بسنج
licenseمعنی کلمه بسنج
معنی واژه بسنج
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) ‹بشنج› [قدیمی]
مختصات:
(بِ سَ) ( اِ.)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
115
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
measure
ترکی
ölçüm
فرانسوی
mesure
آلمانی
messen
اسپانیایی
medida
ایتالیایی
misurare
عربی
قياس | قدر , حجم , مقدار , قسط , نظام , كمية , جرعة , نظام مقاييس , مقياس الطول , قاسم , قياس المكعبات , ميزان موسقيي , تفعيل , بعد , وسيلة , قاس , ضبط , ذرع , قوم , نظم , يقيس
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "بسنجد" از مصدر "سنجیدن" به معنی اندازهگیری یا بررسی کردن است. در نگارش و استفاده از این کلمه، باید به چند نکته توجه کرد:
-
صرف و نحو: "بسنجد" به صورت سوم شخص مفرد، حال، از فعل سنجیدن است. بنابراین در جمله باید با فاعل مناسب همخوانی داشته باشد. مثلا:
- "او سنجش را به دقت بسنجید."
-
علامتگذاری: در جملات گفتاری و نوشتاری باید از علائم نگارشی نظیر ویرگول، نقطه، و علامت سؤال به درستی استفاده شود تا معنای جمله مشخصتر شود.
-
استفاده در متون علمی: در متون علمی یا ادبی، سعی کنید از این کلمه در جملههایی استفاده کنید که معنی و مفهوم واضحتری ایجاد کنند. مثلا:
- "برای تحلیل دادهها، نحوه سنجش کیفیت محصول باید به دقت بسنجید."
- نکات زبانی: به ترتیب زمان و رویدادها در جملات توجه کنید. برای مثال، نیاز است که فعلهای جمله با یکدیگر تناسب داشته باشند و جملات هرکدام به وضوح به موضوع خاصی اشاره کنند.
این نکات به شما کمک میکند تا از کلمه "بسنجد" به درستی و در سطح نگارشی بالاتری استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- برای ارزیابی کیفیت این محصول، باید آن را با استانداردهای جهانی بسنجیم.
- معلم به ما گفت قبل از ارسال پروژه، آن را با نظرات دیگران بسنجیم.
- او همیشه احساساتش را با دقت میسنجید تا از تصمیمات ناگهانی پرهیز کند.
