاو. پلو. برنج پخته . طبیخ :
پایها کرده ببالاهمه در صحن برنج
جوفهاشان همه پر کرده بمشک تاتار.
بسحاق اطعمه .
- برنج زرد ؛ یک قسم از پلاو که با زردچوبه می پزند. (ناظم الاطباء) :
چنانکه شکل عدس شد محل انده و غم
برنج زرد بود منشاء نشاط و سرور.
بسحاق اطعمه .
- || پلاو زعفران دار را هم گویند.
- برنج زنده ؛ برنجی که طبخ تمام نیافته باشد. لیکن از اهل ایران شنیده شده زنده به معنی مطلق چیز نیم خام است ، خصوصیت بر برنج ندارد. (آنندراج ) :
هست از برنج زنده بسی ناگوارتر
از واعظان مرده دل اظهار بندگی .
تأثیر (از آنندراج ).
- برنج مزعفر ؛ پلاو زعفران دار.
... ادامه
452 | 0
مترادف: 1- آلياژ مس وروي وسرب 2- شلتوك 3- پلو
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) ‹ورنج، گرنج، برنگ› (زیست‌شناسی)
مختصات: ( ~.)( اِ.)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: berenj
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 255
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
انگلیسی
rice | brass
ترکی
pirinç
فرانسوی
riz
آلمانی
reis
اسپانیایی
arroz
ایتالیایی
riso
عربی
الأرز | أرز , جرش
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "برنج" در زبان فارسی به چندین شکل و با قواعد مختلف قابل استفاده است. در ادامه به برخی از نکات قاعده‌ای و نگارشی مربوط به این کلمه اشاره می‌کنم:

  1. قلم و نگارش:

    • کلمه "برنج" به صورت صحیح با حرف "ب" بزرگ و بدون هیچ‌گونه تغییر در نوشتار باید نوشته شود.
    • در نوشتار رسمی، این کلمه به همین شکل استفاده می‌شود.
  2. مفرد و جمع:

    • "برنج" به عنوان یک اسم غیر قابل شمارش به‌کار می‌رود، بنابراین به طور معمول نیازی به جمع بستن ندارد. برای شکل جمع می‌توان از کلمه "برنج‌ها" استفاده کرد.
  3. نحو و میان‌جمله:

    • این کلمه به‌عنوان اسم می‌تواند ضمن جملات به عنوان مفعول یا فاعل استفاده شود.
    • نمونه: «من برنج خریدم.» یا «برنج در سفره ماست.»
  4. استفاده از صفات:

    • می‌توان از صفت‌ها برای توصیف برنج استفاده کرد. مانند: "برنج ایرانی"، "برنج سفید"، "برنج طارم".
  5. جملات مرکب:

    • در جملات مرکب می‌توان از "برنج" در جملات مختلف استفاده کرد. مانند: «اگر برنج بپزم، مهمان‌ها راضی می‌شوند.»
  6. نوشتار و املاء:

    • توجه به املای صحیح کلمه "برنج" ضروری است. نوشتن آن به شکل‌های نادرست (مثل "برنجی") اشتباه است.
  7. کاربرد اصطلاحات:
    • عبارات و اصطلاحات مرتبط با "برنج" نیز ممکن است به کار روند؛ مانند: "برنج زعفرانی" یا "برنج کته".

برای پیش بردن یک نوشتار خوب در مورد کلمه "برنج"، رعایت نکات فوق و دقت در به کارگیری آن در جملات مختلف می‌تواند مؤثر باشد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "برنج" در جمله آورده‌ام:

  1. برنج یکی از اصلی‌ترین مواد غذایی در بسیاری از کشورهای آسیایی است.
  2. برای تهیه این غذا، ابتدا برنج را به خوبی شسته و سپس در آب بپزید.
  3. ما همیشه از برنج jasmine برای درست کردن پلوی خوش‌عطر و طعم استفاده می‌کنیم.
  4. بهتر است برنج را قبل از پخت به مدت یک ساعت بخیسانید تا نرم‌تر شود.
  5. در مهمانی، برنج با خورش لحم سرو شد و مهمانان بسیار از آن استقبال کردند.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید یا سوال دیگری دارید، بفرمایید!


واژگان مرتبط: دانه های برنج، پول خرد برنجی، بی شرمی، افسر ارشد، رنجیدن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری