جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بغلی . [ ب َ / ب َ غ َ] (اِ) یا رأس البغلی . درهم بغلی که در کتب فقهی مرقوم است منسوب است به بَغل یهودی ضراب که او را رأس البغل نیز میگفتند. (از برهان ذیل بغل ) (از آنندراج ذیل بغل ). سکه ای منسوب به بغل یهودی . (ناظم الاطباء). درهم ایرانی که وافیة نیز گویند. (دزی ج 1 ص 101). درهم ایرانی . در مجمعالبحرین آمده : درهم بغلی منسوب بسکه زن مشهور موسوم به رأس البغل است . و نیز بفتح غین و تشدید باء بغلی خوانده اند منسوب بشهری نزدیک حله و آن شهری مشهور در عراق است و وجه اول اشهر است . ودرهم شرعی دون درهم بغلی است . (نقود ص 22ح ). در باب اصل این تسمیه رجوع به فولرس ، 1، 251 الف و 840 ب شود. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). سکه های کسرویه بوده است که رأس البغل برای عمربن خطاب زده است و صورت آن شاهنشاه است بر تخت نشسته و زیر تخت بفارسی نوشته اند «نوش خور». (یادداشت مؤلف از حیات الحیوان دمیری ). و رجوع به فرهنگ نظام و بغل و درهم بغلی شود. 1-صفت
2- بغلدستي، پهلويي، كناري
3- آمخته به بغل شدن
4- شيشهشراب (كوچك ومستطيلي)
5- نوعي قطع كتاب axillary, a hug إبطي، واقع عند إبط النبات sarılmak un câlin eine umarmung un abrazo un abbraccio مربوط به زیر بغل، بغل
... ادامه
527|0
مترادف:1-صفت
2- بغلدستي، پهلويي، كناري
3- آمخته به بغل شدن
4- شيشهشراب (كوچك ومستطيلي)
5- نوعي قطع كتاب
کلمه "بغلی" در زبان فارسی به معنای همسایه یا نزدیک به کسی، به ویژه در معنای مکانی، استفاده میشود. این کلمه معمولاً به عنوان صفت برای توصیف چیزی که کنار یا مجاور چیزی دیگر قرار دارد، به کار میرود. در زیر به برخی از قواعد نگارشی و کاربردی مربوط به این کلمه پرداخته میشود:
نوشتار:
"بغلی" به صورت پیوسته نوشته میشود و از دو بخش "بغل" و "ی" تشکیل شده است.
جایگاه:
این کلمه معمولاً به عنوان صفت پس از اسم میآید. به عنوان مثال: "خانه بغلی".
جمع:
برای جمع بستن این کلمه، میتوان از "بغلها" یا "بغلیها" استفاده کرد. به عنوان مثال: "بغلیها به مهمانی آمدهاند".
نکات معنایی:
استفاده از "بغلی" ممکن است در برخی مناطق یا لهجهها متفاوت باشد، اما به طور کلی به معنای نزدیک و همسایه است.
استفاده در جملات:
"من با همسایه بغلیام دوستانه صحبت میکنم."
"کتاب بغلیام را برای شما آوردهام."
به طور کلی، کلمه "بغلی" یک صفت ساده در زبان فارسی است که به راحتی در جملات متنوع قابل استفاده است.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال از استفاده کلمه "بغلی" در جملات آوردهام:
معلم از دانشآموزان خواست تا هر یک کتاب بغلی خود را باز کنند و صفحه ۵ را مطالعه کنند.
او همیشه در کنار دوستش مینشست و به دروسش کمک میکرد، مانند یک همکلاسی بغلی.
میتوانی با دوست بغلیات به پارک بروی و کمی بازی کنید.
در صف بلیط، خانمی که بغلی من بود، به من گفت که امروز هوا بسیار خوب است.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر