جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×

shed  |

بریز

معنی: بریز. [ ب ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان لار. سکنه ٔ آن 299 تن . آب آن از چاه و محصول آن غلات و خرما است . (از فرهنگجغرافیایی ایران ج 7).
451 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 219
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
shed | pour , infuse , cast , splash , decant , lave , strew , besprinkle , disembogue , disgorge , dust , found , melt , bestrew
عربی
سقيفة | كوخ , مخبأ , زريبة , سقيفة الطائرات , ورشة , سفك , ذرف , سال , أراق , سكب , أسقط , تساقط ورق الشجرة , تناثر , غير ريشه دوريا , ألقى الضوء على , أنسل , تسلط

واژگان مرتبط: ریختن، افکندن، خون جاری ساختن، جاری ساختن، پوست ریختن، برگ ریزان کردن، جاری شدن، پاشیدن، روان ساختن، افشاندن، باریدن، بر انگیختن، دم کردن، القاء کردن، انداختن، در قالب قرار دادن، معین کردن، پخش کردن، چلپ چلوپ کردن، ترشح کردن، سرازیر کردن، اهسته خالی کردن، ظرف بظرف کردن، کشیدن، چکیدن، شستشو کردن، خالی شدن، استفراغ کردن، خالی کردن، گردگیری کردن، گرد گرفتن از، تاسیس کردن، بنیاد نهادن، قالب کردن، ذوب کردن، قالب ریزی کردن، اب شدن، گداختن، پوشاندن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری