جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بهرمان . [ ب َ رَ ] (اِ) بهرامن است که یاقوت سرخ باشد. (برهان ) (از آنندراج ). یاقوت سرخ گرانمایه . (فرهنگ اسدی ) (اوبهی ). یاقوت سرخ . (جهانگیری ) (غیاث ) (صحاح الفرس ). یاقوت . (فهرست مخزن الادویه ). سنگ نفیسی است که قرمزرنگ میباشد. (قاموس کتاب مقدس ) : در وصف تو شکل بهرمان سازم وز تو نقش بهرمان بندم . مسعودسعد. و آن کمر کز تاب لعل و آب یاقوتش شدی آب گردون آتش و نیلوفر او بهرمان . امامی هروی . نور مه از خاک کند سرخ گل قرص خور از سنگ کند بهرمان . خاقانی . گفتی زبرجد گونه ٔ عقیق گرفته بود و یا پولاد برنگ مرجان و بهرمان گشت . (تاج المآثر). آن آب نیلگون که ز عکسش گمان بری مالیده قرطه ای است ز پیروزه بهرمان . (از تاج المآثر). از... و یاقوتها بهرمان و عقایل در و مرجان . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 ص 237). تا بود خورشید و مه برگر زمان تا بود در کان عقیق و بهرمان پیش تیغ خسرو گیتی بود کوه خارا بر مثال بهرمان . شمس فخری . هست یاقوت بهرمان پرهیخت ادب آمد که دیو از او بگریخت . (صاحب فرهنگ یادداشت بخط مؤلف ). || گل کافیشه که گل کاجیره باشد. (برهان ). گل عصفر که در عرف آنرا گل معصفرگویند و بهندی کسنبه گویند. (آنندراج ) (غیاث ). گل معصفر را گویند و آنرا خسک و کاژیره نیز گویند. (جهانگیری ). گل عصفر. (فهرست مخزن الادویه ). عصفر. گل قرطم . زرد. زردک . (تذکره ٔ ضریر انطاکی ). گل کاچیره . (بحرالجواهر) (منتهی الارب ). بهرمه . کاجیره . گل کاغاله . کافشه . عصفر. گل رنگ . کاغاله . بهرم . احریض . خریع و بزر آنرا قرطم نامند. (یادداشت بخط مؤلف ) : با کوه درج گوهرو با ابر عقد در با باد مشک سوده و با خاک بهرمان . (از تاج المآثر). || بافته ٔ ابریشمی الوان باشد. (برهان ). نوعی از بافته ٔ ابریشمی . (آنندراج ) (غیاث ). نوعی از بافته ٔابریشمی بود و آن بسی لطیف و نازک باشد و سفید و سرخ و زرد و بنفش و سیاه و دیگر رنگها شود. (جهانگیری ). حریر رنگارنگ . (صحاح الفرس ). جامه ٔ حریر رنگین . (فرهنگ اسدی ). حریر سرخ رنگ . حریر تنگ نقش را نیز گویند. (معیار جمالی کیا ص 344) (اوبهی ) (از کتاب الجماهربیرونی ص 35) : گلستان بهرمان دارد همانا شیرخوارستی لباس کودکان شیرخواره بهرمانستی . فرخی . نوروز نوبهار همی باغ وراغ را از بهر بزم تو سلب بهرمان کند. مسعودسعد. درویش کو برنگ و ریایی بسنده کرد جای گلیم به که ببر بهرمان کشد. امیرخسرو دهلوی . || رنگ قرمز و سرخ مطلقاً : تا برآید بهرمان از شاخ گل وقت بهار تا برآید کهربا از برگ رز وقت خزان باد روی بدسگالت زرد همچون کهربا باد روی نیک خواهت سرخ همچون بهرمان . معزی . عکس روی سرخ او بر چهره ٔ چرخ کبود همچو شنگرفی علم بر لاجوردی بهرمان . عبدالواسعجبلی . || غازه که زنان بر روی مالند. (جهانگیری ) : چنان بکرد چرخ از ولایتش معزول که بهرمان عروسانت خنجر بهرام . امیرخسرو (از جهانگیری ). quotient, behrman الحاصل، خارج القسمة، حاصل behrman behrman behrmann behrman behrmann خارج قسمت، بهر
ترکیب:
(اسم) [معرب، مٲخوذ از فارسی: بهرامه] ‹بهرامن، بهرمن› [قدیمی]
مختصات:
(بَ رَ)( اِ.)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
bahramAn
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
298
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
quotient|behrman
ترکی
behrman
فرانسوی
behrman
آلمانی
behrmann
اسپانیایی
behrman
ایتالیایی
behrmann
عربی
الحاصل|خارج القسمة , حاصل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "بهرمان" در فارسی به شکلهای مختلفی مورد استفاده قرار میگیرد. در زیر برخی از قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه آورده شده است:
املا: "بهرمان" به شکل صحیح با حرف "ب" در ابتدا و "م" در انتها نوشته میشود. توجه به املای صحیح این کلمه در نگارش بسیار حائز اهمیت است.
معنا: "بهرمان" به معنای کسی است که در زمینهای خاص مهارت یا تواناییهای برجستهای دارد. در برخی مواقع ممکن است به معنای "بهترین" یا "فوقالعاده" نیز استفاده شود.
جنس: کلمه "بهرمان" به صورت مذکر و مؤنث قابل استفاده است، اما در برخی نوشتهها ممکن است به صورت مذکر بیشتر به کار رود.
سرویسوارهها: در جملهسازی، این کلمه میتواند در انواع جملات بهکار رود. به عنوان مثال:
او در رشته ورزشی خود یک بهرمان است.
باید تلاش کنیم تا بهرمانان بیشتری پرورش دهیم.
قید و صفت: "بهرمان" میتواند به عنوان قید یا صفت نیز مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال: "او به عنوان بهرمان سال شناخته شده است."
پیشوند و پسوند: این کلمه میتواند به عنوان پایهای برای ساخت دیگر واژهها به کار رود. به عنوان مثال، میتوان با افزودن پیشوندها یا پسوندهای مناسب، کلمات جدیدی تشکیل داد.
در نهایت، هنگام استفاده از "بهرمان" در متنهای رسمی یا غیررسمی، دقت در املاء و استفاده صحیح در بافتهای مختلف اهمیت دارد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "بهرمان" در جمله آورده شده است:
او در مسابقات ورزشی به عنوان یک بهرامان شناخته شد و مدال طلا را به دست آورد.
داستانهای قدیمی دربارهی بهرامانهایی روایت میکنند که با شجاعت خود به نجات مردم میشتافتند.
در بازیهای المپیک، هر ورزشکار آرزو دارد که به عنوان یک بهرامان به کشورش افتخار کند.
بهرامانان شهر در روزهای سخت همیشه در کنار مردم و به کمک آنها میشتابند.
فیلم جدیدی که دربارهی بهرامانان تاریخ ساخته شده، مورد استقبال زیادی قرار گرفته است.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر