جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: بیغاره . [ رَ / رِ ] (اِ) ملامت وسرزنش . (فرهنگ اسدی ). بیغار. (جهانگیری ) (رشیدی ) (سروری ) (برهان ) (آنندراج ). طعن . طعنه . ملامت . عذل . شماتت . نکوهش . سرزنش . سرزنشت . سرکوفت . لوم . منت که نهد عطادهنده عطایافته را. (یادداشت مؤلف ) : نه بیغاره دیدندبر بدکنش نه درویش را ایچ سو سرزنش . بوشکور. تنی درست و هم قوت باد روزه فرا[ کذا ] که به ز منت بیغاره کوثر و تسنیم . کسایی . مرا مرگ نامی تر از سرزنش بهر جای بیغاره ٔ بدکنش . فردوسی . تو رو بازگردان سپه را ز راه به بیغاره ٔ دشمن و شرم شاه . فردوسی . سرانجام مرگست و زو چاره نیست بمن بر بر این جای بیغاره نیست . فردوسی . خروشید و گفت ای شه نوعروس ز بیغاره ننگت نبد وز فسوس . اسدی . مزن زشت بیغاره ز ایران زمین که یک شهر از او به ز ماچین و چین . اسدی . ز فرمان شه ننگ و بیغاره نیست بهر وجه که را ز مه چاره نیست . اسدی . بدست خود گلوی خود بریدن به از بیغاره ٔ ناکس شنیدن . (ویس و رامین ). بر دوستی عترت پیغمبر کردندمان نشانه ٔ بیغاره . ناصرخسرو. تا برنزند کسی به بیغاره بر ساقت چوب و بر سرت دره . ناصرخسرو. برخاست و برادر را در کنار گرفت و بر تخت نشاند و گفت کار مردان کردی و بیغاره از ما دور گشت . (مجمل التواریخ والقصص ). چو عزم خدمت آن بارگاه دید مرا که صحن و سقفش بیغاره ٔ زمین و سماست . انوری . آفتابم من چرا جان را بکاهم چون هلال شاهبازم من چرا بیغاره یابم چون ذباب . خاقانی . ز بیغاره ٔ آن زن نغزگوی ز ناخورده خوان کرد شه دست شوی . نظامی . به بیغاره گفتا بیاور پیام پیام آور ازبند بگشاد کام . نظامی . چو شه دید کان گفت بیغاره نیست ز فرمانبری بنده را چاره نیست . مولوی . چونکه مجلس بی چنین بیغاره نیست از حدیث پست و نازل چاره نیست . مولوی . ز بیغاره باید بتنگ آوریش ستیزه کنان سوی جنگ آوریش . هاتفی . ولی چون درافتادی و چاره نیست به بی چاره بر جای بیغاره نیست . نزاری قهستانی . beggar شحاذ، متسول، فقير معدم، جامع تبرعات، فتي، حدث، أجل عن dilenci mendiant bettler mendigo mendicante
شحاذ|متسول , فقير معدم , جامع تبرعات , فتي , حدث , أجل عن
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "بیغاره" در زبان فارسی ممکن است به رنگ یا ویژگی خاصی اشاره داشته باشد، ولی این کلمه به طور عمومی در متون فارسی مرسوم نیست و ممکن است به یک واژه محلی یا خاص اشاره کند. اگر منظور شما از این کلمه چیز خاصی است، لطفاً آن را توضیح دهید.
اما در زمینه قواعد نگارشی و فارسی به طور کلی، نکات زیر میتواند مفید باشد:
نوشتن صحیح کلمات: همیشه سعی کنید کلمات را به صورت صحیح و مطابق با قواعد املا بنویسید. مثال: بیغاره (بدون اعرابگذاری).
استفاده از علامتهای نگارشی: در متنهایی که شامل فعل و فاعل میشوند، از ویرگول و دیگر علائم نگارشی برای تفکیک جملات استفاده کنید.
پانویس یا توضحات اضافی: اگر کلمه خاصی است که ممکن است نیاز به توضیح داشته باشد، حتماً آن را در قالب پانویس یا توضیح اضافه کنید.
سازگاری با بافت متن: اطمینان حاصل کنید که کلمه "بیغاره" با بافت کلی نوشته شما همخوانی داشته باشد و مفهوم روشنی را منتقل کند.
اگر سؤالات بیشتری دارید یا نیاز به توضیحات بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در جنگلهای انبوه، بیغارههای زیبا و رنگارنگی وجود دارند که چشم هر بینندهای را خیره میکند.
او به خاطر بیغارهاش همیشه احساس آرامش و نزدیکی به طبیعت میکند.
در سفر به کوهها، بیغارهها یک پناهگاه طبیعی برای بسیاری از حیوانات وحشی هستند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر