شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bur

بور

معنی: بور. (ص ) سرخ . (ناظم الاطباء). سرخ قرمزرنگ . (فرهنگ فارسی معین ). روباه . اسب . سرخ قهوه ای . سانسکریت «ببهرو» (سرخ قهوه ای ، قهوه ای )، اوستا «بوره » . اساساً بمعنی سرخ (در تداول عوام ، بور شدن بمعنی سرخ و خجل شدن ) است . که سپس به جانوری که در فارسی ببر (به دو فتح ) گویند، اطلاق شده . پهلوی «بور» ، طبری «بور» (زرد). دزفولی «بور - سوار» را بمعنی «لر» بکار برند، چه لرهای خوزستان سوار اسب بور شوند. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). واژه ٔ اصل فارسی است به معنی سرخ . و گویا کنایه از سرخ شدن و در نتیجه خجالت کشیدن و دروغ درآمدن حرف یا عقیده است . (فرهنگ عامیانه ).
- بورشدن ؛ خجالت کشیدن . دروغ درآمدن حرف و نظر کسی . (فرهنگ عامیانه ).
|| اسب سرخ رنگ . (برهان ) (غیاث ) (رشیدی ) (جهانگیری ) (ناظم الاطباء). اسبی بود که به سرخی گراید. (اوبهی ) :
ز بور اندرافتاد خسرو نگون
تن پاکش آلوده شد پر ز خون .
دقیقی .
پس آن شاهزاده برانگیخت بور
همی کشت مرد و همی کرد شور.
دقیقی .
دل مرد جنگی برآمد ز جای
ببالای بور اندرآورد پای .
فردوسی .
از آن ابرش بور و خنگ سیاه
که دیده ست هرگز ز آهن سپاه .
فردوسی .
بفرمود تا بور کشواد را
کجا داشتی روز فریاد را.
فردوسی .
عنان را به بور سرافراز داد
به نیزه درآمد کمان بازداد.
فردوسی .
به بور نبردی برافکند زین
دوصد گرد کرد از دلیران گزین .
اسدی .
تو باید که در کوی بازی کنی
نه بر بور کین رزم تازی کنی .
اسدی .
از بوی مشک تبت کآن صحن صیدگه راست
آغشته بود با خاک از لعل بور و چالش .
خاقانی .
خرامنده میگشت بر پشت بور
به گورافکنی همچو بهرام گور.
نظامی .
لحیفی برافکند بر پشت بور
درآمد بزین آن تن پیل زور.
نظامی (گنجینه ٔ گنجوی چ وحید ص 339).
یک اسب بور ازرق چشم نوزاد
معطرکرده چون ریحان بغداد.
نظامی .
|| در ابیات زیر، مخصوصاً در بیت ناصرخسرو و سعدی رنگی خاکستری متمایل به سرخ رنگ :
زنهار تا چنان نکنی کآن سفیه گفت
چون قیر بِه ْ سیاه گلیمی که گشت بور.
ناصرخسرو.
کی ببینی سرخ و سبز و بور را
تا نبینی پیش از این سه نور را.
مولوی .
دید خود را سرخ و سبز و بور و زرد
خویشتن رابر شغالان عرضه کرد.
مولوی .
موی گردد پس از سیاهی بور
نیست بعد از سفیدی الا گور.
سعدی .
- موی بور ؛ برنگی روشن تر از خرمایی ، نزدیک به سپیدی .
|| تذرو. و آن پرنده ای است مشهور. (برهان ) (آنندراج ). جانوری است آتشخوار که کبک دری گویند. (شرفنامه ٔ منیری ). || آلتی از آلات موسیقی قدیم . (فرهنگ فارسی معین ).
... ادامه
618 | 0
مترادف: 1-صفت 2- سرخ، قرمزرنگ 3- برزخ 4- دماغسوخته 5- خجل، شرمنده، خجلتزده
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت)
مختصات: (ص .)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: bor
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 208
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
ترکی
bor
فرانسوی
bor
آلمانی
bor
اسپانیایی
bor
ایتالیایی
bor
عربی
أشقر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بور" در زبان فارسی می‌تواند به معانی مختلفی اشاره داشته باشد و در نوشته‌ها و متون مختلف به کار برود. در اینجا نکات نگارشی و قواعد مربوط به استفاده از این کلمه را بررسی می‌کنیم:

  1. معنی و کاربرد: بستگی به زمینه‌ استفاده دارد. "بور" می‌تواند به معنای رنگ خاصی (مانند بور بودن مو) باشد یا در برخی موارد به معنای بی‌حالت یا بی‌روتینه باشد.

  2. نوشتن واژه: در صورتی که "بور" به عنوان یک صفت به کار می‌رود، باید دقت کنید که در کنار اسم مناسب قرار گیرد و باید با اسم همخوانی داشته باشد. مثلاً: "موهای بور" یا "چشمان بور".

  3. نکات نگارشی:

    • هیچ‌گاه "بور" را با واژه‌های دیگر به صورت غیررسمی مخلوط نکنید (مثلاً "بور رنگ" نوزند).
    • در نوشتارهای رسمی و ادبی باید توجه داشت که به کاربردهای ادبی و مجازی آن نیز پرداخته شود.
  4. استفاده از علامت‌گذاری: در صورت نیاز به تأکید بر کلمه "بور"، می‌توانید از علامت‌گذاری مانند italics استفاده کنید، اما احتیاط کنید که در متون غیررسمی استفاده از چنین علامت‌گذاری‌هایی غیررسمی به نظر می‌رسد.

  5. توجه به صرف و نحو: اگر "بور" به عنوان صفت استفاده می‌شود، بسته به جنس و تعداد اسم، ممکن است در مواردی تغییراتی در شکل صرفی آن ایجاد شود (اگر لازم باشد).

اگر سؤالات خاص‌تری در مورد کاربرد یا قواعد دیگر واژه "بور" دارید، خوشحال می‌شوم که پاسخگو باشم!

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته، در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "بور" در جملات آورده شده است:

  1. سایه‌های بور در اثر خستگی بر چهره‌اش نمایان شده بود.
  2. رنگ دیوارها بعد از چند سال به یک رنگ بور و کمرنگ تبدیل شده است.
  3. او با نگاهی بور به زمین خیره شده بود و به فکر فرو رفته بود.
  4. پس از بارش باران، برگ‌های درختان حالت بور و شفاف‌تری به خود گرفتند.
  5. من از شنیدن داستان‌های قدیمی و بورانه همیشه لذت می‌برم.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید یا موضوع خاصی مد نظر شماست، لطفاً بفرمایید.


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری