شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bazaq
goat  |

بزغ

معنی: بزغ . [ ب َ زَ ] (اِ) وزغ باشد و غوک نیز گویند. (مجمعالفرس ). بمعنی وزغ است که بعربی ضفدع گویند. (برهان ). غوک و وزغ . (ناظم الاطباء). وزغ است و آنرا بلفظ دری بک و وک گویند. (آنندراج ). غوک . چغز. (از فرهنگ اسدی ). کزو. ضفدع . (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). مکل . قاس .غنجموش . قورباغه . (یادداشت بخط دهخدا) :
به آب اندر شدن غرقه چو ماهی
از آن به کز بزغ زنهارخواهی .
نظامی (از آنندراج ).
اگر خود شود غرقه در زهر مار
نخواهد کسی از بزغ زینهار.
نظامی (از آنندراج ).
و طلسمی ساخته بود که بروز هیچ بزغ و نبات الماء و وحوش و طیور آواز ندادندی . (تاریخ طبرستان ). و بدین وزهشت آب بسیار جمع شده بود و مجمع آب بود و بزغهای بسیار در آن بودند و آواز میکردند. (تاریخ قم ص 76).
مختفی گشت تیز در ریشش
چون بزغ در بزغسمه پنهان .
فیروز کاتب (از یادداشت بخط دهخدا).
ماهی از یافه درایی بزغ کم سخن است
کوه از خست آواز صدا خاموش است .
شرف شفروه (از آنندراج ).
|| بندی که در جلو آب بندند. (برهان ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). اما در این معنی مصحف برغ (ورغ ) است . رجوع به برغ و ورغ شود. || جنگ . (ناظم الاطباء).
... ادامه
411 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) (زیست‌شناسی) [قدیمی]
مختصات: (بَ زَ) ( اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1009
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
goat
ترکی
keçi
فرانسوی
chèvre
آلمانی
ziege
اسپانیایی
cabra
ایتالیایی
capra
عربی
عنزة | ماعز , خليع , كبش الفداء , معزة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بزغ" به نظر می‌رسد که یک کلمه نادرست یا ناتمام باشد، زیرا در زبان فارسی کلمه‌ای به این شکل وجود ندارد. اما اگر منظور شما "بزغاله" باشد، که به معنی بچه بز است، می‌توان به نکات نگارشی و قواعد مربوط به نوشتن و کاربرد آن اشاره کرد.

در زیر به برخی قواعد نگارشی مربوط به زبان فارسی اشاره می‌شود:

  1. نوشتار صحیح: کلمات باید به شکل صحیح و با دقیقاً مطابق با قواعد نگارش فارسی نوشته شوند. مثلاً "بزغاله" به درستی نوشته می‌شود.

  2. به کارگیری علامت‌ها: در جملات، اگر نیاز به استفاده از علامت‌های نگارشی باشد، باید به درستی استفاده شوند (مانند نقطه، کاما و غیره).

  3. تطابق دستور زبان: جملاتی که کلمات در آن‌ها به کار رفته باید از نظر نحوی صحیح باشند. مثلاً "بزغاله در مرتع می‌چرد."

  4. استفاده از واژه‌های معادل: در برخی موارد ممکن است بخواهید از معادل‌های دیگری برای کلمات استفاده کنید؛ مثلاً به جای "بزغاله" می‌توان عبارت "بچه بز" را استفاده کرد.

اگر منظور خاص‌تری از کلمه "بزغ" دارید یا به کلمه دیگری اشاره می‌کنید، لطفاً اطلاعات بیشتری ارائه دهید تا بتوانم دقیق‌تر راهنمایی کنم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا سه جمله با کلمه "بزغ" آمده است:

  1. در باغ، یک بزغ را دیدم که به آرامی در حال چرا بود.
  2. بچه‌ها با بزغ بازی کردند و او را به سمت تپه بردند.
  3. در فصل بهار، بزغ‌ها به دنیا می‌آیند و زیبایی خاصی به دامداری می‌بخشند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری