جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بک . [ ب ُ ] (اِ) رخساره و روی را گویند. (برهان ). رخساره و رو. (ناظم الاطباء). رخسار. (رشیدی ). رخساره . (از جهانگیری ). رخسار و چهره . (آنندراج ) (انجمن آرا). گونه . چهره . (در گناباد خراسان ) (از محمد پروین گنابادی ) : تا زبعزت زنیم پر از باد کن پچت گرنه تپانچه باز خوری تو ز ما به بک . پور بهای جامی (از جهانگیری ) (آنندراج ). || نوعی از کوزه باشد که دهن تنگ و گردن کوتاهی دارد، شکم آن پهن و گرد میباشد و آنرا تنگ هم گویند. (برهان )(از رشیدی ) (از جهانگیری ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). تنگ که نوعی از کوزه ٔ دهن تنگ بود که گردنش کوتاه و شکمش پهن و گرد است . (ناظم الاطباء). || یک سوی از قاب بازی . (از برهان ) (یادداشت مؤلف ). || بی هنری و بی عقلی . (از برهان ). ناهنرمندی . (ناظم الاطباء). ناهنری . (شرفنامه ٔ منیری ). || رعنایی . (شرفنامه ٔ منیری ). || جهل ونادانی . || یکنوع غلیان سفالینی که غلیان بک نیز گویند. (ناظم الاطباء). غلیانی سفالین از جنس کوزه در قرای فارس متداول است آنرا نیز غلیان بک گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). || یک نوع بازی در میان کودکان ، آنکه به پشت خوابد و پاها را بلند کند، جیک ، و آنکه دست و پاها را برزمین گذاشته سرین را بالا نماید بک نامند. (ناظم الاطباء). || از بازیهای پچول ، نام یکی جیک و شکل دیگر را بک خوانند. (از انجمن آرا) (آنندراج ). جانب برآمده ٔ قاب یا کعب یا استخوان پژول . مقابل جیک که جانب فرورفته ٔ آن است . 1- غوك، قورباغه، وزغ
2- گريزگاه
3- بيشه، جنگل، درختزار beck غدير، إنحناءة إحترام، بيك geri dos zurück atrás indietro
کلمه "بک" در زبان فارسی به معنای "به عقب" یا "پشت" است و در بسیاری از متنها به عنوان پیشوند یا پسوند نیز استفاده میشود. در ادامه، برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه را بررسی میکنیم:
نوشتار صحیح: کلمه "بک" به صورت پیوسته و بدون فاصله نوشته میشود. از آن به عنوان پیشوند در ترکیب با برخی کلمات استفاده میشود.
تلفظ: در هنگام استفاده، باید به تلفظ صحیح آن توجه کرد. همچنین در متنهای گفتاری میتوان به سراغ عبارات غیررسمیتر رفت.
استفاده در متون: کلمه "بک" معمولاً در متون غیررسمی یا در زبان محاورهای بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد.
نحوهی ترکیب: این کلمه میتواند به عنوان یک پسوند برای بیان مفهوم معکوس عمل کند. مانند "بک لود" (بارگذاری به عقب) که در فناوری اطلاعات استفاده میشود.
قابل تغییر ندادن: کلمه "بک" به عنوان یک کلمهی غیرقابل صرف است و در هیچ شرایطی نمیتوان آن را تغییر داد.
شیوههای نگارشی: در نگارش متون ادبی، بهتر است از این کلمه با احتیاط استفاده شود و به جای آنها از عبارات صفاتی با معنای مشابه بهرهبرد.
اگر سوال خاصی در مورد کاربرد یا قواعد دیگری مرتبط با "بک" دارید، لطفاً بفرمایید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در کتابخانه، تصمیم گرفتم که یک کتاب جدید را بک خوانم.
با یک حرکت سریع، توانستم توپ را بک بزنم و به سمت دروازه شوت کنم.
او همیشه سعی میکند نکات مهم را بک یادداشت کند تا فراموش نکند.