جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بل . [ ب ُ ] (پیشوند) به معنی بسیار است مانند بلهوس (بسیارهوس ) و بلکامه ، لیکن مفرد مستعمل نشده . و بعضی گفته اند که صحیح بوالهوس و بوالکامه است و این از باب کنیت است که در محاورات عرب مستعمل به معنی ملازم شی ٔ است پس بوالهوس و بوالکامه ، کسی که ملازم هوس و کام خود باشد، چنانکه عرب ابوتراب و ابوالفضل و مانند آن گویندو مراد مقارنت و ملابست تراب و فضل و مانند آن کنند؛چنانکه در فرهنگ سامانی گفته ، و رشیدی گفته که در فرس این اعتبارات بعید است و در عربی صحیح ، با آنکه بلکنجک و بلغاک و امثال آن که بیشتر می آید از این باب است چه اعتبار کنیت در آنها درست نیست چه بلفغده به کسر باء است مخفف بیلفغده به معنی بیندوخته ، چنانکه سامانی گفته الفغده اندوخته ، و چون حرف واو بدو مقارن شود الف به یاء بدل گردد، و بلغاک بضم غوغا و آشوب بسیار، چه غاک به معنی غوغا باشد. (از آنندراج ). به معنی بسیار باشد همچو بلهوس و بلکامه یعنی بسیارهوس و بسیارکام . (برهان ). حرفی است که همیشه در جلو اسم استعمال شود و به معنی کثرت بود. (از ناظم الاطباء).به معنی بسیار است و با «پلی » یا «پلو» یونانی از یک اصل است که به معنی بسیار و چندان است ، و بلکامه وبلغاک و بلفضول و بلعجب و بلهوس مرکب از این کلمه وکامه و غاک و فضول و عجب و هوس است . (یادداشت مرحوم دهخدا). بسیار، در ترکیبات ، مانند بلغاک ، بلغنده ، بلکامه . توضیح اینکه بعضی بل را در بلعجب و بلهوس و بلفضول از این مقول دانند و صحیح نمی نماید. (از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به بُل در معنی عربی آن شود. 1-قيد
2- بلكه، شايد حتم but, bel لكن، إلا، ما عدا، إلا هو، غير، سوى bel bel bel bel bel جز، بدون، با وجود، باستثنای
مختصات:
( ~.) 1 - پیشوندی است که بر سر برخی واژه ها می آید و معنای بسیاری و فراوانی می دهد، مانند بُلکامه
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
bel
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
32
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
but|bel
ترکی
bel
فرانسوی
bel
آلمانی
bel
اسپانیایی
bel
ایتالیایی
bel
عربی
لكن|إلا , ما عدا , إلا هو , غير , سوى
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "بل" در فارسی به معنی "بلند" و "بالا" است و در نگارش و استفادههای مختلف قواعد خاصی دارد. در اینجا به برخی نکات و قواعد مربوط به این کلمه اشاره میشود:
نقش کلمه: "بل" میتواند به عنوان صفت و قید استفاده شود. به عنوان مثال:
صفت: "این کوه بل است."
قید: "او به بل تر آواز میخواند."
استفاده در جملات: معمولاً کلمه "بل" در جملات به عنوان وصف برای فاعل یا مفعول به کار میرود. به طور مثال:
"درختان بل در باغ زیبایی خاصی به وجود آوردهاند."
تلفظ و نوشتار: کلمه "بل" باید به درستی نوشته و تلفظ شود. دقت کنید که نگارش صحیح آن "بل" است و نه "بلند".
ترکیب با دیگر کلمات: "بل" میتواند با دیگر کلمات ترکیب شود تا معانی جدیدی ایجاد کند. مثلاً:
"بلند قامت" به معنی فردی که قد بلندی دارد.
نکات نگارشی: در نوشتار رسمی و ادبی، سعی کنید از کلمه به صورت صحیح و مطابق با قواعد زبان فارسی استفاده کنید و قبل و بعد از آن، جملات را به دقت تنظیم کنید تا معنای مورد نظر به خوبی منتقل شود.
اگر سوال خاصی در ارتباط با کلمه "بل" یا دیگر نکات نگارشی دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "بل" در جمله آوردهام:
بل بلندترین ساعت در شهر است و هر روز مسافران را به خود جذب میکند.
او همیشه با صدای بل شروع به خواندن کرده و همه را به وجد میآورد.
بل به عنوان نماد زمان و نظم در فرهنگهای مختلف شناخته میشود.
همچنین در مراسمها، صدای بل برای اعلام شروع و پایان برنامهها استفاده میشود.
بلهای کلیسا از دور دست شنیده میشوند و حس آرامش را منتقل میکنند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید یا دنبال نوع خاصی از جملات هستید، لطفاً بفرمایید!