شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

die  |

بمیر

معنی: بمیر. [ ب ِ ] (فعل امر) امر از مردن است که گاه به صورت نفرین و دشنام به کار می رود و توان آن را در شمار اصوات آورد: بمیر؛ خفه شو. ای بمیری (در تداول عامه ). و در این بیت سعدی نیز نفرین گونه ایست :
بمیر تا برهی ای حسود کاین رنجیست
که از مشقت آن جز به مرگ نتوان رست .
سعدی .
و رجوع به مردن شود.
- امثال :
بمیر و بدم ؛ طفلی را به شاگردی آهنگری بردند. استاد تمرین را نخست عمل دمیدن به وی محول کرد. طفل بسهولت و آسانی کار استخفاف میکرد. لیکن پس از زمانی کوتاه تعب بر او راه یافت . از استاد پرسید بنشینم و بدمم ؟ استاد گفت بنشین و بدم . باز ساعتی دیگر ماندگی بیشتر غلبه کرده ، گفت به پهلو افتم و بدمم ؟ استاد گفت به پهلو افت و بدم .بار سوم سؤال کرد بخوابم و بدمم ؟ استاد برآشفت و گفت بمیر و بدم . مثل را حالا در مقام شکایت از اجبار به کاری متعب یا ضعف یا مرض یا پیری گویند. (امثال و حکم دهخدا).
... ادامه
585 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 252
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
die | drop off , demise , die down , perish , pass out , knock off , pass away , go off , be slain , be killed , decease , expire , pop off
عربی
مات | تخمد , تحرق شوقا , أصبح لا مباليا , أصبح أقل تعرضا , مات من الجوع , يموت
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بمیر" از فعل "مردن" به معنای از دست دادن حیات است و به طور خاص به شکل امر (دستور) است. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی درباره این کلمه اشاره می‌کنیم:

  1. نحو و زمان: "بمیر" در واقع شکل امری فعل "مردن" است و به معنای دستور دادن به کسی برای مردن است. این نوع استفاده از فعل ممکن است در ادبیات، شعر یا مکالمات احساسی و شدیدتر به کار رود.

  2. استفاده در متون ادبی: در شعر و نثر ادبی، کلمه "بمیر" می‌تواند به عنوان نمادی از پایان عشق، جدایی یا دلمردگی به کار رود. شاعران و نویسندگان ممکن است از این کلمه برای بیان احساسات عمیق و پرتنش احساسی استفاده کنند.

  3. نگارش: در نگارش، باید توجه داشت که استفاده از کلمه "بمیر" در محاورات غیررسمی یا صمیمی ممکن است به عنوان توهین یا تهدید تلقی شود. بنابراین باید با احتیاط و در زمینه‌های مناسب به کار رود.

  4. گزینه‌های بدیل: در مواردی که به منظور بیان احساسات منفی استفاده می‌شود، می‌توان از گزینه‌های ملایم‌تری استفاده کرد تا تأثیر کلام را کاهش دهد.

  5. آداب سخن گفتن: در مکالمات اجتماعی و روزمره، بهتر است از چنین عبارات تند و غیرمحترمانه پرهیز شود و در عوض از زبان مثبت‌تری استفاده گردد.

در کل، کلمه "بمیر" بار معنایی سنگینی دارد و باید در موارد خاص و با درک کامل از زمینه‌ و تأثیر آن به کار رود.


واژگان مرتبط: مردن، تلف شدن، جان دادن، درگذشتن، فوت کردن، بشکل حدیده یا قلاویز دراوردن، بخواب رفتن، وفات یافتن، انتقال دادن، تحلیل رفتن، روبزوال نهادن، نابود کردن، هلاک شدن، ناگهان بیهوش شدن، دست کشیدن از، از کار دست کشیدن، کشتن، در رفتن، بیرون رفتن، اب شدن، منقضی شدن، سپری شدن، بانتها رسیدن، بپایان رسیدن، دم براوردن، ناگهان ناپدید شدن، جیم شدن، ترکیدن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری