جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بیشه . [ش َ ] (اِخ ) از بلوکات ناحیه ٔ بارفروش . عده ٔ قری 20،مساحت حدود سه فرسنگ ، مرکز کلمیدان ، حد شمالی بلوک نصرکلا، شرقی بلوک تالارپی ، جنوبی بلوک بالاتجن و بلوک گنج افروز و غربی شهر بارفروش . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به سفرنامه ٔ رابینو ص 48 و 118 بخش انگلیسی شود. 1- اجم، جنگل، جنگلزار، كنام، نيزار، نيستان
2- بيدزار، بيدستان grove, thicket, glade, bosquet, forest, coppice, wood, holt, bosk, bosket, brake, brushwood, shaw, the grove بستان، غيضة، أيكة koru le bosquet der hain la arboleda il boschetto درختستان، زاغه، درختزار انبوه، خیابان یا کوچه جنگل، سبزه میان جنگل، فضای میان جنگل، پارک یا باغ، هیمه زار، چوب، چوبی، هیزم، بیشه واقع بر روی تپه، بته، بوته، ترمز، خس، ردیف درختان
بیشه در زبان فارسی به معنای جنگل یا مناطق جنگلی است و از نظر نگارشی و دستوری دارای نکات خاصی است. در زیر به برخی از این نکات اشاره میکنم:
نحوه نوشتن:
واژه "بیشه" به صورت «بیشه» نوشته میشود و با حرف «ب» آغاز میشود و به حرف «ه» ختم میشود.
تلفظ:
این واژه معمولاً به صورت «بیشِه» تلفظ میشود و اعلانی بر روی حرف «ب» وجود ندارد.
نقش واژه:
"بیشه" معمولاً به عنوان اسم و به معنای جنگل یا ناحیهای پوشیده از درختان استفاده میشود.
جمعبندی:
در صورتی که بخواهیم جمع این کلمه را بسازیم، میتوان گفت: "بیشهها" (جمع) یا "بیشههای" (به همراه حرف اضافه).
مثال در جملات:
در بیشهها میتوان انواع مختلفی از جانوران و گیاهان را یافت.
ما به تماشای زیباییهای بیشه رفتیم.
با رعایت این نکات، میتوان از کلمه "بیشه" به درستی در نوشتار و گفتار استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "بیشه" در جملههای مختلف آورده شده است:
بیشههای سبز و خرم در بهار بسیار زیبا هستند.
او در دل همین بیشهها، گنجی را پیدا کرد که سالها پنهان مانده بود.
پرندگان در بیشه به آواز خواندن پرداختند و فضایی دلنواز ایجاد کردند.
دوست دارم صبحها در کنار بیشهها به پیادهروی بروم و از هوای تازه لذت ببرم.
بیشه، پناهگاهی امن برای حیوانات وحشی است که در آن زندگی میکنند.
اگر سوال یا درخواست دیگری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: درختستان، زاغه، درختزار انبوه، خیابان یا کوچه جنگل، سبزه میان جنگل، فضای میان جنگل، پارک یا باغ، هیمه زار، چوب، چوبی، هیزم، بیشه واقع بر روی تپه، بته، بوته، ترمز، خس، ردیف درختان
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر