بیع زدن
licenseمعنی کلمه بیع زدن
معنی واژه بیع زدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
143
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to sell
عربی
باع | تاجر , غش , قنع , خدع , حظي بالقبول , باع بسعر محدد , باع بصورة جيدة , روج لبضاعة , للبيع
