شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

baqy
baghi  |

بغی

معنی: بغی . [ ب ُ غ َن ْ ] (ع مص ) جستن چیزی را. (ناظم الاطباء). طلبیدن . (از اقرب الموارد). جستن کسی را و اعانت کردن وی را در طلب . (از منتهی الارب ). || بر طلب چیزی داشتن کسی را. || آماس کردن ریش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بیاماسیدن جراحت و ریم دار شدن آن . (تاج المصادر بیهقی ). || بتأمل نگریستن بسوی چیزی و انتظار کردن آنرا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نظر کردن بچیزی و چشم داشتن . (آنندراج ). || سخت باریدن باران . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نیک باران باریدن و پر شدن آب رودخانه . (تاج المصادر بیهقی ). || تجاوز کردن از حد. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). از حد درگذشتن . (ترجمان علامه جرجانی ص 27). || عدول کردن از حق . (منتهی الارب ). تعهد کردن و عدول کردن از حق . (ناظم الاطباء). از حق برگشتن . (آنندراج ). طلب بناحق . (یادداشت مؤلف ). تجاوز از حق ودست درازی کردن . (از اقرب الموارد). || دروغ گفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || زنا کردن . بُغاء، بُغْیَة، بِغْیَة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). و رجوع به همین مصادر شود.
... ادامه
458 | 0
مترادف: 1- ضلال، ضلالت، گمراهي 2- بدكاري، تبهكاري، فساد 3- تجاوز، تعدي، سركشي، نافرماني 4- تجاوز كردن، تعدي كردن 5- ستم كردن، ظلم كردن 6- ظلم، ستم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی] [قدیمی]
مختصات: (بَ) [ ع . ]
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1012
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
baghi
ترکی
baghi
فرانسوی
baghi
آلمانی
baghi
اسپانیایی
baghi
ایتالیایی
baghi
عربی
باغي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بغی" در زبان فارسی به معنای نافرمانی، شورش یا سرکشی است. در بررسی قواعد فارسی و نگارشی مرتبط با این کلمه، نکات زیر کارساز هستند:

  1. املا: کلمه "بغی" به همین شکل نوشته می‌شود و به صورت صحیح و درست است.

  2. نحوه استفاده: این کلمه معمولاً به صورت اسم به کار می‌رود. مثلاً:

    • "بغی در برابر حکومت."
    • "این رفتار نشانه‌ای از بغی است."
  3. صرف و نحو: "بغی" به عنوان اسم می‌تواند با دیگر کلمات ترکیب شود. مثلاً:

    • "بغی علیه قدرت" یا "بغی در تاریخ".
  4. کاربرد در جملات: برای استفاده‌ درست از "بغی" در جملات، توجه به سیاق و بافت معنایی ضروری است. مثلاً:

    • "نارضایتی مردم منجر به بغی شد."
    • "تاریخ‌نگاران در مورد دلایل بغی بحث می‌کنند."
  5. وجهی از فعل: در برخی موارد، "بغی" می‌تواند به عنوان مصدر در قالب فعل (بغی کردن) نیز استفاده شود.

  6. تنوع معنایی: "بغی" گاهی در متون ادبی و تاریخی کاربرد بیشتری دارد و معانی مختلفی بسته به سیاق می‌تواند پیدا کند.

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "بغی" به درستی و به شکل مؤثری در نوشته‌ها و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. بسیاری از مردم به دلیل ظلم و ستم، به بغی و اعتراض علیه حکومت پرداختند.
  2. بغی در تاریخ کشورها معمولاً به نارضایتی عمومی و اقدامات خشونت‌آمیز منجر می‌شود.
  3. او به سرانجام بغی‌های مشابه در گذشته اشاره کرد تا از آن تجربیات درس بگیرد.

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری