بنیان کردن
licenseمعنی کلمه بنیان کردن
معنی واژه بنیان کردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
387
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to establish
عربی
توطيد | أسس , ثبت , أقام , قرر , رسخ , برهن , وطد , اشتهر , وطن , خلق وظيفة , لإنشاء
