شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

baqy
baghi  |

بغی

معنی: بغی . [ ب َغ ْی ْ ] (ع مص ) خرامیدن و شتافتن . (آنندراج ). خرامش و بناز رفتن اسب . (ناظم الاطباء). بناز خرامیدن اسب و سرعت نمودن آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نافرمانی نمودن کسی را. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). گردنکشی کردن . (آنندراج ).بیفرمانی و از اطاعت بیرون رفتن . (غیاث ). شوریدن برکسی و برگشتن و گردن کشی کردن . (فرهنگ نظام ). || (اِ) نافرمانی . (از ناظم الاطباء) :
بوقبیس آرامگاه انبیا بوده مقیم
باز غضبان گاه اهل بغی و عصیان آمده .
خاقانی .
و سیرت بغی و عنادآن گروه در نهاد وی متمکن نشده است . (گلستان ).
- بغی کردن ؛ نافرمانی کردن و یاغی شدن . (ناظم الاطباء). سرکشی و عصیان کردن : چون موالی و خدم او بر وی بغی کردند... (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
|| (اِمص ) گمراهی و ضلالت . (ناظم الاطباء). || (مص ) ستم کردن . و تعدی نمودن . (منتهی الارب )(تاج المصادر بیهقی ) (آنندراج ) (ترجمان علامه جرجانی ص 27). ستم نمودن و تعدی کردن . (ناظم الاطباء). ستم کردن و ستمگری . (کلیله ٔ چ مینوی ). ظلم و تعدی کردن : صلاح جویم و راه بغی نمی پویم . (تاریخ بیهقی ).و عاقبت مکر و فرجام بغی چنین باشد. (کلیله چ مینوی ص 156). ملک گفت موجب هلاک بوم مرا بغی می نماید و ضعف رای وزرا. (همان کتاب ص 229). و محاسدت اهل بغی پوشیده نیست ... (همان کتاب ص 322).
گفتم بغداد بغی دارد و بیداد
دیده نه ای داد باغهای صفاهان .
خاقانی .
بَغَی ً، بُغاء، بَغْیَه ، بِغیَة. (منتهی الارب ). و رجوع به مصادر مذکور شود.
... ادامه
646 | 0
مترادف: 1- ضلال، ضلالت، گمراهي 2- بدكاري، تبهكاري، فساد 3- تجاوز، تعدي، سركشي، نافرماني 4- تجاوز كردن، تعدي كردن 5- ستم كردن، ظلم كردن 6- ظلم، ستم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (بَ) [ ع . ]
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1012
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
baghi
ترکی
baghi
فرانسوی
baghi
آلمانی
baghi
اسپانیایی
baghi
ایتالیایی
baghi
عربی
باغي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بغی" در زبان فارسی به معنای نافرمانی، شورش یا سرکشی است. در بررسی قواعد فارسی و نگارشی مرتبط با این کلمه، نکات زیر کارساز هستند:

  1. املا: کلمه "بغی" به همین شکل نوشته می‌شود و به صورت صحیح و درست است.

  2. نحوه استفاده: این کلمه معمولاً به صورت اسم به کار می‌رود. مثلاً:

    • "بغی در برابر حکومت."
    • "این رفتار نشانه‌ای از بغی است."
  3. صرف و نحو: "بغی" به عنوان اسم می‌تواند با دیگر کلمات ترکیب شود. مثلاً:

    • "بغی علیه قدرت" یا "بغی در تاریخ".
  4. کاربرد در جملات: برای استفاده‌ درست از "بغی" در جملات، توجه به سیاق و بافت معنایی ضروری است. مثلاً:

    • "نارضایتی مردم منجر به بغی شد."
    • "تاریخ‌نگاران در مورد دلایل بغی بحث می‌کنند."
  5. وجهی از فعل: در برخی موارد، "بغی" می‌تواند به عنوان مصدر در قالب فعل (بغی کردن) نیز استفاده شود.

  6. تنوع معنایی: "بغی" گاهی در متون ادبی و تاریخی کاربرد بیشتری دارد و معانی مختلفی بسته به سیاق می‌تواند پیدا کند.

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "بغی" به درستی و به شکل مؤثری در نوشته‌ها و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. بسیاری از مردم به دلیل ظلم و ستم، به بغی و اعتراض علیه حکومت پرداختند.
  2. بغی در تاریخ کشورها معمولاً به نارضایتی عمومی و اقدامات خشونت‌آمیز منجر می‌شود.
  3. او به سرانجام بغی‌های مشابه در گذشته اشاره کرد تا از آن تجربیات درس بگیرد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری