جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بمیر. [ ب ِ ] (فعل امر) امر از مردن است که گاه به صورت نفرین و دشنام به کار می رود و توان آن را در شمار اصوات آورد: بمیر؛ خفه شو. ای بمیری (در تداول عامه ). و در این بیت سعدی نیز نفرین گونه ایست : بمیر تا برهی ای حسود کاین رنجیست که از مشقت آن جز به مرگ نتوان رست . سعدی . و رجوع به مردن شود. - امثال : بمیر و بدم ؛ طفلی را به شاگردی آهنگری بردند. استاد تمرین را نخست عمل دمیدن به وی محول کرد. طفل بسهولت و آسانی کار استخفاف میکرد. لیکن پس از زمانی کوتاه تعب بر او راه یافت . از استاد پرسید بنشینم و بدمم ؟ استاد گفت بنشین و بدم . باز ساعتی دیگر ماندگی بیشتر غلبه کرده ، گفت به پهلو افتم و بدمم ؟ استاد گفت به پهلو افت و بدم .بار سوم سؤال کرد بخوابم و بدمم ؟ استاد برآشفت و گفت بمیر و بدم . مثل را حالا در مقام شکایت از اجبار به کاری متعب یا ضعف یا مرض یا پیری گویند. (امثال و حکم دهخدا). die, drop off, demise, die down, perish, pass out, knock off, pass away, go off, be slain, be killed, decease, expire, pop off مات، تخمد، تحرق شوقا، أصبح لا مباليا، أصبح أقل تعرضا، مات من الجوع، يموت مردن، تلف شدن، جان دادن، درگذشتن، فوت کردن، بشکل حدیده یا قلاویز دراوردن، بخواب رفتن، وفات یافتن، انتقال دادن، تحلیل رفتن، روبزوال نهادن، نابود کردن، هلاک شدن، ناگهان بیهوش شدن، دست کشیدن از، از کار دست کشیدن، کشتن، در رفتن، بیرون رفتن، اب شدن، منقضی شدن، سپری شدن، بانتها رسیدن، بپایان رسیدن، دم براوردن، ناگهان ناپدید شدن، جیم شدن، ترکیدن
die|drop off , demise , die down , perish , pass out , knock off , pass away , go off , be slain , be killed , decease , expire , pop off
عربی
مات|تخمد , تحرق شوقا , أصبح لا مباليا , أصبح أقل تعرضا , مات من الجوع , يموت
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "بمیر" از فعل "مردن" به معنای از دست دادن حیات است و به طور خاص به شکل امر (دستور) است. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی درباره این کلمه اشاره میکنیم:
نحو و زمان: "بمیر" در واقع شکل امری فعل "مردن" است و به معنای دستور دادن به کسی برای مردن است. این نوع استفاده از فعل ممکن است در ادبیات، شعر یا مکالمات احساسی و شدیدتر به کار رود.
استفاده در متون ادبی: در شعر و نثر ادبی، کلمه "بمیر" میتواند به عنوان نمادی از پایان عشق، جدایی یا دلمردگی به کار رود. شاعران و نویسندگان ممکن است از این کلمه برای بیان احساسات عمیق و پرتنش احساسی استفاده کنند.
نگارش: در نگارش، باید توجه داشت که استفاده از کلمه "بمیر" در محاورات غیررسمی یا صمیمی ممکن است به عنوان توهین یا تهدید تلقی شود. بنابراین باید با احتیاط و در زمینههای مناسب به کار رود.
گزینههای بدیل: در مواردی که به منظور بیان احساسات منفی استفاده میشود، میتوان از گزینههای ملایمتری استفاده کرد تا تأثیر کلام را کاهش دهد.
آداب سخن گفتن: در مکالمات اجتماعی و روزمره، بهتر است از چنین عبارات تند و غیرمحترمانه پرهیز شود و در عوض از زبان مثبتتری استفاده گردد.
در کل، کلمه "بمیر" بار معنایی سنگینی دارد و باید در موارد خاص و با درک کامل از زمینه و تأثیر آن به کار رود.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: مردن، تلف شدن، جان دادن، درگذشتن، فوت کردن، بشکل حدیده یا قلاویز دراوردن، بخواب رفتن، وفات یافتن، انتقال دادن، تحلیل رفتن، روبزوال نهادن، نابود کردن، هلاک شدن، ناگهان بیهوش شدن، دست کشیدن از، از کار دست کشیدن، کشتن، در رفتن، بیرون رفتن، اب شدن، منقضی شدن، سپری شدن، بانتها رسیدن، بپایان رسیدن، دم براوردن، ناگهان ناپدید شدن، جیم شدن، ترکیدن
جعبه لام تا کام
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر