شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

toothache  |

بن دندان

معنی: بن دندان . [ ب ُ ن ِ دَ ] (اِ مرکب ) ترجمه ٔ لثه است . (آنندراج ). لثه . (فرهنگ فارسی معین ) :
ترا در هر بن دندان بود لذت خداوندت
به هر نانی که گردانی ز هر حالت خبر دارد.
ناصرخسرو.
چون گذشت از لب او ریخت بچاه ذقنش
آب حیوان بخدا در بن آن دندان است .
علی خراسانی (از آنندراج ).
|| بیخ دندان . (فرهنگ فارسی معین ).
- از بن دندان ؛ کنایه از انقیاد و فرمانبرداری و اطاعت . با کمال اطاعت . با کمال انقیاد. (فرهنگ فارسی معین ) : از بن دندان قلعت ها را به کوتوال های امیر سپرد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 114). او از سر اضطرار و بن دندان خدمت مستنصر را کمر بست . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
- || رغبت تمام . با کمال رغبت . با کمال میل . از صمیم قلب . از ته دل . (فرهنگ فارسی معین ) :
دگر چون بندگان آیند خدمت را میان بسته
گرامی دارشان کان آمدن هست از بن دندان .
فرخی .
خورشید زد علامت دولت ببام تو
تا گشت دولت از بن دندان غلام تو.
منوچهری .
پادشاهی یافتستی بر نبات و بر ستور
هرچه گویی آن کنند آن از بن دندان کنند.
ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص 106).
گر نهنگ حکم حق بر جان ما دندان زند
ما به پیش خدمت او از بن دندان شویم .
سنایی .
دندانه ٔ هر قصری پندی دهدت نونو
پند سر دندانه بشنو ز بن دندان .
خاقانی .
از بن دندان خواهم که جگر هم بخورم
چه کنم چون سردندان بجگر می نرسد.
خاقانی .
بعون و عصمت حق دولتت چنان بادا
که چرخ از بن دندان شود مسخر او.
ظهیرالدین فاریابی .
ازبن دندان سر دندان گرفت
داد بشکرانه کم آن گرفت .
نظامی .
|| قصد و اراده . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). قصد. اراده . آهنگ . (فرهنگ فارسی معین ). || ذخیره و پس انداز. (برهان ) (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ) (ناظم الاطباء).
... ادامه
658 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 161
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
toothache
عربی
وجع أسنان | وجع الاسنان
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بن" در زبان فارسی به معنای ریشه یا پایه است و گاهی در ترکیبات مختلف به کار می‌رود. در مورد "دندان" نیز این واژه به معنای عضو مرتفع و سخت دهان است که در فرآیند جویدن غذا کمک می‌کند.

در نگارش و استفاده از این کلمات قواعد زیر را می‌توان در نظر گرفت:

  1. تابع قاعده‌های املایی:

    • "بن" و "دندان" هردو کلمات فارسی هستند و از قواعد املایی فارسی تبعیت می‌کنند.
    • حروف و نحوه نوشتن این کلمات باید با دقت رعایت شود تا به معنی و مفهوم آنها لطمه‌ای وارد نشود.
  2. استفاده در جملات:

    • این کلمات می‌توانند در جملات مختلف به کار روند؛ به عنوان مثال: "بن دندان" در ترکیباتی مانند "بن دندان جلو" یا "بن دندان غذا" می‌تواند به کار رود.
  3. نکات نگارشی:
    • اگر این دو کلمه در متنی ترکیب شوند، باید دقت کنید که آیا این ترکیب به صورتی صحیح و معنادار است یا خیر.
    • همچنین، توجه به پرانتز یا علامت‌های نگارشی دیگر در صورتی که لازم باشد، اهمیت دارد.

به عنوان مثال، اگر بخواهید در مورد دندان‌ها صحبت کنید، می‌توانید بنویسید: "دندان‌های انسان از مواد معدنی سخت تشکیل شده‌اند و هر کدام دارای بن مخصوص به خود هستند."

در کل، به کارگیری درست این کلمات و رعایت قواعد نگارشی می‌تواند به شفافیت و وضوح نوشته‌ها کمک کند.


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری