جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×

requirements  |

بصاق

معنی: بصاق . [ ب ُ ] (ع اِ) بساق . (مخزن الادویه ). بزاق . (مخزن الادویه ) (اقرب الموارد). آب دهان انسان مادام که در دهان است . (از مخزن الادویه ). تف وخدو که از دهان انداخته باشند و مادام که در دهان است آنرا ریق خوانند. (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از فرهنگ نظام ). تفو. لعاب . خیو. در تداول علم طب نفث رطوبتی را گویند که در نزله و علت ذات الریه و ذات الجنب بسعال برآید و آنچه خام برآید آنرا بتازی بصاق گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و ابن بیطار آرد: بصاق کسی که شکم وی از طعام پر باشد. ضعیف وبصاق گرسنه بسیار قوی است و آن بیماری قوبای کودکان را شفا بخشد به اینکه هر روز آنرا بدان بمالند. هرگاه گندم را در حال گرسنگی بجوند و بر ورم ها بگذارند آنها را میپزد و باز میکند و بخصوص در بدنهای نرم و اگر با نان آغشته شود مؤثرتر افتد... و تمام انواع بصاق ، ضد حیوانات گزنده است و مخصوصاً عقرب را کشد. (از مفردات ابن بیطار). || نوعی از خرمابن . (ناظم الاطباء). نوعی از درخت خرما. (آنندراج ) (منتهی الارب ). || شتران نیکو. واحد و جمع در وی یکسان است . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ).
... ادامه
588 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات: (بُ) [ ع . ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 193
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
requirements
عربی
متطلبات
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «بصاق» در فارسی به‌معنای ترشحات دهانی است که معمولاً به عنوان ماده‌ای لزج و بی‌رنگ از بدن خارج می‌شود. این کلمه در برخی متون علمی و پزشکی به کار می‌رود. در ادامه، به چند قاعده نگارشی و قواعد مرتبط با استفاده از کلمه «بصاق» اشاره می‌کنیم:

  1. نحوه نوشتار: کلمه «بصاق» باید به صورت درست و بدون هجا شکنی نوشته شود. املای آن صحیح است و نیازی به حروف اضافه یا تغییرات ندارد.

  2. نوع کلمه: «بصاق» اسم است و می‌تواند به عنوان فاعل یا مفعول در جملات استفاده شود. مثلاً: «بصاق ترشح می‌شود.»

  3. جمع: جمع این واژه به‌صورت «بصاق‌ها» است. مثلاً: «بصاق‌ها معمولاً در واکنش به تحریکات مختلف تولید می‌شوند.»

  4. استفاده در جملات: برای استفاده از کلمه «بصاق» در جملات، دقت کنید که مفهوم جملات به درستی انتقال یابد. مثلاً: «بصاق به عنوان یک محافظ طبیعی برای دهان عمل می‌کند.»

  5. فاصله و نقطه‌گذاری: هنگام نوشتن جملات، به فاصله‌ها و نقطه‌گذاری توجه کنید. کلمه «بصاق» کلمات دیگری را از خود جدا می‌کند و باید در جمله به درستی جای گذاری شود.

این نکات می‌توانند به شما در نگارش دقیق‌تر و بهتر کمک کنند. اگر سوال خاصی در مورد کاربرد یا معانی دیگر کلمه «بصاق» دارید، لطفاً مطرح کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. با هر بار صحبت کردن، بخشی از بصاق به هوا پخش می‌شود و این موضوع می‌تواند باعث انتقال میکروب‌ها شود.
  2. در برخی از بیماری‌ها، تغییر در ترکیب بصاق می‌تواند نشانه‌ای از عفونت یا التهاب باشد.
  3. پزشکان معمولاً از نمونه بصاق برای تشخیص برخی بیماری‌های ریوی استفاده می‌کنند.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری