جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بغی . [ ب ُ غ َن ْ ] (ع مص ) جستن چیزی را. (ناظم الاطباء). طلبیدن . (از اقرب الموارد). جستن کسی را و اعانت کردن وی را در طلب . (از منتهی الارب ). || بر طلب چیزی داشتن کسی را. || آماس کردن ریش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بیاماسیدن جراحت و ریم دار شدن آن . (تاج المصادر بیهقی ). || بتأمل نگریستن بسوی چیزی و انتظار کردن آنرا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نظر کردن بچیزی و چشم داشتن . (آنندراج ). || سخت باریدن باران . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نیک باران باریدن و پر شدن آب رودخانه . (تاج المصادر بیهقی ). || تجاوز کردن از حد. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). از حد درگذشتن . (ترجمان علامه جرجانی ص 27). || عدول کردن از حق . (منتهی الارب ). تعهد کردن و عدول کردن از حق . (ناظم الاطباء). از حق برگشتن . (آنندراج ). طلب بناحق . (یادداشت مؤلف ). تجاوز از حق ودست درازی کردن . (از اقرب الموارد). || دروغ گفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || زنا کردن . بُغاء، بُغْیَة، بِغْیَة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). و رجوع به همین مصادر شود. 1- ضلال، ضلالت، گمراهي
2- بدكاري، تبهكاري، فساد
3- تجاوز، تعدي، سركشي، نافرماني
4- تجاوز كردن، تعدي كردن
5- ستم كردن، ظلم كردن
6- ظلم، ستم baghi باغي baghi baghi baghi baghi baghi